انسان علمی دارای چه ویژگی های است؟

انسان علمی دارای چه ویژگی های است؟

  • جستجو گر(Search )است و از شک(Doubt) نمی هراسد
  • به تغییر(Change) و تحول مستمر اعتقاد داشته و تغییر را حاصل تلاش های انسان می داند.
  • پیوسته تجربه(Experience) می کند حستجو گر و کاوشگر است.
  • مجهز به تفکر منطقی(Logical) بوده و از تعصب(Prejudice) به دور است.
  • به روش های علمی(Scientific Method) و پژوهش(Research) باور راستین دارد .
  • انتقاد پذیر(Criticism) و انعطاف پذیر(Flexibility) است.
  • دارای قدرت علمی است(شناخت علمی به انسان قدرت می دهد).
  • واقع بینی(Realism)،خلاقیت، و دقت(Attention) را در خود تقویت می کند.
  • علاقمند به دانش روز بوده و برخورد علمی با مسئل دارد.
  • تمیل به کار گروهی و جمعی دارد.
  • پرسشگر بوده و از مهارت های ارتباطی برای ارتقاءدانش خود بهره می گیرد.
  • در عین دقت و توجه به کیفیت سریع عمل می کند و در کار هایش گام های سریع بر می دارد.

نکات مهم درتهیه و تنظیم پرسشنامه

 نکات مهم درتهیه و تنظیم پرسشنامه

  • پرسشنامه باید دستورالعمل تکمیل داشته وچگونگی پاسخ دادن به سوالها را برای پاسخ دهنده تشریح کند.
  • این دستورالعمل باید کوتاه بوده وحاوی کلیه اطلاعات مورد نیاز پاسخ دهنده، برای کامل کردن پرسشنامه باشد.
  • سوال های پرسشنامه باید براساس هدفها و در چارچوب سوالهای تحقیق به گونه ای تنظیم تا برای پاسخ دهنده جاذب و جالب باشد . (سوالات باید جالب و از نظر روانی موجبات همکاری را فراهم آورند.)
  • پرسشنامه باید تا حدامکان کوتاه باشدو در عین حال داده های موردنیازپژوهشگررافراهم سازد.
  • سوالهای اولیه باید به حدی جالب باشد که پاسخ دهنده رابه پاسخ دادن ترغیب کند.
  • سوالها از ساده ترین به پیچیده ترین عرضه شود و سوالهایی که ممکن است آزمودنی در پاسخ دادن به آنها اکراه داشته باشد در آخر پرسشنامه قرارداده شود.
  • از سوالهای نا مفهوم و مبهم و پیچیده پرهیزشود. سوالات باید به گونه ای طرح شوند که نیاز به توضیح و تفسیر نداشته باشند.
  • ازسوالهایی که پاسخ دهنده رابه پاسخ خاصی هدایت میکندباید اجتناب کرد.
  • ازسوالهای دو وجهی که شامل دوسوال که در یک پرسش است اجتناب شود.
  • تا جایی که امکان داردازارائه سوالهای منفی خودداری شود.
  • از بیان سوالهای مستقیم که موجب تحریک حساسیت آزمودنی شده و یا در وی ایجادمقاومت میکندپرهیز شود.
  • باید بین سوالات رابطه منطقی وجود داشته باشد.
  • برای منحرف ساختن ذهن پاسخگو از مطالب قبلی،می توان با قرار دادن تعدادی سوال ساده و بی ربط در بین سوالات امادگی لازم را برای پاسخگویی به سوالات در پاسخگو فراهم نمود.
  • پاسخ گویی به پرسشنامه نباید وقت زیادی از پاسخگو را به خود اختصاص دهد. وقت لازم برای پاسخگویی باید به دقت بر آورده شود. محقق ورزیده قادر است با طرح تعدادی سوال مخصوص به نتیجه برسد.
  •  باید از به کاربردن لغات و اصطلاحات نا مأنوس خوداری خودداری نمود.
  • سوالات نباید جنبه انحرافی داشته باشد.
  • قبل از طرح سوالات وضع اجتماعی،روحی و شخصیت افراد پاسخگو باید مورد مطالعه قرار گیرد.
  • می توان به صورت غیر مستقیم از نظرات پاسخگو با طرح سوالات خاص آگاهی پیدا کرد.
  • سوالاتی که همه به آن جواب مثبت یا منفی می دهند باید از پرسشنامه حذف شوند.
  • اگر تعدادی از سوالات بدون پاسخ ماند باید علت جستجو تا رفع نقص شود.
  • پرسشنامه باید حسن ختام داشته و از پاسخگو تشکر و قدردانی بعمل آید.

آنچه در تنظیم فصل دوم تحقیق(ادبیات تحقیق) باید مورد توجه قرار گیرد

آنچه در تنظیم فصل دوم تحقیق(ادبیات تحقیق) باید مورد توجه قرار گیردعبارتند از:

  1. مقدمه کوتاه 
  2. مبانی تئوریکی و نظری طرح تحقیق
  3. چکیده پایان نامه ها،رساله ها،و گزارش های پژوهشی(پیشینه یابی)
  4. برسی منابع موجود پیرامون موضوع تحقیق
  5. نقد،تحلیل و نتیجه گیری از منابع و پیشینه پژوهش 

چرا باید پیشینه مربوط به موضوع تحقیق را مطالعه نمود؟(اهمیت و فوائد مطالعه پیشینه تحقیق)

  • باید پیشینه موضوع تحقیق دقیقا مورد بررسی قرار گیرد زیرا ما در انجام یک پژوهش علمی نیازداریم به:
  • ارتباط دادن تحقیق با مطا لعه هایی که در همان زمینه توسط دیگران انجام یافته است
  •   توجه به جنبه هایی که پژوهشهای قبلی به آن توجه نکرده اند (توجه به جنبه های جدید و نوآوری وتکاملی پژوهش )
  • باز خوانی و استفاده ازروشهای موفق پژوهش های قبلی وپرهیز ازتکرارشکستهای گذشته
  • پرهیز ازدوباره کاری وتکرار تحقیق های قبلی
  • یافته های پژوهش های قبلی در زمینه موضوع مورد تحقیق

چرا باید منابع مربوط به موضوع تحقیق را مورد مطالعه قرار داد؟(اهمیت و فوائد مطالعه منابع)

  • این مطالعه موجب طرح بهتر مسئله و کسب نتایج با اهمیت و معنادار می شود
  • موجب محدود کردن مسئله تحقیق و بهتر نعریف کردن آن آن می شود
  • موجب پیدا کردن روش های جدید برای بررسی و مطالعه موضوع مورد نظر می شود
  • موجب اجتناب از بکار بردن روش های بی نتیجه می شود
  • در ارائه پیشنهاد برای ادامه تحقیقات در آینده توسط دیگران کمک شایانی می کند

فرایند بررسی پیشینه تحقیق:

  • مشخص کردن واژگان کلیدی مرتبط با مسأله تحیق
  • جستجوی منابع اطلاعاتی با کمک گرفتن از واژگان کلیدی
  • یافتن عنوان مقاله های مرتبط با موضوع تحقیق
  • جایابی نسخه های از مقاله های مورد نظر
  • گزینش مقاله مرتبط
  • طبقه بندی  مقاله ها
  • تهیه چکیده

منابع پیشینه تحقیق: منابع پیشینه تحقیق عبارتند از:

  • اطلاعات موجود در بان کهای اطلاعاتی
  • تألیفها،ترجمه ها و مقاله های مربوط به موضوع مورد بررسی
  • پایان نامه های مربوط به موضوع مورد بررسی
  • نظریه های موجود در زمینه موضوع مورد مطالعه
  • سالنامه های مراکز تحقیقاتی و فرهنگی از قبیل یونسکو
  • تجربه های صاحبنظران
  • سایر منابع(کتابنامه ها و سالنامه ها،مجلات و مقاله های دوره ای،گزارش های دولتی و دیگر مراجع صلاحیتدار)

منابع دست اول و دست دوم:

منابع دست اول:: منابعی که در آن چگونگی وقوع پدیده ه به وسیله کسی گزارش می شود که در آن مشارکت داشته یا شاهد ان بوده.

منابع دست دوم:اگر نویسنده ای برخی گزارش های دیگران را جمع آوری کرده و به صورت یک کتاب تنظیم کند.مثل کتاب های تاریخ ایران باستان

اشکالات معمول در مطالعه منابع مربوط به موضوع تحقیق:معمولا در بررسی و مطالعه منابع اشکالات زیر به چشم می خورد

  • مطالعه شتاب زده تحقیق به خاطر شروع هرچه زود تر تحقیق که این موضوع موجب چشم پوشی از ایده های مهم می شود
  • اعتماد و تاکید بیش از اندازه بر منابع دست دوم
  • تاکید بیش از اندازه بر نتایج تحقیقات گذشته و غفلت از مطالعه روش های اندازه گیری و اجرایی
  • چشم پوشی از مطالعه منابع دیگر مانند روزنامه ها و نشریات عمومی که شامل مقاله ها و مباحث مفیدی در زمینه موضوع مورد تحقیق هستند.
  • عدم ارائه تعریفی دقیق از عنوان تحقیق که موجب محدود کردن مطالعه منابع میشود
  • ثبت اطلاعات و مطالب زیاد در برگه های یادداشت
  • رونویسی و تنظیم مطالب(منابع)که به شکل غلط صورت می گیرد

دانستنی های پیرامون بیان مسأله درپژوهش

دانستنی های پیرامون بیان مسأله درپژوهش

      پژوهش علمی همواره با نوعی مسأله یا مشکل آغاز می شود و هدف آن پیدا کردن جواب مسائل با استفاده از روش های علمی است. دشوارترین گام در فرایند پژوهش،مشخص کردن مسأله مورد مطالعه است.آنچه در مورد بیان مسأله پژوهش باید مورد توجه و دقت نظر قرار گیرد عبارتند از:

  • اهمیت مسأله تحقیق:مسئله تحقیق وقتی دارای اهمیت است که:
  1. موجب فراهم کردن دانش در یک زمینه خاص شود
  2. کمک کند تا بتوان به تدوین نظریه پرداخت
  3. در جهت تکمیل و یا تعمیم نتایج تحقیقات قبلی باشد
  4. در پیشبرد روش شناسی تحقیق کمک کند
  5. بتواند درروشن ساختن برخی از مسئل مهم روز کمک نماید
  • ملاک های انتخاب مسئله تحقیق:

گزینش مسئله پژوهش بستگی به ذوق،سلیقه،علاقه زمینه تخصصی و تجارب شخصی پژوهشگر داردمهمترین عاملی که در انتخاب مسئله پژوهش نقش اساسی دارد تمایلات و ارزش های معنوی خود پژوهشگر است.

  • ویژگی های مسأله پژوهش:مسئله پژوهش.....
  1. باید رابطه بین دو یا چند متغیر را مورد پرسش قرار دهد
  2. باید روشن و بدون ابهام باشد و به صورت یک پرسش بیان شود
  3. باید حل شدنی و ازطریق روش های تجربی قا بل آزمایش باشد
  4. نباید نمایشگر یک موضوع اخلاقی باشد یا مسئل اخلاقی تولید کند
  5. باید یک دامنه محدود داشته باشد.
  • ابعاد مسئله:در ابعاد مسئله باید به شناسایی مشکل،اهمیت مشکل،ضرورت مشکل،حدود و عوارض مشکل پرداخت . به عبارت دیگر ابعاد مسئله را باید مشخص نمود تا.....
  1.   منجربه شناسایی مشکل شود
  2. اهمیت مشکل را مبرهن سازد
  3. ضرورت مشکل اشکار سازد
  4. بر اساس بتوان مشکلات مرتبط با مشکل اصلی را شناسایی و تفکیک نمود
  5. حدود مشکل(مرزبندی مشکل) شناسایی شود
  6. تا عوارض مشکل باز خوانی شود
  • افراط و تفریط در مسئله:

اگر مسئله خیلی کلی باشد معمولا آنقدر مهم می شود که  نمی توان آن را آزمود و از نظر علمی وجاهت بررسی ندارد هر چند ممکن است خواندن آن جالب باشد.از طرفی تعریف نباید بیش از اندازه اختصاصی و باریک شود که اهمیت خود را از دست بدهد و این کار به بهای مبتذل شدن آنها منتهی شود باشد  در هر صورت هرچه مسائل یا فرضیه اختصاصی تر باشند ازمون پذیری آن ها روشن تر خواهد بود. بنا بر این باید بین اختصاصی بودن و کلیت به گونه ای مصالحه ایجاد نمود و این به تجربه پژوهشگر و مطالعه منتقدانه از مسائل تحقیقی بستگی دارد.

عوامل موثر و کارآمد در فرایند یک مصاحبه گزینشی

عوامل موثر و کارآمد در فرایند یک مصاحبه گزینشی

مقدمه:

ازجمله ابزار تحقیق در حوزه علوم انسانی مصاحبه است در گزینش نیز به منظور تعین میزان برخورداری داوطلبان استخدام در سازمان های دولتی از شرایط و صلاحیت های اعتقادی،اخلاقی و سیاسی مطابق قوانین موضوعه ،از مصاحبه استفاده می شود. از آنجائیکه مصاحبه گزینشی همانند دیگر ابزار تحقیق از اعتبار قابل قبولی برخوردار می باشد،لازم است همه وجوه آن شنماخته شود تا بتوان میزان تأثیر گذاری هر یک از متغیر های مثبت و منفی را در آن ارزیابی نمود.

  اکنون این سوال مطرح می شود که متغیر های تأثیر گذار بر روند یک مصاحبه گزینشی کدامند و چگونه می توان اعتبار انها را در گزینش بالا برد؟در این مقاله پس از اشاره به تعدادی از عوامل و متغیر های تأثیر گذار در یک مصاحبه گزینشی ،برخی ز این عوامل به طور مختصر تشریح شده است.

         برخی عوامل موثر و کارآمد :صرف انجام وظایف نمی تواند عامل موفقیت کارکنان یا مدیریت یک موسسه و سازمان در نیل به اهداف از پیش تعین شده باشد.آنچه ضمن انجام وظایف از اهمیت بالایی برخوردار است ،نحوه انجام وظایف است.بارها با کسانی مواجه شده ایم که در انجام وظایف خود کوتاهی نداشته اند و مطابق با نظر مدیر سازمان مربوطه،عمل کرده اند،اما نتیجه کار ایشان مدیران را راضی نکرده،بعضا خود آنها نیز از نتیجه کارشان راضی نبوده اند. چرا؟

   شاید یک دلیلش این باشد که اگر چه کار گزاران یا کارکنان مطابق با آنچه به ایشان ارجاع شده است و بر اساس شرح وظایف قانونی،امور محوله را بدرستی انجام داده و در این خصوص کوتاهی نکرده اند ،اما بر فرایند کار آنها عواملی چند تأثیر گذار بوده که در شرح وظایفشان اشاره ای به ان ها نشده است و یا امکان لحاظ آن در شرح وظایف میسور نبوده است.ولی با قدری تأمل می توان از سه عامل شناخت(درک درست نسبت به هدف)،تعهد(صداقت و احساس مسئولیت)و استعداد(توانمندی های هوشی،فکریوذهنی)نام برد که برکیفیت تلاش و میزان کارایی یا به طور کلی بر رفتار و نحوه فعالیت آن ها در نیل به اهداف شغلی کمک شایانی می نماید.مصاحبه گزینشی هم به لحاظ هدفی که تعقیب می کند و هم به لحاظ اینکه مصاحبه گر با نوع انسان سروکار دارد،از پیچیدگی فراوانی برخوردار است.البته در این مقاله از موضوع مصاحبه در گزینش اهدافی دنبال می شود،به طوری که شاید بتوان وظایف مشخصی را برای مصاحبه گران تعیین نمود،اما آیا صرف عمل نمودن به آن وظایف می تواند ما را به اهدافمان برساند؟

بر اساس تجربه ای که نگارنده در این چند سال از شغل مصاحبه گری داشته است نقش عوامل زیر را در دستیابی به یک مصاحبه کارآمد،ضروری دانسته و درجه موفقیت یک مصاحبه گر را در میزان توجه و دقت در بکارگیری آنها می داند:

  • آگاهی و دانش مصاحبه گر در زمینه های مختلف (اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی،اخلاقی،فرهنگی و ...).
  • تسلط در طرح مسائل مختلف و استفاده کمتر از جملات استفهامی
  • توانایی در حفظ رئوس کلی اطلاعات بدست آمده در ذهن و استفاده بجا از آنها در مصاحبه.
  • پرهیز از هر گونه تنگ نظری و داشتن وسعت نظر و ملاحظه امور مختلف از افقی برتر و رعایت تقوا.
  • پرهیز از هر گونه مجادله با داوطلب در ارتباط با ضعف ها یا صداقت وی.
  • درک شرایط و ویژگی های داوطلب به لحاظ سن،تجربه و تحصیلات؛ همچنین غافل نماندن از اتخاذ شیوه های منطقی در برخورد با شخصیت های برجسته و ممتاز.
  • احترام به دیدگاه های داوطلب.
  • عدم ابراز حساسیت نسبت به ضعف های داوطلب و حفظ جریان عادی مصاحبه.
  • کمک به داوطلب در تحلیل مسائل مختلف و بیان دیدگاه ها.
  • تاکید بر نکات مثبت داوطلب طی مصاحبه و برخورد محبت آمیز با او.
  • گوش دادن به صحبت های داوطلب.
  • ارائه پاسخ های روشن و دقیق به سوالات داوطلب.

تفضیل و تبیین دقیق هر یک از موارد مذکور،مجال بیشتری می طلبد که در این مقاله به شرح مختصری از چند مورد اکتفا می شود.

  • آگاهی و اطلاعات کافی مصاحبه گر در زمینه های مختلف:

یکی از دلایل بسیار مهم و ضروری که موجب می شود مصاحبه به عنوان یک ابزار کارآمد در تعیین صلاحیت ها،مورد توجه صاحب نظران علوم انسانی قرار گیرد،روشی است که طی آن،با طرح مسائل مختلف، اندیشه و نگرش مصاحبه شونده مورد کنکاش قرار می گیرد و بدین طریق سیمای اندیشه و تفکرات و اعتقادات او بروز و ظهور می یابد.این روش زمانی کارآمد است که مصاحبه گر از سطح دانش و آگاهی مطلوبی برخوردار باشد.این آگاهی محدود به دانش و تجربه مصاحبه گر از یک رشته خاص علمی نیست؛بلکه صلاحیت داوطلب منوط به عوامل مختلفی است که درک هر کدام و تعیین میزان برخورداری داوطلب از آن،نیازمند شناخت مصاحبه گر از همه آن عوامل می باشد؛به عنوان مثال:چنانچه مصاحبه گر در محور اخلاق از مبانی علوم رفتاری،روانی و اخلاقی،آگاهی لازم را کسب نکرده باشد،نمی تواند به طرح سؤالات مختلف در این محور بپردازد و به همین میزان،عرصه بررسی وشناخت را بر خود تنگ نموده است و در نتیجه الزاماً از بررسی بیشتر و شناخت عمیق تر اجتناب نموده یا به طرح سؤالات مستقیم و غیر مجاز می پردازد که در هر دو حالت مصاحبه او ناموفق خواهد بود و در ارائه نظر و نتیجه گیری دچار ابهام،شک و تردید خواهد شد.لذا پایین بودن سطح دانش و آگاهی مصاحبه گر و عدم اطلاع از مسائل مبتلابه جامعه،عرصه جستجوی مصاحبه گر را تنگ تر کرده و بعضاً به سؤالات غیر اصولی و غیرشرعی کشیده خواهد شد و نیز از یک زاویه دیگر، مصاحبه شونده مورد احترام و اکرام واقع نمی شود و احساس می کند سؤالات مطرح شده در شأن و منزلت او نبوده و این به خودی خود فضای مصاحبه را مسموم کرده،موجب سوءظن مصاحبه شونده می گردد و در پاسخ به سؤالات از خود مقاومت نشان خواهد داد.آگاهی و دانش بالای مصاحبه گر باعث می شود که مصاحبه شونده در خلال بحث ضمن پی بردن به نقاط ضعف خود به طور غیر مستقیم مورد ارشاد قرار گیرد.

  • تسلط در طرح مسائل مختلف و استفاده کمتر از جملات استفهامی:

قبل از شرح این موضوع،بیان سه نکته لازم است:

الف- از جمله ویژگی های ذاتی انسان،حرمت و عزت نفس اوست و گرامی داشتن آن نیز ریشه در فطرت و ذات آدمی دارد.لذا انسان در مقابل هر کسی که کرامت او را نادیده بگیرد،بی اختیار(هم به لحاظ فیزیولوژی و هم به لحاظ روانی)حالت دفاعی به خود می گیرد.

ب- هر انسان دارای شخصیتی مستقل است و در برخورد با هم نوع خود،به ارزیابی خویش در مقایسه با طرف مقابل می پردازد و در چارچوب این ارزیابی،تفکرات و رفتارش را تنظیم می نماید؛به عبارت دیگر،آنچه فضای یک گفتگو و مفاهمه را شکل می دهد مجموعه کنش و واکنش هایی است که بخشی از آن نشأت گرفته از همین ارزیابی ها است.

ج- هیچ یک از ما دوست نداریم در معرض پرسش دیگران قرار بگیریم،بخصوص اینکه آن سؤالات مربوط به خصوصیات و سلایق فردی و اعتقادی ما نیز باشد.

با توجه به موارد مذکور،بحث در این است که چگونه می توان با داوطلبی که ابهامات فراوانی از پیش در ذهن خود دارد،در یک مصاحبه رسمی برخورد نمود که فضای اطمینان،آرامش و مفاهمه مشترک بوجود آید.برای ایجاد این فضای صمیمی به عنوان نمونه می توان به جای طرح سؤال،موقعیت را به گونه ای فراهم آورد که مصاحبه شونده احساس نماید در جایگاهی قرار گرفته است که علاوه بر امکان طرح دیدگاه های خود،به اندیشه و نوع نگرش او به مسائل مختلف نیز احترام گذاشته می شود؛ در این صورت است که آن اطمینان روحی و تکریم شخصیتی در مصاحبه شونده قوام می یابد و در نتیجه هم گرایی موردنظر که تجلی بخش بیان صادقانه باورها و نگرش های فرد می باشد،به دست میآید.بنابراین می توان به جای ارائه سؤالات کوتاه،به ارزیابی تفکر و اندیشه داوطلب در یک گفتگوی صمیمانه پرداخت؛به گونه ای که داوطلب احساس نکند،آمده است به سؤالات پاسخ دهد بلکه احساس نماید که از او به عنوان یک فرد صاحب اندیشه،خلاق و متفکر خواسته اند به ارزیابی مسائل جامعه پرداخته و به ارائه اندیشه،علایق و سلایق خود بپردازد.در این صورت است که:

  1. داوطلب صادقانه به بیان مسائل اخلاقی،اعتقادی،سیاسی و سلایق خود می پردازد و در نتیجه،ما نیز دچار مشکل نخواهیم شد.
  2. مصاحبه از حالت پرسش و پاسخ شبیه بازجویی خارج می شود.
  3. از شدت اظطراب و دلهره مصاحبه شونده در طول مصاحبه کاسته می شود.
  4. مصاحبه شونده احساس کرامت نفس می کند و در صورت عدم توفیق در جریان مصاحبه،دچار بحران روحی نمی گردد و دیگران را در رد صلاحیت خود گناهکار نمیداند.
  • توانایی حفظ رئوس کلی اطلاعات یا احتمالات موجود و استفاده بجا از آنها در طول مصاحبه:

از ویگی های یک مصاحبه آن است که مباحث مختلفی در آن طرح می گردد؛به خصوص اگر قصد یک مصاحبه جامع و کامل را داشته باشیم.در این صورت  مصاحبه گر ضمن آن که لازم است مسائل مختلف را به گونه ای طرح نماید که او را به هدفش نزدیک تر سازد،باید از هوش و ذکاوت خاصی نیز برخوردار باشد؛تا بتواند در موقعیت های مختلف،ارتباطی منطقی بین اطلاعات بدست آمده ایجاد نماید و ضمن اینکه ابهامات و تردیدهای موجود را قدم به قدم از بین می برد،باید در حد امکان اطلاعات جدیدی را جهت کشف دیگر ابعاد شخصیت داوطلب به دست آورد.در این میان،آنچه مهم است اینکه: مصاحبه گر باید در طول مصاحبه نکات ضروری و برجسته را در حافظه خویش نگاه داشته و در طرح آن عجله نکند و بدون هر گونه حساسیتی روند طبیعی  مصاحبه را حفظ نماید تا مجبور به طرح سؤالات مستقیم نشود یا مصاحبه به جدال کشیده نشود.در این صورت است که  مصاحبه به پرسش و پاسخ تبدیل نمی شود و مصاحبه شونده در بیان دیدگاه های خود به تجاهل و تغافل دست نمی زند.البته در ادامه،مصاحبه گر میتواند به ارزیابی آن نکات نیز بپردازد و بدین طریق علاوه بر استحکام بخشیدن به روند مصاحبه،قرائن و شواهد مطمئن تری از ویژگی های اخلاقی یا اعتقادی داوطلب کسب نماید.

طبیعتاً به دلیل آن که مصاحبه شونده در طول مصاحبه به فریب مصاحبه گر نمی پردازد، مصاحبه در حداقل زمان ممکن به پایان می رسد.

  • داشتن وسعت نظر و نگاه به مسائل مختلف از افق برتر و دوری از هرگونه تعصب و تنگ نظری

همه ما موظیم بر اساس اعتقادات دینی و ارزش های اسلامی عمل کنیم و رفتار خوب و بد دیگران را نیز بر همین اساس ارزیابی کنیم.بنابراین احساسات فردی و تعصبات شخصی افراد،نباید معیار تشخیص حق و باطل ارائه نموده است.

مصاحبه گر باید در طرح مسائل مختلف از افقی برتر و عمیق تر به مسائل نگاه کند و خود را گرفتار تعصبات ناروا نساخته،در پیچ و خم های نه چندان ضروری گرفتار نسازد.اینجاست که علاوه بر علم و آگاهی،تقوای مصاحبه گر در انعکاس دیدگاه ها و دوری از تعصبات بی پایه و اساس از اهمیت ویژه ای برخوردار است.در این صورت مصاحبه گر،برخورداری یا عدم برخورداری مصاحبه شونده از صلاحیت های اعتقادی، اخلاقی و سیاسی را بر اساس اصول شرعی می سنجد و تعصبات شخصی را کمتر دخالت می دهد.همچنین مصاحبه گر در تدوین نتیجه مصاحبه و در بیان خصوصیات داوطلب نیز کمتر دچار شک و تردید خواهد شد و با اطمینان بیشتری به ارزیابی داوطلب می پردازد

نوشته:سیدتیمور میرشفیعی لنگری (منتشره در مجله تخصصی پیام گزینش شماره ۲۵ و۲۶ سال ۱۳۸۱ )

اگر میخواهی در زندگی اندوهگین نباشی حسود نباش

وازگان پزوهش

 نمونه گیری : نمونه گیری فرآیند انتخاب مشاهده ها و تعمیم نتایج مشاهده به کل جمعیت است.

عنصر : واحدی که درباره اش اطلاعات جمع آوری می شود و مبنای تحلیل را فراهم می سازد.  

جمعیت: مجموعه افراد، اشیاء یا نمودهایی که یک یا چند صفت مشترک داشته باشند و یکجا در نظر گرفته شوند.  

چارچوب نمونه گیری: فهرست اصلی واحدهای نمونه گیری است که نمونه یا مرحله ای از نمونه، از آن انتخاب می شود.

متغیر : صفات منحصر به فرد عنصرهای یک جمعیت را توصیف می کند.

نمونه : زیرمجموعه ای از یک جمعیت است که برای استنباط ماهیت کل جمعیت انتخاب میشود

حجم نمونه:حجم نمونه همان اندازه نمونه است کههر چه حجم یا اندازه نمونه بزرگتر باشد میزان اشتباهات در نتیجه گیری کم می شود و بر عکس هر چه تعداد نمونه محدود باشد مقدار اشتباهات زیادتر است٬ بنابراین زمانی که محقق سطح بالاتری از اطمینان یا معنی دار بودن آماری را ملاک ارزیابی اطلاعات تحقیق خود قرار می دهد لازم است حجم نمونه او بزرگتر انتخاب شود.

لذا اگر هر عضو در جامعه مادر دقیقاً مشابه عضو دیگر باشد آنگاه انتخاب نمونه ای با حجم یک عضو هم کافی است. حجم نمونه باید به اندازه ای باشد که نتایج حاصل عیناً با نتایج همان مطالعه در جامعه ای که نمونه از آن انتخاب شده است برابر باشد.

 تحقیق(پژوهش): عبارتست از فعالیت های منظم و برنامه ریزی شده برای کشف مجهولات و دستیابی به دانش جدید و نوآوری در زمینه های مختلف.(طالقانی،1370،ص 12)

تحقیق را می توان به تجزیه و تحلیل و ثبت عینی و سیستماتیک مشاهدات کنترل شده که ممکن است به پروراندن قوانین کلی، اصول یا نظریه هایی بیانجامد و به پیش بینی و یا احتمالاً به کنترل نهایی رویدادها منجر شود تعریف کرد.

تحقیق(پژوهش) توسعه ای: هرگونه فعالیت منظم مبتنی بر دانش موجود حاصل از تحقیقات و یا تجارب است که به منظور تولید مواد، فرآورده ها، ابزار و فرآیندها و روش های جدید و یا بهبود آنها صورت می گیرد.(لاپدز،1987، ص 168)

تحقیق بنیادی: شامل هر نوع فعالیتی است که باعث افزایش دانش یا کشف جدید در یک زمینه علمی شود، بدون آنکه کاربرد علمی ویژه ای برای آن در نظر گرفته شود.(لاپدز،1987، ص 169)

تحقیق کاربردی: به هر نوع کاوش اصیل به منظور کسب دانش علمی و فنی جدید که برای آنها کاربرد ویژه ای در نظر گرفته شود، اطلاق می شود.(لاپدز،1987،ص 169)

اقدام‌پژوهي چيست؟اقدام پژوهی که در زبان انگلیسی Action Research خوانده می شود به معنی پژوهش در عمل است.پژوهش در عمل نوعی از مطالعه و بررسی است که افراد برای تغییر وضعیت نامطلوب و رسیدن به وضعیت نسبتا مطلوب و در نهایت بهسازی کارها در محیط شغلیشان بکار می برند.

طرح:مجموعه ای از عملیات و خدمات مشخص و همبسته را گویند که با هزینه معینی در یک دوره زمانی از قبل تعیین شده برای رسیدن به یک هدف معین انجام گیرد.

طرح تحقیقاتی (پروژه تحقیقاتی): عبارتست از مجموعه ای همگون از فعالیت های علمی و فنی با محدودیت زمانی و زمان بندی مشخص، با اهداف مشخص تحقیق و توسعه که توسط مجموعه ای از کارکنان علمی و فنی اجرا می شود. پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکترا نیز طرح یا پروژه تحقیقاتی تلقی می شوند.(فرهنگ توصیفی تکنولوژی- کتاب مرکز آمار ایران)

تعریف مساله : کلیه نکات ناشناخته در زندگی روزمره می توانند موضوع تحقیق باشند محقق می تواند هر یک از این نکات را به عنوان یک مساله تحقیق اختیار و شروع به تحقیق نماید.

جمعیت:مجموعه تمام افراد یا اشیایی که مطالعات آماری در مورد یک یا چند صفت آنها در یک مکان و زمان معین انجام می گیرد به جمعیت موسوم است. هر یک از این افراد و اشیاء را یک عضو جمعیت می نامند و تعداد اعضای جمعیت را اندازه جمعیت می نامند.(نعمت الهی،1380)

پرسشنامه: یکی از متداول ترین روش های جمع آوری اطلاعات، استفاده از پرسشنامه است. در تهیه و تنظیم پرسشنامه محقق سعی می نماید که از طریق طرح تعدادی سئوال،اطلاعات مورد لزوم را از گروه پاسخگو دریافت نماید. اطلاعاتی که از این طریق جمع آوری می شود، می تواند در زمینه های مختلفی مانند عقاید، عواطف، حالات روانی،اطلاعات فردی، دینی، سیاسی، فرهنگی و سایر خصوصیات افراد مورد مطالعه، بکار گرفته شود(نبوی،1376- ابوالفضل روزبه جهرمی،1380).

در اغلب موارد، تماس مستقیم با آزمودنی ها که اساس جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه است، وقت فراوان می گیرد یا گران تمام می شود و گاهی غیر ممکن است،به همین لحاظ درا ین گونه موارد، محققان علوم انسانی برای دستیابی به حقایق مربوط به گذشته، حال و یا پیش بینی وقایع و شرایط آینده از پرسشنامه استفاده می کنند. در مقایسه با مصاحبه، پرسشنامه در اغلب شرایط عملی تر و آسان تر است و به محقق امکان می دهد تا نمونه های بزرگتر را مطالعه و بررسی کند(نادری و نراقی،1369- ابوالفضل روزبه جهرمی،1380).

تجزیه و تحلیل: تجزیه و تحلیل به عنوان فرآیندی از روش علمی، یکی از پایه های هر روش تحقیقی است،  تجزیه و تحلیل به طور کلی عبارتست از روشی که از طریق آن کل فرآیند پژوهشی، از انتخاب مساله تا دسترسی به یک نتیجه هدایت می شود. پژوهشگر برا ی پاسخگویی به مساله تدوین شده و تا تصمیم گیری در مورد رد یا تایید فرضیه ای صورتبندی کرده است از روش های مختلف تجزیه و تحلیل استفاده می کند، روش های مختلف تجزیه و تحلیل را می توان به سه طبقه تجزیه و تحلیل توصیفی، مقایسه ای و علیت تقسیم کرد (طاهری،1374)

هیچ گاه جمع آوری داده ها فی نفسه دارای ارزش نیست. همواره تحقیقات به علت وجود احساس نیاز به انجام آزمایش در مورد یک فرض موقتی درباره طبیعت،‌ که با نام فرضیه شناخته می شود،‌ انجام می شود. اغلب فرضیه بیانگر این مطلب است که یک ارتباط علیتی بین دو متغیر وجود دارد به شکلی که میزان یکی (متغیر مستقل independent variable) تا حدودی تعیین کننده دیگری (متغیر وابستهdependent variable) است.

استنباط آماری(Statistical inference): در اندازه گیری ها و آزمایش های تصادفی،‌ عموماً‌ داده ها به وسیله نمونه گیری به دست می آید و مایل هستیم نتایج حاصل را برای جامعه تعمیم دهیم. این عمل را استنباط آماری می نامیم. به طور کلی،‌ استنباط آماری بر دو نوع است: برآورد کردن و آزمون فرض.

آزمون فرض آماری(Hypothesis testing):  آزمون فرض آماری،‌ قانون یا دستوری است که بر طبق آن، بر اساس مشاهدات انجام شده تصمیم به رد یا قبول فرض موردنظر گرفته می شود. وقتی که فرض یا ادعایی در مورد یک پارامتر جامعه بیان می شود،‌ ممکن است صحیح یا ناصحیح باشد،‌ بنابراین دو فرض مطرح می شود یکی آن که ادعا صحیح است و دیگری آن که ادعا صحیح نیست. لذا یک آزمون فرض آماری شامل دو فرض آماری است که در مقابل یکدیگر قرار می گیرند،‌ یکی را فرض صفر(Null hypothesis) و دیگر را فرض مقابل(Alternative hypothesis) (فرض یک) می گویند. به طور کلی،‌ فرضی که برای رد شدن باشد،‌ فرض صفر گویند و با H0  نشان می دهند و فرض مقابل را با H1 نشان می دهند.

اگرsig  (سطح معنی داری) بزرگتر از 05/0 می باشد،‌H0 پذیرفته می شود و نتیجه ی موردنظر معنی دار نیست. یعنی فرضیه رد می شود (این امر به این معنی نیست که فرضیه حقیقتاً‌ صحیح است بلکه تنها به این معنی است که شواهد جهت رد فرضیه صفرکافی نیست.)

Significant > 0.05 ] Accept null hypothesis (H0)

اگرsig  کوچکتر از 05/0 می باشد،H0 رد می شود و نتیجه ی موردنظر معنی دار است. یعنی فرضیه ما پذیرفته  می شود.

Significant < 0.05 ] Reject null hypothesis (H0)

تست وکسلر: تست وکسلر به عنوان یکی از تست های هوشی وهمچنین تست تشخیص ضایعه مغزی برای کودکان عقب مانده ذهنی ناشی از آسیبهای وارده به مغزکاربرد فراوان دارد،این تست با سه مقیاس خردسالان،کودکان،بزرگسالان(خردسالان تا قبل از شش سالگی و  کودکان  ببین 6 تا 15سالگی و بزرگسالان بالای 15سالگی )ساخته شده است. این تست به دو قسمت کلامی وغیرکلامی تقسیم شده که هرقسمت خود دارای شش تست مجزا به شرح زیر می باشد .

الف)تست کلامی کلامی(غیرعملی):

  1. ادراک عمومی
  2. معلومات عمومی
  3. محاسبات عددی
  4. واژگان ولغات
  5. تشابه
  6.  حافظه عددی

ب) تست غیرکلامی(عملی):

  1. تکمیل تصاویر
  2. الحاق قطعات
  3. تنظیم تصاویر
  4.  مکعبها
  5. رمزنویسی
  6.  مازها

 

چیستی و چرایی نمونه آماری در تحقیق

پس از انتخاب موضوع تحقیق و بیان مسئله ٬ یکی از تصمیمیات مهمی که در پیش روی هر پژوهشگری قرار دارد انتخاب نمونه است٬ نمونه ای که باید نماینده جامعه ای باشد که پژوهشگر قصد تعمیم یافته های تحقیق خود به آن جامعه را دارد.

اگر محقق پژوهش خود را بر تمامی افراد جامعه اجرا کند روش او سرشماری خواهد بود یعنی محقق باید تمامی افراد جامعه را تک تک مورد برسی و آزمون قرار دهد.

اما چون اکثر پژوهشگران توان و زمان اجرای پژوهش بر کل جامعه را ندارند به همین دلیل پژوهش خود را محدود به نمونه کوچکی می سازند.

تعریف نمونه گیری :

نمونه گیری فرآیند انتخاب مشاهده ها و تعمیم نتایج مشاهده به کل جمعیت است.

دلایل نمونه گیری :

 -صرفه جویی در وقت، انرژی و هزینه.

 -جلوگیری از افزایش احتمال اشتباهات از قبیل اشتباهات پرسشگر و نیافتن پاسخگویان.

- نتیجه نمونه گیری به شرط رعایت اصول و ضوابط آن ، با نتایج همه پرسی ( سرشماری) یکی است.

 تعیین حجم نمونه

هر چه حجم یا اندازه نمونه بزرگتر باشد میزان اشتباهات در نتیجه گیری کم می شود و بر عکس هر چه تعداد نمونه محدود باشد مقدار اشتباهات زیادتر است٬ بنابراین زمانی که محقق سطح بالاتری از اطمینان یا معنی دار بودن آماری را ملاک ارزیابی اطلاعات تحقیق خود قرار می دهد لازم است حجم نمونه او بزرگتر انتخاب شود.

لذا اگر هر عضو در جامعه مادر دقیقاً مشابه عضو دیگر باشد آنگاه انتخاب نمونه ای با حجم یک عضو هم کافی است. حجم نمونه باید به اندازه ای باشد که نتایج حاصل عیناً با نتایج همان مطالعه در جامعه ای که نمونه از آن انتخاب شده است برابر باشد.

 اصطلاحات نمونه گیری :

عنصر : واحدی که درباره اش اطلاعات جمع آوری می شود و مبنای تحلیل را فراهم می سازد.  

جمعیت : مجموعه افراد، اشیاء یا نمودهایی که یک یا چند صفت مشترک داشته باشند و یکجا در نظر گرفته شوند.  

چارچوب : فهرست اصلی واحدهای نمونه گیری است که نمونه یا مرحله ای از نمونه، از آن انتخاب می شود.

متغیر : صفات منحصر به فرد عنصرهای یک جمعیت را توصیف می کند.

نمونه : زیرمجموعه ای از یک جمعیت است که برای استنباط ماهیت کل جمعیت انتخاب می شود.

  تعیین حجم نمونه :

تعیین حجم نمونه بستگی به میزان دقت و اطمینان مورد نظر دارد که با فرمول هایی قابل محاسبه است.

دو عامل خطای نمونه گیری را کاهش می دهد :

 - افزایش حجم نمونه.

 - افزایش همگونی عنصرهای مورد انتخاب.

انواع نمونه گیری

شیوه های نمونه گیری مرسوم و متداول در اصل به دو بخش تقسیم میشوند:

۱- نمونه گیری سهمیه ای

۲- نمونه گیری اتفاقی یا احتمالی

1 نمونه گیری سهمیه ای : اگر اعضای طبقه یک گروه بیشتر باشد پس در نمونه نیز تعدادشان بیشتر خواهد بود. از این شیوه وقتی استفاده می شود که : اولاً هدف تحقیق کمتر جنبه علمی داشته باشد ٬ ثانیاً ساخت جامعه مورد مطالعه مشخص باشد. نمونه گیری سهمیه ای شرط قابلیت تعمیم را به اندازه لازم دارا نیست .

2 نمونه گیری اتفاقی یا احتمالی: در این نوع نمونه گیری که گاه نمونه گیری تصادفی نیز خوانده می شود انتخاب افراد بر اساس ضابطه کنترل شده ای نیست و متکی به اصل " مشت نمونه خروار است " می باشد.

نمونه گیری اتفاقی خود دارای انواع گوناگون می باشد که محققین در شرایط خاص تحقیق خود آنها را ابداع کرده و به کار بسته اند که به شرح ذیل می باشند :

  نمونه گیری تصادفی ساده

در این نوع نمونه گیری هر یک از اعضا ی جامعه تعریف شده شانس برابر و مستقلی برای قرار گرفتن در نمونه دارند ٬ منظور از مستقل بودن این است که انتخاب یک عضو به هیچ شکل در انتخاب سایر اعضای جامعه تاثیری ندارد. در این روش ابتدا فهرست اسامی تمامی اعضا را به دست آورده ٬ سپس به هر یک از آنها نمره ای اختصاص می دهیم و با استفاده از جدول اعداد تصادفی تعداد مورد نیاز را انتخاب می کنیم.

اگر جامعه مورد مطالعه کوچک باشد از روش قرعه کشی استفاده می شود ٬ یعنی اسامی افراد را بر روی یک تکه کاغذ نوشته و در داخل کیسه قرار می دهیم ٬ سپس کاغذ ها را به طو ر تک تک خارج می کنیم تا زمانیکه حجم نمونه مورد نظر کامل شود.

نمونه گیری به روش تصادفی شانس نماینده بودن نمونه را افزایش می دهد.

 نمونه گیری منظم یا سیستماتیک 

همانند نمونه گیری تصادفی ساده ٬ نمونه گیری منظم نیز برای انتخاب یک نمونه از یک جامعه تعریف شده به کار می رود.

از این روش زمانی استفاده می شود که تمام اعضای جامعه تعریف شده قبلاً به صورت تصادفی فهرست شده باشند.

این روش آسانتر از روش نمونه گیری تصادفی ساده است و تفاوت آن با روش نمونه گیری ساده در این است که در این روش انتخاب هر عضو مستقل از انتخاب سایر اعضاء جامعه نیست. هنگامی که اولین عضو انتخاب شد بقیه اعضای نمونه مورد نظر به صورت خودکار تعیین می شوند.

اگر افراد جامعه به صورت تصادفی فهرست شده باشند می توان نمونه گیری منظم را به جای نمونه گیری تصادفی ساده بکاربرد . اما در صورتیکه افراد جامعه با توجه به یک نظم معین بر اساس ویژگی یا ویژگی هایی فهرست شده باشند باید از نمونه گیری تصادفی ساده استفاده کرد.

  نمونه گیری طبقه ای

در این روش محقق مایل است نمونه تحقیقی را به گونه ای انتخاب کند که مطمئن شود زیر گرو ه ها با همان نسبتی که در جامعه وجود دارند به عنوان نماینده جامعه ٬ در نمونه نیز حضور داشته باشند. و این نوع نمونه گیری وقتی بکار می رود که جامعه دارای ساخت همگن و متجانس نیست.یعنی در این روش درصد آزمودنی هایی که به صورت تصادفی از هر گروه انتخاب می شوند با درصد همان گروه در جامعه مورد نظر برابر است. بنابر این اگر یک گروه به طور مثال ۸ درصد از جامعه را تشکیل می دهند همین گروه ۸ درصد از نمونه را نیز تشکیل خواهند داد.

این روش در مطالعه هایی که محقق قصد مقایسه زیر گروه های مختلفی را داشته باشد مناسب است ٬ اگر در چنین شرایطی از این روش استفاده نشود هر گونه تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از نمونه ٬ نامناسب و موجب نتیجه گیری غلط خواهد بود.

 به طور خلاصه در این روش محقق مطمئن است که نمونه انتخاب شده بر اساس ویژگی ها و عواملی که اساس آن طبقه بندی بوده اند ٬ نماینده واقعی جامعه مورد نظر است.

  نمونه گیری خوشه ای

در نمونه گیری خوشه ای واحد اندازه گیری فرد نیست ٬ بلکه گروهی از افراد هستند که به صورت طبیعی شکل گرفته و گروه خود را تشکیل داده اند.این روش وقتی به کار می رود که فهرست کامل افراد جامعه در دسترس نباشد. به این منظور افراد را در دسته هایی خوشه بندی می کنند سپس از میان خوشه ها نمونه گیری به عمل می آورند و زمانی به کار می رود که انتخاب گروهی از افراد امکانپذیر و آسانتر از انتخاب افراد در یک جامعه تعریف شده باشد.

به عنوان مثال فرض می کنیم جامعه مورد نظر و تعریف شده ما عبارت است از کلیه افراد یک شهر که بیشتر از ۱۸ سال سن دارند.در این جامعه نمونه گیری تصادفی ساده و نمونمه گیری منظم زمانی میسر است که فهرست کامل تمام افراد یک شهر را با سن آنها در دست داشته باشیم ٬ در غیر اینصورت به جای انتخاب فرد به عنوان واحد نمونه گیری ٬ منطقه را واحد نمونه گیری قرار می دهیم و سپس به روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین مناطق ٬ منطقه یا مناطق مورد نظر را انتخاب می کنیم.

  نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای

این روش نوع دیگری از نمونه گیری خوشه ای است. زمانی که منطقه به صورت تصادفی انتخاب شد ٬ می توان نمونه گیری را در داخل منطقه نیز ادامه داد به عنوان مثال ٬ مطالعه کننده ممکن است آدرس کلیه افرادی را که در یک منطقه زندگی می کنند داشته باشد بنابراین از بین این افراد ٬ ۱۰ نفر را به صورت تصادفی انتخاب می کند. در روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای فهرست نمونه گیری دوبار و در بعضی مواقع بیش از دوبار تهیه می شود.

نمونه گیری خوشه ای برخی از مواقع در تحقیقات آموزشی به کار می رود در این نوع تحقیقات از کلاس به عنوان واحد نمونه گیری استفاده می شود.

« از مزیت های عمده نمونه گیری خوشه ای جلوگیری از اتلاف وقت و صرفه جویی در منابع مالی است.»

از معایب آن هم اینکه :

 ۱ - دقت آن از نمونه گیری تصادفی ساده کمتر است زیرا در نمونه گیری تصادفی ساده فقط یک اشتباه وجود دارد در صورتیکه در نمونه گیری خوشه ای در هر مرحله یک اشتباه نمونه گیری وجود خواهد داشت یعنی به تعداد مراحل خطای نمونه گیری وجود دارد.

۲-برای داده های جمع آوری شده از این نوع نمونه گیری فرمول آسانی را نمی توان به کار برد زیرا بکاربردن یک نوع ابزار آماری در جامعه های مختلف دقت آن را کاهش میدهد.

در پایان شایان ذکر است در برخی مواقع در صورتی که ایجاب کند انواع مختلف نمونه گیری کم و بیش در هم آمیخته شده و مورد استفاده قرار می گیرد .

منابع : www.raveshtahqiq.blogsky.com و www.karimalipoor.blogfa.com

نکته

بجای آنکه مهم باشید تلاش کنید مفید باشید

چیستی تورم و نقدینگی و مقایسه کشورمان با کشورهای همسایه؟

رشد تورم و نقدينگي در ايران

نرخ تورم از يك سال گذشته تاكنون با افزايش تدريجي همراه بوده و فراتر رفتن آن از 16 درصد درشهريورماه، بار ديگر نگراني‌ها نسبت به تجربه تورم‌هاي بالاي 20 درصد در كشور را افزايش داده است.  جامعه ايراني از سال 1357 تاكنون، يعني در 28 سال گذشته، 11 سال را با تورم‌هاي بالاي 20 درصد دست‌و‌پنجه نرم كرده‌ است كه در اين ميان در سال‌هاي 1373 و 1374 اوضاع به مراتب وخيم شدو نرخ تورم در آستانه 50 درصد نيز رفت. دراين28سال،كشورمانتنها2ساليعني سال‌هاي 1364 و 1369 با نرخ تورم يك رقمي مواجه بوده و در 15سال باقي‌مانده،نرخ تورم درايران همواره بين10تا20درصددرنوسان بوده كه اينرقم‌هاي بالادرسال‌هاي متوالي، آسيب فراواني به اقشار كم‌درآمد جامعه وارد آورده و بسياري از خانوارها را نيزكه درآمدشان همگام باهزينه‌هارشدنكرده،به جرگه آسيب‌پذيران اضافكرده است ومطمئناً‌ هيچ كس حتي مسئولان اجرايي گذشته وحال، نمي‌توانند در واقعيت گفته‌شده ترديد وارد كنندبا رشد دائمي تورم در يك سال گذشته، امروزه ديگر كسي شك نداردكه مهم‌ترين علت رشد تورم،افزايش نقدينگي اصطلاحاًبي‌سروسامان است كه به جاي گردش در بخش توليد، سرازفعاليت‌هاي سوداگرانه درآورده وبه مرور به رشد تورم و شكست سياست‌هايچندساله مهار تورم انجاميده است. در ادبیات اقتصادی افزایش سطح عمومي ‌قیمت کالاها و خدمات را تورم مي‌گویند منظور از بالا رفتن سطح عمومي ‌قیمت‌ها بزرگ شدن عددی قیمت‌ها نیست بلکه چگونگی افزایش آن دریک دورهزمانی مشخص است.

 افزایش یک کالا و خدمت حتی اگر همچون هزينه بخش مسكن،‌ سهم زيادي در هزينه خانوارها داشته باشد، به تنهایی نمي‌تواند معیارسنجش تورم یک کشور باشد بلکه براي سنجش نرخ تورم،گروه‌های مختلف کالاهاکه اصطلاحاًسبدکالای خانوار خوانده مي‌شود باید مدنظر قرار گیرد. هم‌اكنون بانك مركزي كشورمان نرخ تورم را در 12گروه كالا و خدمت شامل خوراکی‌هاوآشامیدنی‌ها،دخانیات،پوشاک، مسکن و سوخت وروشنایی، اثاث خانه و حمل و نقل، کالاها و خدمات متفرقه، ارتباطات، آموزش، بهداشت و درمان، تفریح و خدمات هتل‌داری محاسبه مي‌كند و مجموعاً 359 قلم كالا وخدمت درمحاسبه نرخ تورم مورداستفاده قرارمي‌گيرند.

تورم پدیده‌ای پیچیده وبروزآن متاثرازعوامل گوناگونی است که مهم‌ترین آنهاافزایش حجم نقدینگی یاافزایش حجم پول اعم ازاسکناس واعتباردرجامعه کاهش تولید و ضعف بنیان‌های اقتصادی، افزایش هزینه‌ها و افزایش تقاضاست كه در اين ميان، نقدينگي بيش از همه در رشد تورم در اقتصادي با ساختاري بيمار همچون ايران، نقش دارد

نقدينگي چيست؟

دريك تعريف ساده،مجموع اسكناس ومسكوكات و منابع اعتبارات بانكي،مهم‌ترين اجزاي تشكيل دهنده نقدينگي هستند.

درباره علت تاثير نقدينگي بر رشد تورم نيز به طور ساده مي‌توان اشاره كرد كه هر چه پول سرگردان دست مردم بيشتر باشد، تمايل و تقاضاي مردم به خريد كالاي مصرفي افزايش مي‌يابدوبراساس ساده‌ترين معادله علم اقتصاد،درصورتي كه افزايش تقاضا باافزايش عرضه همراه نباشد،قيمت رشدمي‌كند كه به ميانگين رشد قيمت كالاها و خدمات پرمصرف در يك دوره يك ساله، نرخ تورم مي‌گويند.

نقدینگی باید با گردشی که دست افراد جامعه دارد تکافوی جریان کالاهاوخدمات را بنماید.بدین ترتیب قیمت کالاها با میزان نقدینگی وسرعت گردش آن بستگی پیدا مي‌کند.

رشد بی‌رویه نقدینگی،باعث رشدسریع تقاضا برای کالاها و خدمات شده و چون درکوتاه‌مدت عرضه کالاو خدمات محدوداست این امر منجربه ایجادتورم دراقتصاد مي‌شود.شايد پس از آن كه در چند ماه اخير رشدنقدينگي به 40 درصدرسيد و مسئولان و كارشناسان بارها برضرورت كنترل نقدينگي تاكيد كردند،جامعه نسبت به پديده نقدينگي بدگمان شده باشد، اما واقعيت آن است كه به هيچ وجه صفر كردن رشد نقدينگي، يك پديده مطلوب نيست، چون نقدينگي همان پولي است كه براي توليد كالا و عرضه خدمات، موردنياز است.

کنترل حجم نقدینگی درسطح بهينه هدف نهایی کشورها برای رسیدن به اهداف کلان اقتصادی مثل ایجاد رشد در تولیدات، کنترل تورم، ایجاد موازنه درپرداخت‌های خارجی و ایجاد اشتغال است.در واقع کنترل نقدینگی به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف نهایی اقتصاد است بدین منظور حجم نقدینگی به گونه‌ای در نظر گرفته مي‌شود که با حمایت از رشد تولیدات داخلی در حد ظرفیت‌های تولیدی کشور از بروز تورم جلوگیری كند.مقامات پولی هر اقتصاد به این نکته توجه دارند که میزان پول در اقتصاد به چه مقدار نقدینگی را درکشور ایجاد می‌کند.چنانچه میزان نقدینگی در اقتصادی کمتر ازمیزان مورد نیاز آن باشد، امکان دارد تولید،درآمد و اشتغال دچار افت شوند.همچنین افزایش نقدینگی بیش ازحد مورد نیاز اقتصاد، ممکن است به رشدسطح عمومي‌قیمت‌ها و افزایش تورم منجر شود.

بنابراین پول ابزار نیرومندی دراقتصادبه شمار می‌رودو میتواندتاثیرات قابل توجهی داشته باشد.مقامات پولی کشورها با استفاده ازسیاست‌های پولی و مالي،رشد نقدینگی را تحت کنترل قرارمي‌دهند. حال كه رشد نقدينگي در ايران به 40 درصد رسيده و همگان آن را خطرناك توصيف مي‌كنند،انگشت اتهام بايد به سمت سياست‌گذاران پولي كشور اشاره رود.حجم نقدينگي در اقتصاد ايران در ابتداي سال 1383 حدود 51 هزار ميليارد تومان بود. اين رقم در پايان شهريورماه امسال به 145 هزار ميليارد تومان رسيده يعني حدوداً 3 برابر شده است.

اين رشد سرسام‌آور، بيشتر از جانب افزايش شبه پول بوده تا رشد حجم پول، زيرا در مدت يادشده شبه پول از 31‌هزار ميليارد تومان به بيش از 100هزار ميليارد تومان رسيده ورشدي 322‌درصدي راتجربه كرده اما حجم پول دراينمدت236‌درصد افزايش يافته است.به عبارت ساده‌تر، در 3.5 ‌سال اخير، رشدسپرده‌هاي مدت‌دار و پس‌انداز مردم نزد بانك‌ها از آهنگ سريع‌تري نسبت به رشد اسكناس ومسكوك نزد جامعه داشته است.با افزايش سپرده‌گذاري مردم نزد بانك‌ها، نظام بانكي كشور توان بيشتري براي ارائه تسهيلات به مردم پيدا كرده و به عبارت مصطلح، خلق پول بيشتري نسبت به سال‌هاي قبل صورت گرفته است.يعني از يك سو پول مردمي كه نزد بانك‌ها سپرده‌گذاري كرده‌اند به قوت خود باقي است و از سوي ديگر  همان پول از طريق تسهيلات به عده‌اي ديگر از مردم واگذار شده است. مطمئناً تمامي پولي كه از طريق تسهيلات‌دهي بانك‌ها وارد بازار شده، به فعاليت‌هاي توليدي سوق نيافته و بر تقاضا براي كالاها و خدمات مصرفي افزوده و نرخ تورم را بالا برده است.

اين پديده از اواسط سال 1384 و با روي كار آمدن دولت نهم و تغيير سياست اشتغال‌زايي كه به فشاربر بانك‌ها براي ارائه تسهيلات خردتر (براي بنگاه‌هاي كوچك و زودبازده) همراه بود، سرعت بيشتري گرفت محمدرضا باهنر،‌ نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي نيز در همين ارتباط معتقد است: همواره نمي‌توان تمامي شاخص‌هاي مهم اقتصادي را همزمان به سمت وضعيت مطلوب حركت داد. وي مي‌گويد: در 2‌سال گذشته منابع بانك‌ها با سرعت و شدت بيشتري براي امور اشتغال‌زايي اختصاص يافته و كاهش نرخ بيكاري در تابستان امسال به زير 10 درصد، مطمئناً به علت همين سياست بوده است.ما به هر حال به علت نبود نظارت كافي بر نحوه هزينه‌كرد تسهيلات بانك‌ها از سوي دريافت‌كنندگان،بخشي از منابع بانكي اعطا شده براي فعاليت‌هاي اشتغال‌زايي به سمت فعاليت‌هاي غيرمولد و خريدكالاهاي مصرفي سوق يافته كه اين امر رشد تورم چندماهه اخير را به دنبال داشته است.

 مقايسه با كشورهاي منطقه

رشد نقدينگي در ايران در ميان 27 ‌كشور منطقه خاورميانه و آسياي ميانه جزو 6‌نرخ بالاست و فقط كشورهاي آذربايجان، قزاقستان، تاجيكستان،تركمنستان و قرقيزستان در سال 2006‌ميلادي رشد بالاتر نقدينگي را نسبت به ايران تجربه‌ كرده‌اند. نكته مهم آن است كه نرخ رشد نقدينگي در ايران ازتمامي همسايگان نفتي خود بالاتر است.

ميانگين رشد نقدينگي در كشورهاي صادركننده نفت خاورميانه و آسياي ميانه در سال 2006 ميلادي 25‌درصد و نرخ تورم 7 درصد بود، حال آنكه كشورمان رشد نقدينگي 40‌درصدي را تجربه كرد. متوسطرشد نقدينگي در 6كشور عضوشوراي همكاري خليج فارس 22‌درصد بوده است.

 رشد نقدينگي در آذربايجان در سال گذشته ميلادي 86 ، بحرين15، قزاقستان 78، كويت‌22، ليبي‌17، عمان‌25، قطر‌39، عربستان‌19، سوريه7، تركمنستان‌56، امارات 23، افغانستان‌22، ارمنستان‌33، قرقيزستان52، تاجيكستان56، ازبكستان‌37، يمن‌29، مصر‌13، اردن14، لبنان‌6 و پاكستان15‌درصد بوده است

 باتشکر ازحسن کاملی

اقدام‌پژوهي چيست؟

اقدام‌پژوهي چيست؟                      

اقدام پژوهی که در زبان انگلیسی Action Research خوانده می شود به معنی پژوهش در عمل است.پژوهش در عمل نوعی از مطالعه و بررسی است که افراد برای تغییر وضعیت نامطلوب و رسیدن به وضعیت نسبتا مطلوب و در نهایت بهسازی کارها در محیط شغلیشان بکار می برند.

 مراحل پژوهش در عمل:

  1.   قرار گرفتن در شرایط غیر قابل انتظار و مبهم (در گیر شدن با مسأله)
  2.   اقدام در جهت شناسایی مسأله(جمع آوری اطلاعات پیرامون مسأله و علل احتمالی آن)
  3.  تشخیص راه حل های احتمالی و برنامه ریزی برای اجراء
  4.  اجرای هریک از راه حل های احتمالی(اقدام برای رفع مشکل)
  5.  مشاهده وثبت اطلاعات (گرد آوری اطلاعات)
  6.  تجزیه و تحلیل داده ها
  7. بررسی نتایج وتشخیص دقیقتر و شفاف تر مسأله در صورت حل نشدن آن
  8.  تشخیص راه حل های جدید و شفاف تر و برنامه ریزی برای اجراء این راه حل ها (شروع سیکل جدید)این سیکل انقدر ارامه می یابد تا دقیقا منجر به شناسایی و حل مسأله شود. ریز اقدامات انجام شده در هر مرحله باید دقیقا برای تکمیل اطلاعات خود بهرگیری از آن ونقد و برسی همکاران گزارش شود.

مراحل تهیه طرح اقدام پژوهی:

  1.  تنظیم موضوع
  2. مقدمه و بیان مسأله
  3. تعریف و تبیین واژه ها برای تفهیم بهتر مسأله
  4. اجرای برنامه
  5. نتیجه گیری
  6. بیان محدودیت ها و مشکلات
  7. پیشنهادات
  8. فهرست منابع

تفاوت اقدام پژوهی با پژوهش های دانشگاهی:

  1. در اقدام پژوهی تغیرات بر اساس شرایط و قراین شغلی و محیط کار است اما در پژوهش های حرفه ای تغیرات بر اساس فرضیه مخبرانه شکل می گیرد
  2. در اقدام پژوهی نمونه واقعی مورد نظر است ولی در پژوهش های حرفه ای نمونه ها انتخابی است
  3. در اقدام پژوهی شخص شاغل و درگیر کار با مسأله درگیر است اما در تحقیق حرفه ای پژوهشگران ناظر بر مسأله پژوهش می پردازند.
  4. در اقدام پژوهی یافته ها پژوهشی توسط خود شاغل و درگیر با مسأله به مرحله عمل در می آید اما در پژوهش های حرفه ای پژوهشگر یافته ها را به عوامل اجرایی ارائه می دهد.
  5. در اقدام پژوهی یافته ها پژوهشی توسط خود شاغل و درگیر با مسأله مورد ارزیابی قرار می گیرد اما در پژوهش های حرفه ای و کلان ، یافته های پژوهشگر را دیگران ارزشیابی می کنند.

 زمینه های اقدام پژوهی در آموزش و پرورش:

  1. چگونگی تدریس یک مفهوم علمی یا موضوع درسی
  2. کیفیت تولید و نحوه استفاده و بکار گیری وسیله های آموزشی جهت انتقال مفهوم یا موضوع خاص
  3. ناهنجاریهای رفتاری
  4. بهبود شرایط اداری و فعالیت های اجرایی
  5. شیوه های ارزشیابی و امتحانات
  6. روش های اداره مدرسه و محیط های آموزشی

علت موفقیعت و یاعدم موفقیعت بعضی ها در زندگی چیست؟

   به نظر شما علت موفقیعت و یاعدم موفقیعت بعضی ها در زندگی چیست؟ به نظر می رسد موفقیعت و یا عدم موفقیعت خیلی به هوش ویا ویژگی های خاص غیر اکتسابی مربوط نشود بلکه هر کسی فی نفسه دارای شرایط و ویژگی های است که مال خودش بوده و در مقایسه با دیگران استثنا است کافی است آنها را دقیقا درمحیط زندگی  وجودش  شناسای کرده از آنها به عنوان ابزار و ارکان موفقیعت بهره برداری نماید و همه برنامه ها و تصمیمات زندگی خودش را بر اساس آن پایه گذاری کند به عبارت دیگرکسی باهوش تر و برتر از شما نیست. اگراز زندگی خود راضی نیستید باید بگویم که جه تمایز شما با یک انسان راضی و موفق تنها در این است که او بجای اینکه موفقعت و آرزوهای خود را در بیرون از خود جستجو کند قبلا آن در درون خود یافته است و برای توانمندی های خود ارزش قائل شده و آنها را هدر نداده است.شاید یک وجه آموزه های دینی ما به اینکه گفته اند خودتان را بشناسید و حتی خود شناسی را مقدم و بلاتر از خداشناسی دانسته اند و نیز اینکه هرگز در زندگی تان اصراف نداشته باشید ناظر برهمین موضوع باشد نظر شما چیست؟ و برای ایجاد انگیزه، شادابی و امید توصیه های زیر را که اندیشمندان بر آن اتفاق نظر دارند را چگونه ارزیابی می کنید؟

  •  رویاهای بزرگی در سر داشته باشید. افکار بزرگ زندگی شما را متحول خواهد ساخت.
  • یک تصویر خاص از مقصد مسیر خود در ذهن تان ترسیم کنید. هر اندازه این تصویر مشخص تر و خاص تر باشد امکان دستیابی شما به آن بیشتر خواهد بود.
  •  به گونه ای رفتار کنید که گویی شما مالک کسب و کارتان میباشید. ولو آنکه برای شخص و شرکت دیگری کار میکنید. این نگرش شما بذرهای موفقیت و استقلال شغلی را در سرنوشت شما خواهد کاشت.
  •  شغل خود را دوست داشته باشید. چنانچه به آن علاقه مند نمیباشید آن را رها کنید. با "نه" گفتن به شغلی که تنها برای پول انجامش میدهید شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهید کرد.
  • یک گروه خوش فکر تشکیل دهید. با افرادی که متعهد به ایجاد یک شغل بزرگ هستند جلسه تشکیل دهید. اندیشه ها و ایده های خود را با یکدیگر در میان بگذارید و از یکدیگر پشتیبانی کنید.
  •  همواره ضوابط اخلاق کاری را رعایت کنید.
  •  پیشرفت و بهبودی دائم و بی وقفه در شغل خود را سر لوحه اعمال خود قرار دهید. همیشه به علم خود بیفزایید.
  •  به شغل خود بعنوان یک خدمت رسانی بنگرید. یاری رساندن به دیگران کسب و کار شما را رونق خواهد بخشید
  •  از تمام جزئیات و ریزه کاریهای شغل خود آگاهی یابید. این پیشه شماست.
  • مترصد فرصتها باشید. هر لحضه ممکن است بر در شما بکوبد. آیا شما آماده هستید؟
  •  تناسب اندام خود را حفظ کنید. ذهن توانمند جسم نیرومندی پدید می آورد. بدن ضعیف معلول ذهن ضعیف میباشد. سلامت جسمانی و روانی شما اساس موفقیت شما در زندگی میباشد.
  • زندگی خود را اولویت بندی کنید. ابتدا کارهای مهم تر را به انجام رسانید.
  •  پیش از آنچه مشتری انتظار دارد به وی خدمت ارائه دهید. این عمل اعتماد سازی کرده و مشتریان شما را افزایش میدهد.
  •  فرد منظبطی باشید. زندگی خود را از فعالیتها و افرادی که موجبات پیشرفت و بالنگی شما را فراهم می آورند، پر کنید. فعالیتهایی که بر زندگی شما اثر منفی می گذارند را از خود دور سازید.
  • نخست به خودتان پرداخت کنید. این نخستین قانون متمولان است. پس انداز را هیچگاه فراموش نکنید.
  •  هر از چند گاهی تنهایی را تجربه کنید. در زمان تنهایی به ندای درون و اندیشه های ذهن خود گوش فرا دهید و برنامه ریزیهای خلاقانه کنید.
  • بسوی برتری گام بردارید. بهترین را ارج دهید و به کمتر از آن قانع نباشید.
  • صداقت و درستکاری بهترین سیاست است. خود و خواسته های خود را بشناسید و آنها را همیشه صادقانه بیان دارید.
  •  در روند تصمیم گیری سریع عمل کرده و در تغییر آنها کند و آهسته باشید.
  •  شکست گزینه شما نخواهد بود. تمام افکار شما باید بر موفقیت متمرکز باشد. شما باید موفق گردید
  •  در دستیابی به اهدافتان مصمم باشید. پافشاری سرسختانه اعتماد بنفس شما را تقویت کرده و شما را به پیروزی نهایی نزدیک میکند.
  •  بر خلاف جریان آب شنا کنید.هیچگاه از ایده ها،عقاید و رویکردهای نو نهراسید.
  • بروی فرصتها تمرکز کنید و نه بروی موانع.
  •  سه عنصر ترس، پشت گوش اندازی و تنبلی را از زندگی خود بیرون اندازید.
  •  به خاطر داشته باشید اغلب افرادی که در کنار شما زندگی میکنند از پیشرفت و موفقیعت شما خوشنود نخواهند شد و ممکن است در این مسیر مرتبا شما را از دستیابی به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بیندیشید و آنها را نادیده بگیرید.  

متن کامل خطبه حضرت رسول(ص)در غدیر خم

داستان غدير خم

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار نفر رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله  نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كرده و این خطبه را ایراد فرمودند. لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید

ادامه نوشته

حدیثی از امام محمد باقر(ع)

به بهانه هفتم ذی الحجه سالروز شهادت امام محمد باقر علیه اسلام

جرعه ای از چشمه زلال معرفت و علم آن حضرت به حضورتان تقدیم می نمایم

«إِنَّ أَشَدَّ النّاسِ حَسْرَةً یَوْمَ الْقِیمَةِ عَبْدٌ وَصَفَ عَدْلاً ثُمَّ خالَفَهُ إِلى غَیْرِهِ.»:
پر حسرتترین مردم در روز قیامت، بنده اى است که عدلى را وصف کند و خودش خلاف آن را عمل کند.

چگونه توانستم مشكل خواندن علي را بهبود بخشم ؟

معلم پژوهنده: سيده مرضيه شجاعي لنگري

پيش گفتار :

هر ثانيه از زندگي ما در اين دنيا لحظه اي نو و استثنايي است . لحظه اي كه هرگز تكرار نمي شود … ما به فرزندانمان چه مي آموزيم ؟ اين كه دو به علاوه ي دو مي شود چهار و اين كه پاريس پايتخت فرانسه است و اين كه… پس در چه زماني بايد يادشان آوريم كه آنها چه كسي هستند ؟ ما بايد به تك تك آنها بگوييم : آيا مي داني چقدر با ارزشي ؟ شگفت انگيزي ، استثنايي هستي و در تمام سالهايي كه گذشت ، هيچ كودكي مانند تونبوده است و نخواهد بود . هيچ پايي ، بازويي و هيچ انگشت هنرمندي مثل حركات تو نبوده است . تو مي تواني شكسپير ، ميكل آنثر ، يا يك بتهون باشي . تو توان همه چيز را داري . بله تو شگفت انگيزي . تو بايد بكوشي و كار كني . همه ي ما بايد كاركنيم تا دنيا را براي فرزندانمان با ارزش بسازيم . ( پابلو كاساس )

 مقدمه :

مدتهاي طولاني دانش آموزاني را كه در يادگيري يك يا چند درس مشكلات جدي داشتند بااصطلاحات معلول ادركي ، آسيب ديده مغزي و آسيب ديده عصبي معرفي مي كردند . با توجه به يافته هاي جديد در مورد يادگيري ، در سال 1963 جمعي از متخصصين ، اصطلاح ناتوانيهاي يادگيري را جايگزين اصطلاحات قبل كردند از آنجا كه واژه ناتواني اصطلاحات ديگري مثل ناتواني جسمي يا ناتواني ذهني را تداعي مي كند ، يعني ناتوانيهايي كه تبديل به توانايي كامل نمي شوند ، اصطلاحي مايوس كننده مي نمايد و به نظر مي رسد اگر اصطلاح اختلالات يادگيري و يا مشكلات يادگيري به كار گرفته شود ، مناسب تر باشد . ( تبريزي ، 1380 ) به بسياري از اينگونه دانش آموزان متاسفانه بر چسب كودن ، كم ذهن ، عقب مانده و امثال آن زده مي شود كه هيچكدام صحيح نيستند و با قاطعيت مي توان گفت كه اگر اين مشكلات به موقع و به جا تشخيص داده شوند قابل درمان است ‍‍‍‍‍؛ افرادي چون آلبرت انيشتين نابغه رياضي ، توماس اديسون مخترع و نابغه امريكايي ، اگوست رودين مجسمه ساز بزرگ فرانسه ، لئوناردو داوينچي و بتهون همگي دچار اختلالات يادگيري بودند . ناتواني يادگيري در اندام ظاهري كودك آشكار نيست كودك مبتلا به اين وضع مي تواند داراي بدني قدرتمند ، چشماني قوي ، گوشهاي تيز و هوش بهنجار باشد ، در عين حال چنين كودكي در عملكرد ناتوان است . نارسايي او به همان اندازه واقعي است كه ناتواني پاي فلج . شمار دانش آموزاني كه اختلال يادگيري دارند بين 4 تا 12% گزارش شده است . اين تفاوت آماري بسته به تعريفي است كه از اصطلاح ناتواني يادگيري Diabilitiesof learning  ارائه شود . چنانچه تعريفي را در نظر بگيريم كه كمترين درصد را در برگيرد ، گوياي اتلاف چهارصد از رقم نجومي بودجه آموزش و پرورش كشور است . چنانچه از تعريف ناتوانيهاي يادگيري درمفهوم خاص آن عدول كنيم ، هر نوع مشكل اداراكي منجر به افت تحصيلي و كاهش ميزان پيشرفت تحصيلي را ، ناتواني يادگيري به حساب آوريم , تعداد دانش آموزان درگير اين مشكل ، درصد بسيار بالايي را به خود اختصاص خواهند داد . اينگونه مشكلات تنها به افت تحصيلي و اتلاف اقتصاد ملي پايان نمي پذيرد بلكه به سرزنش و تحقير دانش آموزان ، تشكيل خود پنداره ي ضعيف و كاهش عزت نفس آنان انجاميده و سلامت روانشان را به مخاطره مي اندازد و چه بسا به مكانيزمهاي دفاعي ناموفق كشانده شوند .اين مشكلات از دانش آموز و مدرسه به خانه و خانواده راه مي گشايد و اضطراب و ناخشنودي را در همه فضاي زندگي مي پراكند و حاصل اين همه ، آسيب سختي است كه به بهداشت رواني جامعه وارد مي شود .    ( تبريزي، آزمون پيشرفته اداراكي – بينايي فراستيك ، 1384 ) به همين منظور از سال 1373 از سوي وزارت آموزش و پرورش مراكز آموزشي و توانبخشي دانش آموزان دچار اختلالات يادگيري ايجاد گشت و در آن اينگونه دانش آموزان در كنار تحصيل در مدارس عادي براي رفع مشكلات خاص يادگيري از خدمات ويژه پاره وقت بهره مند مي شوند .    مطالعات و تحقيقات روانشناختي مبين اين نظريه است كه موفقيت هاي سال هاي اوليه تحصيلي نقش مهمي در پيشرفت فرد در مراحل بعدي زندگي دارد . بويژه اينكه اگر كودك در دوره ابتدايي با شكست تحصيلاترا آغاز كند خود پنداره او دچار مشكل شده و احساس ناارزشمندي كرده و از خود تصور منفي كسب خواهد كرد و اين خود ، ناتواني تحصيلي را براي كودك به همراه خواهد داشت . اين موضوع هميشه مورد توجه من در محيط كارم بوده است و تمام توانم را به كار مي گرفتم تا بتوانم با شناخت بيشتر از ويژگيهاي روحي , عاطفي دانش آموزانم ارتباط مناسب با آنها ايجاد نمايم زيرا به عقيده پژوهشگر اين از جمله ضروري ترين و اساسي ترين نياز هر معلم و مربي است تا بتواند در جان و روح متربي رسوخ كند و تغيير رفتار را كه از اهداف اساسي تعليم و تربيت است در او ايجاد نمايد .بنابراين طي 11 سال سابقه تدريس در آموزش و پرورش ابتدايي و با مدرك كارشناسي آموزش ابتدايي به مدت 2 سال است كه به عنوان آموزگار اختلالات يادگيري در مراكز اختلالات يادگيري فعاليت مي كنم . و فعاليت هايعلمي متعددي داشتم و در جشنواره هاي مختلف الگوهاي مناسب تدريس شركت كردم و حائز رتبه هاي منطقه اي ، استاني و كشوري شده ام در سال تحصيلي جاري ( 86 – 85 ) نيز در بخش اختلالات يادگيري رتبه اول جشنواره تدريس مرحله استاني را كسب نمودم و در سال تحصيل84 – 83 نيز طرح اقدام پژوهي اينجانب با عنوان چگونه توانستم با بكارگيري فنون ارتباطي سكوت ساناز را بشكنم ؟ به مرحله ي كشوري راه پيدا كردم . آنچه در پيش روي داريد پژوهش عملي ( اقدام پژوهي ) است كه در سال تحصيلي 86 – 85 انجام شده و از آنجا شروع شد كه متوجه شدم دانش آموز پايه دوم دبستاني كه من در آنجا معلم مرجع بودم داراي اختلال يادگيري است همينطور از نظر رفتاري نيز برخي رفتارهاي نابهنجار از خود بروز مي داد . تصميم گرفتم با بكار بستن روشهاي مناسب علت آن را پيدا كرده و مشكل يادگيري اورا برطرف نمايم .


 توصيف وضعيت موجود و بيان مسئله :

با آغاز سال تحصيلي 86 – 85 ابلاغ آموزگاري مركز آموزشي و توانبخشي مشكلات ويژه يادگيري پويا ( اختلالات يادگيري ) ناحيه يك ساري را گرفتم و به عنوان معلم مرجع در يكي از دبستانهاي ناحيه يك مشغول انجام وظيفه شدم كه به صورت شيفت ثابت صبح در مدرسه باشم و هر يك هفته با يك شيفت باشم . دبستان پسرانه صادقيه و دخترانه محدثه واقع در بلواركشاورز در حاشيه شهرساري واقع شده است اين دبستان در دو شيفت حدود 1100 دانش آموز دارد و حدود 80 پرسنل اعم از مدير – آموزگار -   معاونين  -  دبير ورزش و قرآن و خدمتگزار و …  دارد . تقريباً در هر شيفت هر پايه تحصيلي در 4 يا 5 كلاس مشغول تحصيل هستند وهر كلاس بين 20 تا 30 نفر دانش آموز دارد . همكارانيكه در اين دو مدرسه مشغول تدريس مي باشند از همكاران با تجربه و تحصيلكرده هستند . و اكثر دانش آموزان اين دو مدرسه از سطح اقتصادي و فرهنگي اجتماعي پائيني برخوردارند و اكثراً افرادي هستند كه از روستاها مهاجرت كردند و سرپرست خانواده كارگر و مادر خانه دار مي باشد . پس از نشان دادن ابلاغ خود به مديران در جلسه اي كه با آموزگاران داشتم به تعريف اختلالات يادگيري پرداختم , همچنين نشانه هايي از كودكاني كه دچار مشكلات ويژه يادگيري هستند را بيان كردم . و شرح وظيفه خود را بيان كردم و به آنها گفتم كه با توجه به شناخت آنها از دانش آموزان كلاس خود ، اگر دانش آموزي در يادگيري مشكل داشت را به بنده معرفي كنند طبق شرح وظيفه من بايد دانش آموز را به مركز خود ارجاع مي دادم وهمكاران مركز تست هوش مي گرفتند و بعد پرونده را به من مي دادند تا با توجه به مشكل كودك برايش طرح درمان بنويسم و هفته اي 2 جلسه يك ساعته با آن دانش آموز در مدرسه در اتاق كارم كار بازپروري را انجام دهم.( شرح وظيفه معلم مرجع پيوست است ) روزهاي اول مدرسه مراجع زيادي داشتم كه بعضاً بعضي از اوليا را مشاوره مي دادم و اگر دانش آموزاني نياز به تست هوش داشتند به مركز معرفي مي كردم . اوايل آبان ماه معلم پايه دوم شيفت پسران به اتاقم مراجعه كرد و چنين اظهاركرد علي دانش آموز كلاس من است اكنون حدود يك ماه است  كه با او كار مي كنم ولي اصلاً پيشرفت ندارد احساس مي كنم اختلال يادگيري دارد و … از ايشان خواستم علي را ببينم و ايشان هم قبول كردند . ساعت بعد وقتي علي به اتاقم آمد بلند شدم جلو رفتم و به او سلام كردم  م : سلام علي جان     علي : به من نگاه كرد و
گفت: سلام چون داخل اتاق من وسايل بازي ( بازبهاي فكري هوشي ) بود علي مشغول نگاه كردن به وسايل شد و بدون اينكه چيزي بگويد روي ميزم كه كارت هاي حافظه پومين بود را برداشت و شروع به پشت و رو كردن كارتها كرد . از معلمش خواستم ما را تنها بگذارد . گفتم : دوست داري با اين وسايل بازي كني ؟ علي گفت : بله در حين بازي با او صحبت كردم متوجه شدم بعضي از كلمات را خوب تلفظ نمي كند ( برخي حروف ) . گفتم : ميداني براي چه نزد من آمده اي گفت : نه   گفتم : در بعضي از درسها مشكل داري و نمي تواني كتاب بخوانيم را بخواني علي گفت : بله   گفتم : دوست داري به شما كمك كنم تا بتواني زيبا بخواني و بنويسي ؟   علي با تعجب گفت ولي من نمي توانم بخوانم و بنويسم . گفتم : علي جان تو مي تواني! من مطمئن هستم پس تو تلاش كن و من نيز كمكت مي كنم . از او خواستم تا جلسه آينده با مادرش بيايد علي نيز قبول كرد و با لبخند اتاقم را ترك كرد . علي پسري بود ريز نقش با چشمهاي بادامي شكل كه جاذبه خاصي در صورتش ديده مي شد . جلسه آينده وقتي مادرش نزد من آمد شروع كرد به ناليدن درباره علي از كارهاي منزلش گفت و از اينكه درسهايش خيلي ضعيف است و اصلاً نمي تواند چيزي بخواند وقتي كتاب را باز مي كند چون نمي تواند بخواند زود خسته مي شود از او خواستم راجه به علي بيشتر توضيح دهد و مادر اطلاعاتي را در اختيارم گذاشت ( در بخش گردآوري اطلاعات آورده شده )از مادرش خواستم با توجه به كارم اول بايد علي تست هوش بدهد مادر نيز قبول كرد و علي را براي انجام آزمون هوشي وكسلر به مركز اختلالات يادگيري پويا فرستادم . با توجه به اينكه از جمله اهداف اصلي آموزشي و پرورشي دوره ابتدايي – خواندن و نوشتن و حساب كردن و كسب مهارتهاي اجتماعي مي باشد احساس كردم كه علي با وجود چنين مساله و يا مشكلي نتواند اهداف فوق را كسب نمايد و همه تلاش دست اندركاران تعليم و تربيت در آموزش اين دانش آموز ابتر خواهد ماند بنابراين تصميم گرفتم قبل از پيچيده تر شدن مشكل نسبت به رفع آن با بكارگيري تمام ظرفيتهاي موجود مدرسه و بضاعت علمي و تجربي خود و آموزگارش تلاش نماييم تا دانش آموز بتواند همانند ساير دانش آموزان مهارت هاي لازم را در زمينه خواندن و نوشتن و مهارتهاي ارتباطي و اجتماعي كسب نمايد . بنابراين با خود انديشيدم چگونه مي توانم اختلال يادگيري و رفتاري علي را كاهش دهم و مهارت خواندن و نوشتن را در او تقويت كنم .

گردآوري اطلاعات 

با توجه به نوع مساله , جمع آوري اطلاعات نيازمند به روشهاي گوناگوني بوده كه به شرح زير دسته بندي مي شود .

الف : مصاحبه

1- مصاحبه با آموزگار علي كه اظهار كرد : « با توجه به اينكه مدت يك ماه از سال تحصيلي مي گذرد علي نمي تواند خوب املا بنويسد , وقتي مي خواهد متن كتاب را بخواند بعضي از كلمات را كه حفظ كرده يا از روي تصوير همان صفحه مي خواند , روخواني درس را هجا مي كند , بعضي از حروف چند شكلي را خوب
نمي شناسد . از نظر رفتاري هميشه در حال وول خوردن است . روي نيمكتش بند نمي شود. از نظر جسمي فكر مي كنم چشمش مشكل داشته باشد همچنين بعضي از كلمات را خوب تلفظ نمي كند كه به نظر مي رسد مشكل گفتاري داشته باشد

2- مصاحبه با مادر علي : طي مصاحبه اي كه با مادر علي داشتم او بيان كرد : علي فرزند اول من است يك برادر 7 ساله دارد كه در كلاس اول همين مدرسه درس مي خواند و مشكلي ندارد . من10 سال بچه نداشتم بعد خدا علي را به ما داد و من و پدرش سعي مي كرديم  چيزي كم نباشد و همه چيز براي بچه ها فراهم مي كرديم . هميشه مواظب آنها بوديم تا مشكلي برايشان پيش نيايد ولي علي در 2 سالگي از ارتفاع 2 متري به زمين افتاد وپس از آن يك شبانه روز در كما بود و بعد تا 6 سالگي حرف زدنش اصلاً واضح نبود، در حاليكه قبل از افتادن مي توانست تك كلمه را بگويد . علي دير به حرف آمد و دير راه افتاد ، در پايه اول هم از نظر درسي مشكل داشت ولي در منزل من و پدرش با او زياد كار
مي كرديم تا قبول شد و به كلاس دوم آمد . احساس مي كنم اصلاً نمي تواند بخواند و همين مساله باعث شده وقتي به كتاب نگاه مي كند زود آن را كنار مي گذارد . نمره ي املايش هميشه زير 10 است . هر شب كه املا دارد من با او زياد تمرين مي كنم . ولي نمي دانم چرا …  مادر گريه كرد و گفت خانم هر كاري كه بگوييد انجام مي دهم تا مشكل علي حل شود .

3- مصاحبه با مربي مركز ( كه تست هوش را انجام دادند ) :

با خانم پويان كه در مركز اختلالات يادگيري ارزيابي مشكل علي را بر عهده داشت صحبت كردم ايشان اظهار كردند : علي دانش آموزي است كه دچار اختلالات يادگيري است . تفاوت هوش بهر عملي و كلامي او حدود 16 نمره است . در مقياس هوش وكسلر در اطلاعات , رياضيات ، حافظه عددي ، تكميل تصاوير و تنظيم تصاوير ضعف زيادي دارد و نياز به برنامه باز پروري و درماني دارد . ( ضميمه موجود است )

4- مصاحبه با آموزگار سال گذشته ( پايه اول ) علي : به سراغ معلم سال گذشته علي رفتم و از او درباره كلاس اول علي سوال كردم او چنين گفت : سال گذشته من با علي خيلي مشكل داشتم متوجه گفته هايش نمي شدم , حركات اضافه زياد داشت و مرتب روي نيمكت اين طرف و آن طرف مي رفت , كمي لوس بود و با وابستگي كه به مادرش داشت و با توجه به تربيت خانوادگي دوست داشت هميشه همه حرف او را گوش كنند .

ب : پرسش نامه : وقتي دانش آموزي به مركز مراجعه مي كند توسط مدير مركز غربالگري انجام مي گيرد به اين ترتيب كه بعد از  صحبت با مادر ابتدا چند سوال مانند جهت ها -  تن آگاهي – خواندن يك متن ساده و نوشتن چند كلمه از دانش آموز توسط مدير انجام مي شود . سپس دانش آموز به يكي از آموزگاران مركز ارجاع مي شود شروع كار پرسشنامه اي را به همراه مادر تكميل مي كنيم كه اطلاعات خانوادگي و شخصي و سير رشد جسمي و حركتي و اطلاعات عمومي و رفتار ي كودك درآن ثبت شده است .با توجه به تكميل پرسشنامه عمومي باليني زير را بدست آوردم : ( ضميمه ) .

علي در يك خانواده 4 نفره به همراه پدر و مادر و برادر كوچكش زندگي مي كند تحصيلات پدر و مادر در حد راهنمايي و ابتدايي است . با مشكل خواندن ، املاء و رياضي به ما مراجعه كرد . در دوران بارداري مادر استراحت مطلق بود ولي مشكل روحي و عاطفي خاصي نداشت هنگام تولد همه چيز طبيعي بود . وضعيت كودك تا 6 ماهگي طبيعي بود از نظر وضع حركتي ( گردن گرفتن , نشستن سينه خيز رفتن – چهار دست و پا رفتن , …. ) مشكل خاصي نداشت فقط دير راه افتاد تا 5/3 سالگي داراي حساسيت كودكان بود كه تحت نظر پزشك بود . در 2سالگي از ارتفاع 2 متري به زمين افتاد و بيهوش شد و 24 ساعت بعد به هوش آمد بعد از پرت شدن تا 6 سالگي نمي توانست خوب حرف بزند و كلماتي كه مي گفت واضح نبود در دوره آمادگي نمي توانست شعرها و جملات را خوب تلفظ كند . از نظر رفتاري زود عصباني مي شود

- پرسشنامه تخصصي كه معلم مربوطه تكميل كرد . ( ضميمه )

پرسشنامه تخصصي ملاك هاي تشخيص خواندن و ملاك هاي تشخيص زبان گفتاري و تلفظ را معلمش تكميل كرد كه اطلاعات زير را بدست آورم : بعضي از حروف را نمي شناسد و در تركيب صامت و مصوت مشكل دارد بعضي از كلمات را درست تلفظ نمي كند. به هنگام خواندن به نكات دستوري توجه نمي كند . به صورت هجا كردن و كلمه كلمه
مي خواند و در معنا كردن و تفسير جملات ناتوان است بعضي از حروف را واژگون مي كند مثل ش به جاي س – نوك زباني حرف مي زند .حروف انتهاي كلمات صداي واضحي ندارد و بدون هيچ اشكال هوشي يا جسمي در گفتار او شكستن و از شكل انداختن صداي حروف وجود دارد ( گفتار كودكانه ) .

ج: مشاهده : با توجه به اطلاعات به دست آمده رفتارش را در ساعت ورزش زير نظر گرفتم مربي ورزش ايشان تمرينات حركتي جالبي مي داد با شور و شوق آنها را انجام مي داد در جمع بچه ها در گروه شركت مي كرد و دوست داشت با همه دوست باشد ولي نمي توانست خوب حرف بزند و همين باعث مي شد كمي مورد تمسخر بچه هاي ديگر قرار گيرد . همين طور يك روز به كلاس آنها رفتم و در حين صحبت با معلم رفتارش رامشاهده كردم : حركت زيادي از خود نشان مي داد سعي مي كرد خود را به زير ميز ببرد وسايلش را به زمين مي انداخت و مي گرفت و مرتب اجازه مي گرفت ( من روي ميز معلم نشستم و خود را مشغول انجام كاري كردم ) وقتي معلم خواست چند كلمه املا بگويد علي مرتب تكرارمي كرد با صداي بلند هجا مي كرد و از معلم مي خواست دوباره تكرار كند و با مشاهده اين رفتار ها فهميدم علي نياز به آموزشجداگانه انفرادي ( طرح LEP  ) دارد . بسياري از كودكان ناتوان در يادگيري , رفتارهاي حركتي شان , نمونه اي از رفتار هاي خاص كودكان كم سالتر است . شواهد اين مورد عبارتند از :   حركات زائد , هماهنگي ضعيف در فعاليت هاي حركتي , اشكال در هماهنگي حركتي ظريف , شناخت ناقص اندام ها , جهت يابي ضعيف و وضعيت جانبي تثبيت نشده . علي دائماً در كلاس , با انجام كارهايي نظير تكان دادن اشياء , بهم ريختن صندلي ها ،  انداختن مداد و كتاب براي ساير دوستان خود اسباب زحمت بود و بنظر فرد دست و پا چلفتي و ناراحتي مي آمد .
( فريار- رخشان 1379 )

د : بررسي اسناد و مدارك :

با توجه به پرسشنامه تكميل شده ( ضميمه ) و آزمون هوش آزماي وكسلر كه مجموعاً در 3 جلسه به پايان مي رسد متوجه شدم كه علي داراي هوشبهر تقريباً طبيعي بود هوشبهر كلامي او 16 واحد بيشتر از هوشبهر عملي وي مي باشد كه براي ما معني دار است و بايد بررسي شود . در خرده آزمونهاي اطلاعات , رياضيات و حافظه عددي و تكميل تصاوير و تنظيم تصاوير از حد ميانگين خويش پايين تر بوده كه با توجه به اين خرده آزمونها بايد برايش برنامه ريزي  شود . هنگام آزمون وكسلر سن كودك 8 سال و يك ماه و شش روز بود. هم چنين به گفتار درمان ارجاع شد كه كارشناس محترم اعلام كرد نيازي به جلسات گفتار درماني ندارد با توجه به وضع ظاهري چشم , كودك را به چشم پزشك ارجاع دادم كه پزشك اعلام كرد مشكل خاصي ندارد . با توجه به آزمون پيشرفت تحصيلي املا مشخص شد كه حروف چند شكلي را نمي شناسد .غلط هاي املا بيشتر از نوع دقت و حافظه ديداري و ضعف آموزشي مي باشد .( جدول ضميمه )( كتاب درمان اختلالات ديكته نويسي دكتر تبريزي ) در آزمون پيشرفت تحصيلي خواندن يك متن ساده غير درسي را نمي توانست بخواند . هجامي كرد تا كلمه بسازد .در آزمون بندر گشتالت از نظر رشد ادراك بصري – حركتي حدود 3 سال از سن واقعي خود عقب تر بود .

بررسي نمرات و چك ليست هاي كلاسش نشان مي داد در درسهايي كه بيشتر به خواندن مربوط است نمره پاييني كرده است .

هـ : مطالعه كتاب خانه اي :

با توجه به اينكه علي دانش آموزي با مشكلات ويژه يادگيري تشخيص داده شده بود نياز به مطالعه منابع مختلف داشتم تا بتوانم بهترين و آسانترين برنامه درماني و بازپروري را برايش طراحي كنم و اين برنامه بايد از تمرينات آسان به مشكل طراحي مي شد , همچنين در تمام قسمت ها بايد توانمندي و ميزان علاقه كودك را در نظر مي گرفتم بنابر اين به سراغ كتب مختلف از جمله مجموعه كتاب هاي درمان اختلالات رياضي و ديكته نويسي و خواندن آقاي دكتر تبريزي رفتم در اين كتاب ها با توجه به نوع مشكل كودك راهكار ارائه شد.

 ( ارائه راه حل ها )

همچنين كتاب مقياس هوشي تجديد نظر شده وكسلر تاليف سيما شهيم را خوب مطالعه كردم تا بتوانم آزمون وكسلر علي را خوب تفسير كنم .مجله تعليم و تربيت استثنايي كه هر 2ماه يكبار منتشر مي شود شامل جديد ترين مقالات و پژوهشها مي باشد با مطالعه اين مجلات هم در ريشه يابي مشكل علي و هم راه كارهاي ارائه شده ي آن استفاده كردم . از تمرينات كتاب هاي همه مي تونن زرنگ باشن و روان خواني و جزوات تمريني مختلف كه در مركز موجود است استفاده كردم.

راهنماي مقياس رشد حركتي لينكلن – اوزرتسكي را مطالعه كرده و از تمرينات آن نه براي تشخيص بلكه براي بازپروري استفاده كردم .مطالعه كتب مختلف از جمله ناتواني هاي يادگيري به تاليف اكبر فريار و فريدون رخشان و آزمون پيشرفته ي ادراكي – بينايي فراستيك تشخيص و درمان ترجمه دكتر مصطفي تبريزي و …… كه جهت تشخيص و درمان مشكل علي از آنها استفاده كردم .

با توجه به ارزيابي انجام شده و بر اساس مشاهدات و شواهد باليني و با استفاده از كتب مختلف ناتواني هاي يادگيري و تعبير و تفسير آزمونها مشكلات علي را مي توان بدين ترتيب خلاصه كرد :

1- ضعف در حافظه ديداري

2- ضعف در حافظه شنيداري

3- عدم توجه و دقت

4- ضعف در تشخيص كلمه هاي ديداري كه منجرشده بود به عادتهاي غلطي چون :
1) زياد حدس بزند , 2) بسيار آهسته بخواند , 3) پيوسته خط را گم كند .

5- صعف در هماهنگي ديداري – حركتي

6- مشكلات تحولي بالا سبب شده بود در خواندن دچار مشكل شده و به دنبال آن در نوشتن ( ديكته نويسي) و رياضيات نيز مشكلاتي داشته است .

 كليد واژه ها :

اختلالات يادگيري يا ناتواني يادگيري Learning Disability  

كودكان ناتوان در يادگيري , در يك ياچند فراگرد اساسي در ارتباط با فهميدن يا كاربرد زبان شفاهي يا كتبي ناتواني نشان مي دهند . تظاهرات اين ناتواني ممكن است به صورت اختلال در گوش دادن , فكر كردن , سخن گفتن , خواندن , نوشتن , هجي كردن ( املا ) يا حساب باشد . اين اختلالات را نتيجه ي شرايطي دانسته اند كه شامل نقائص ادراكي , ضايعه مغزي , اختلال جزئي در كاركرد مغز , نارساخواني , اختلال گويايي و غيره است . ناتواني يادگيري اين كودكان از نوع مشكلاتي نيست كه بدايتاً مربوط به بينايي , شنوايي , يا نقائص حركتي , عقب ماندگي ذهني , پريشاني عاطفي و يا كمبود امكانات محيطي باشد .( فرياد , رخشان , 1367 , ص 26 ) از نظر عملياتي يعني دانش آموز من با توجه به تعريف فوق داراي هوش طبيعي , حواس سالم ولي در خواندن و نوشتن و حساب كردن دچار مشكل جدي بود . بهره هوشي Intelligence  Quotient  بهره هوشي يا IQ  كه حاصل تقسيم سن عقلي به سن تقويمي ضرب در 100 مي باشد , انسان را قادر مي سازد كه ميان عملكرد هوشي كودكان در سنين مختلف , مقايسه مستقيمي به عمل آورد . ( منشي طولي( 1372 ) به نقل از نلسون وايزارائل 391 ) از نظر عملياتي يعني هوش بهر علي در مقياس وكسلر تقريباً يك انحراف استاندارد زير 100 بود كه داراي هوش طبيعي مي باشد و مركز آموزشي و توانبخشي مشكلات ويژه يادگيري :به مركزي اطلاق مي شود كه در آن دانش آموزان دچار مشكلات ويژه يادگيري در كنار تحصيل در مدارس عادي براي رفع مشكلات خاص يادگيري خود از خدمات ويژه پاره وقت بهره مند مي شوند . مانند : ارزيابي , تشخيص , مشاوره – طراحي و ارائه برنامه هاي آموزش و توانبخشي خاص هر دانش آموز .

غربالگري :

غربالگري آزموني غير رسمي است كه طي آن به يك سري از ويژگيهاي كودكان دست مي يابيم . به ويژگيهايي از قبيل اطلاعات عمومي اوليه , برتري جانبي , پي گيري از دستورات , حركت , تعادل كه معمولاً توسط مدير مركز انجام ميشود و سپس اگر لازم باشد دانش آموز به مربيان مركز ارجاع مي شود تا تست هاي تخصصي انجام شود .از نظر عملياتي  : يعني علي در آزمون غربالگري كه توسط مدير مركز انجام گرفت خوب پاسخگو نبود و نياز به بررسي هاي تخصصي داشت .

هوش طبيعي :

شامل هوشبهر 90 تا 109 مي باشد ( وكسلر , 1377 ,ص170 ) از نظر عملياتي يعني علي در اين آزمون نمره ي نزديك به هوش طبيعي را كسب كرد . 

  ادراك بينايي : visual PercePtion  از نظر لغوي يعني فراگردي است كه پس از دريافت محركات موجود بصري ، از طريق فعاليت هاي ذهني و مربوط ساختن آن به خاطرات و تجارب گذشته ، بالاخره به شناخت و تغير احساس حاصل از آن مي انجامد . ( فريار – رخشان ، 1379 )ادراك بينايي نقش مهمي در يادگيري هاي تحصيلي بويژه خواندن بازي مي كند . ادراك بينايي شامل : ادراك روابط فضايي مكاني ادراك وضع اشياء در فضا و مكان ) ، تميز بينايي
( توانايي تشخيص تفاوت يك شي از ديگر مثل ث و ت ) ، تميز نقش از زمينه ( تشخيص تصوير يك شي از زمينه ي محيي آن ) ، اكمال بصري ( بازشناسي شيء يا موردي كه كل محرك ارائه نگشته است مثل تصوير يك انسان كه پايش حذف شده باشد يا شكل مربع به صورت نقطه چين كه به صورت كامل درك مي شود . ) بازشناسي شيء ( توانايي بازشناسي ماهيت اشياء به هنگام مشاهده ي آنها ) . ( فريار، رخشان ، 1367 ص 172 تا 174 ) ازنظر عملياتي يعني دانش آموزم علي از ادراك بينايي ضعيفي برخوردار بود و اين ضعف در خواندن و املا كاملاً مشهود بود .

حافظه بينايي :توانايي به خاطر سپاري و به يادآوري مجدد يك كلمه و يا شي كه ديده است مي باشد . و ضعف آن در املا باعث مي شود كه كودك مثلاً حيله را هيله ، سطل را ستل ، بشقاب را بشغاب و … بنويسد . حافظه توالي بينايي و شنوايي ، توانايي به يادآوردن چند كلمه يا شي كه قبلاً ديده يا شنيده باشد . از نظر عملياتي يعني علي از حافظه بينايي خويش به خوبي نمي توانست استفاده كند و در خواندن و املا و حتي رياضي اين مشكل نمايان بود .

حافظه شنوايي Auditory Nemory   از نظر علمي : توانايي به خاطر سپاري و به يادآوري مجدد اطلاعات شنيده شده حافظه شنوايي گويند . و ضعف آن باعث مي شود كه در بسياري از مهارتهاي تحصيلي مشكلات يادگيري دارند . از نظر عملياتي : علي چون نمي توانست كلمات رادر حافظه شنوايي خود نگه دارد اغلب كلمات را چند بار تكرار و يا از معلمش مي پرسد و بعضاً كلمات را جا مي انداخت و كلمه بعدي را مي نوشت .

ادراك حس به حس : C ross Modality Perce Ption  از نظر لغوي به فراگرد عصبي درون مغز اطلاق مي شود كه طي آن انتقال اطلاعات دريافتي از طريق يك مسير درون داد حسي به نظام حسي ديگر صورت مي گيرد . اين فراگرد هم چنين با اصطلاحاتي نظير (( انتقال بين حسي )) ، ((انتقال مسير به مسير )) نيز بيان مي شود .در مورد بسياري از كودكان ، دشواري يادگيري يا به علت ناتواني در تحويل و تبديل اطلاعات از يك سو مسير ادراكي به مسير ادراكي ديگر است و يا ناتواني در يگانه سازي دو مسير ادراكي مي باشد . اكثر تكاليف تحصيلي مستلزم يك ادراك بين حسي و يا ادراك حس به حس است .( فريار ، رخشان ، 1367 ص 190 ) از نظز عملياتي يعني براي يادگيري مطالب بايد از ادراك حس به حس استفاده شود

تشخيص : Diagnosis  نظر اعلام شده درباره ي الگوي رفتاري يا عوارضي كه شخص ظاهر مي كند  و نشانگر اختلال يا بيماري معيني است .  ( ترجمه منشي طوسي ، 1372 )

 مقياس رشد حركتي لينكلن اوزرتسكي :مقياس رشد حركتي لينكلن اوزتسكي به منظور ارزيابي توانايي حركتي كودكان سنين 5 الي 14 سال طراحي شده است . اين مقياس به صورت انفرادي اجرا شده و داراي 36 ماده است و مهارتهاي حركتي گوناگوني را مانند مهارت انگشتان ، هماهنگي چشم و دست و فعاليت هاي عضلات بزرگ دستها ، بازوها ، پاها و تنه بدن را مورد بررسي و اندازه گيري قرار مي دهد . همانگونه كه از عنوان مشخص است اين مقياس يك شاخص حركتي است . اطلاعات موجود نشان مي دهد كه يك نوع شيب صعودي نسبتاً ثابت ولي تدريجي در سنين 5 تا 14 سال وجود دارد . اگر چه هدف اصلي اين مقياس ارزيابي رشد حركتي است ولي مي توان برخي خصوصيات كلي كودك را از قبيل رشد اجتماعي ، هيجان و جسماني كودك را نيز به دست آورد.

از نظر عملياتي : چون علي از نظز ديداري – حركتي و هماهنگي بين چشم و دست ضعيف بود . همچنين به عنوان تقويت مثبت از تمرينات اوزرتسكي براي درمان او استفاده كردم .

يادگيري : Learning  تغييرات نسبتاً پايداري است كه در رفتار بالقوه فرد بر اثر اكتسابات تجربي ايجاد مي شود .

از نظر عملياتي يعني : دانش آموزم دريادگيري مطالب درسي دچار مشكل ويژه بود .

پرسشنامه : Ouestionnaire  پرسشنامه عبارت است از مجموعه اي از سوالات كه به طور مناسب انتخاب و به دقت طراحي شده اند . پرسشنامه را به منظور بررسي عقايد ، ارزيابي خصلت هاي شخصيت يا به دست آوردن اطلاعاتي در مورد موضوع هايي معين درست مي كنند كه من جهت شناخت بيشتر دانش آموزم از پرسشنامه عمومي و اختصاصي استفاده كردم .

ارزيابي :    Assess   ment  ارزيابي عبارت است از جريان اندازه گيري و سنجش مهارت ها ، توانايي ها و محدوديت هاي كودك ، ارزيابي مستلزم جمع آوري و تفسير اطلاعات درباره ي كودك به عنوان مبناي براي آموزش وي مي باشد . شيوه هاي ارزيابي مورداستفاده در مدارس شامل آزمونها ، تكاليف و امتحانات مي باشد .

مقياس هوش آزماي وكسلر : Wechsler  Intellingence  Scale  For  children

wisc  مقياس هوش كودكان وكسلر يك آزمون هوش است كه توسط وكسلر در سال 1949 براي دامنه سني پنج تا 16 سال طراحي شده است . در اين مقياس دوازده زير آزمون وجو.د دارد كه يازده زير آزمون بازير آزمونهاي مقياس هوش بزرگشالان وكسلر موازي است . زير آزمون اضافي ، يك زير آزمون عملكردياست يعني مازها ، اين آزمون و نسخه بازنگري شده آن توسط روان شناسان تربيتي در كار ارزيابي كودكان با نيازهاي ويژه به طور گسترده اي مورد استفاده قرار گرفته است . زيرا الگوي نمره ها در زير آزمونهاي كلامي تشخيص مفيد است . ( شهيم – 1383 چاپ سوم )

آزمون ادراكي بينايي فراستيك : در اين آزمون توانايي كودك در ادراك بينايي مورد سنجش قرار مي گيرد . اين آزمون 5 مرحله دارد كه عبارتند از :

1- هماهنگي بينايي – حركتي – توانايي تطابق  يا هماهنگ سازي ديد با حركات دست و سا ديگر اعضاي دن .

2- اتدراك نقش – توانايي توجه به يك جنبه ديداري در حاليكه كل آن در رابطه با آن جنبه ادراك مي شود .

3- ثبات ادراكي . توانايي ادراك اشيا در شرتيط مختلف و جهات نمودي متفاوت است . مثلاً يك صندلي از هر زاويه و يا ديد نگريسته شود بايد ادراك ثابت و لا متغيري از آن در ذهن بوجود آيد .

4- ادراك وضع . ادراك يك شي در ارتباط با تغييرموقعيت آن نسبت به ناظر در فضا و مكان

5- ادراك روابط فضايي . توانايي ادراك وضعيت هاي دو. يا چند چيز در ارتباط با يكديگر. ( فريار – رخشان ، 1367 ص 174-175 ) از نظر عملياتي براي تقويت ادراك بينايي و هماهنگي هاي ديداري – حركتي از تمرينات ادراك بينايي فراستيك استفاده كردم . مقياس هوش آزماي وكسلر : از نظر عملياتي : يعني علي پس از انجام آزمون هوشي وكسلر در بخش كلامي نمره 95 و در بخش عملي نمره 79 را كسب كرده است . هوشبهر كل او در اين آزمون نمره 86 مي باشد .آزمون بندر – گشتالت : اين آزمون شامل 9 كارت اشكال هندسي ( نقطه ، خط خميده – خط شكسته بسته و … ) اين آزمون هم ادراك ديداري را مي سنجد و هم مشكلات عاطفي را نشان مي دهد . در مواردي وجود ضايعات مغزي را نيز نشان مي دهد . ( ضميمه ) از نظر عملياتي يعني علي در اين آزمون سن عقلي او حدود 7 سال تا 7 سال و 5 ماه بوده است يعني از نظر ادراك ديداري از گروه همسالان خود پايين تر است ( با توجه به اينكه سن تقويمي او 8 سال و 1 ماه و 20 روز بود . )پي گيري از دستورات : ( درك زباني ) چند جمله امري كه كودك به انها دسترسي داشته باشد را پشت سر هم تكرار مي كنيم و از كودك ميخواهيم كه بعد از اتمام دستورات آنها را انجام دهد . مثل در را باز كن ، مژه هايت را نشان بده ، مداد را روي ميز بگذار و بعد بپر … از نظر عملي در اين آزمون علي فقط مي توانست 2 دستور راانجام دهد ولي بقيه را به ياد نداشت يا در اجراي آزمونها توالي نداشت .  

  معلم مرجع : اين معلمان از كادر  آموزش و پرورش عادي مي باشند كه خدمات ويژه از قبيل ارزيابي ، تشخيص آموزش و توانبخشي دانش آموزان دچار مشكلات ويژه يادگيري را در كلاسهاي مرجع در مدارس عادي ارائه مي دهند . ( شرح وظايف معلم مرجع ) كلاس مرجع : به كلاسي اطلاق مي گردد كه در مدرسه عادي تشكيل مي شود. در اين كلاس معلم مرجعخدماتويژه از قبيل ارزيابي ، تشخيص ، آموزشي و توانبخشي دانش آموزان با مشكلات ويژه يادگيري را به صورت فردييا در گروههاي كوچك ( حداكثر 3 نفر ) ارائه مي دهد .

آموزش ويژه :   Special  education  اصطلاحي است كه نشانگر كوشش مربيان آموزشي در پداختن به مشكلات كودكان غير عادي است . ( منشي طوسي ، 1372 ص 674 ) از نظر عملياتي يعني دانش آموزاني مانند علي براي درمان مشكلات يادگيري نياز به آموزش ويژه و جداگانه دارند . 

ادامه نوشته

آموزش و پرورش نابینای گمشده

 آموزش و پرورش نابینای گمشده در هیاهوی......

نهاد تعليم و تربيت در هر جامعه از حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است جوامع انساني چه در گذشته و چه در حال با اولويت قائل شدن موضوع تعليم و تربيت بخش عظيمي از منابع مالي و انساني را در خدمت اين نهاد مهم و حساس اختصاص مي داده و معلمان به عنوان رهبران فكري جامعه مورد احترام و اكرام بوده و هستند.ليكن به دنبال تحولات سياسي و اجتماعي و اقتصادي در جامعه تحولاتي نيز ضرورتا در سطح مسايل فرهنگي نيز روي داده كه به نظر مي رسد اين تحول كمتر مورد توجه و رصد سياسيون و مديران ارشد فرهنگي جامعه قرار گرفته به گونه اي كه امروز احساس مي شود نظام رسمي تعليم و تربيت جايگاه بايسته خود را در منظر عامه از دست داده و به حاشيه رانده شده است و اينگونه القاء شده است كه اگر قرار است فرزندانشان دانش ،مهارت و تربيت لازم را براي آينده جامعه كسب نمايند بايد در موسسه هاي غير دولتي و غير رسمي و كلاسهاي خصوصي تلمذ كنند و ثبت نام در مدارس رسمي كشور يك امر الزام آوربراي گرفتن مدارك رسمي و معتبر است. اين نوع نگرش و تفكر نه تنها تأثير خودش را در روابط سازماني معلمان و كاركنان ستادي آموزش و پرورش گذاشته بلكه موجب شكل گيري نوعي از روابط بين معلمان و دانش آموزان شده كه با هيچ يك از تئوري هاي آموزش و يادگيري همخواني نداشته و از اين نظر نمي توان تعريف درستي از آن ارائه نمود كسانيكه از محيط مدرسه ،و كلاس هاي آموزشي در مدارس و نوع روابط بين معلمان و دانش آموزان در مدارس فاصله دارند شايد خيلي درك درستي از اين گفته ها نداشته باشند(مانند بسياري از مديران و سياسيون جامعه) و باور نخواهند كرد كه متاسفانه امروز تعدادي از معلمان و مربيان شغل شريف و حساس خود را به شوخي گرفته و دانش آموزان نيز تحصيل خود را در مدارس رسمي به بازي گرفته اند دانش آموزان درکلاس درس خود را  مقید به قانونی نمی دانند و اخلاق و رفتار در نظام ارزشیابی جایگاهی ندارد ومعلمان و مربیان نیز در این هیاهوی نه امنیت اقدامات تربیتی را دارند و نه آرامش روحی و روانی و سکینه خاطر برای ریشه یابی و دادن مشاوره به دانش آموزان و یا اولیایشان را دارند. و از طرفی دانش آموزان و یا اولیاء آنان نیز معلمان و مربیان را شایسته طرف مشورت خود نمیدانند گویی اولیاء دانش آموزان حتی متولیان مدرسه را  شایسته آن نمی دانند که اگر مبلغی راجهت پیشبرد فعالیت های آموزشی و پرورشی به مدرسه هدیه کنند آن را به درستی هزینه نمایند ولی در موسسات غیر رسمی و غیر دولتی گویی عکس قضیه صادق است . اولیاء در مدرسه حضور بیشتری دارند و روابط بین معلمان و اولیاء صمیمی است دانش آموزان و معلمان احترام یکدیگر را نگه میدارند اولیاءحاضرند چند برابر آنجه را که ممکن است به مدارس دولتی کمک نمایند با طوع و رضایت کامل به موسسات غیر رسمی و غیر دولتی می پردازند.اگر معلمي صاحب كلاس خصوصي بوده معلم خوب و باسوادي است و يا اگر دانش آموزي در فلان موسسه غير رسمي و غير دولتي ثبت نام نموده دانش آموزي مسئوليت پذير بوده و براي او آينده سعادت بخشي را مي توان پيش بيني نمود.

     براستي ريشه اين لجام گسيختگي در نظام تعليم و تربيت را بايد در كجا جست؟ چه كساني مسئوليت ساماندهي اين وضع نابسامان درا دارند؟ چه شده است كه معلمان بي مسئوليت شده و دانش آموزان بي قيد؟ اين همه بي حرمتي به ساحت علم و انديشه و معلمان و دانش آموزان چرا؟ آيا اين كشور منابع مالي كافي براي اداره نهاد عظيم تعليم و تربيت ندارد؟ آيا در جامعه هفتاد مليوني ايران انسان هاي فرهيخته اي براي مدبريت و اداره نظام آموزش و پرورش وجود ندارد؟ آيا براي گزينش و نصب مديران آموزش و پرورش(از خرد و كلان) به دور از جناح بازي و از سر مسئولت و تخصص اقدام مي نمايند؟و آيا اساسا بين انتخاب يك مدير براي آموزش و پرورش و يا يك موسسه توليدي و بازرگاني فرقي قائل ميشوند؟ آيا مديران سياسي و تصميم گيرندگان موثر در بدنه دولت به اين سخن حضرت امام خميني باور دارند كه شغل معلمي شغل انبياء است؟و با اين نگاه و اهميت به تأمين نيروي انساني و تخصيص منابع مي پردازند؟ و آيا اساسا باور دارند كه انقلاب ما انقلاب فرهنگي است؟ و........؟ به نظر شما جه بايد كرد؟  

 

فارکس چیست؟

فارکس چیست؟

Forexمخفف(foreign exchange market) و بمعنای بازار مبادله ارز می باشد. بازار ارز (یا فارکس )هنگامی بوجود می آید که دو ارز به صورت پایاپای با یکدیگر مورد معامله قرار گیرند.فارکس ازنظر میزان مبادله «ارزش نقدی»بزرگترین بازار جهان محسوب می شود وشامل تجارت میان بانکهای بزرگ، بانکهای مرکزی، بورس بازهای ارز، شرکتهای چند ملیتی، دولت ها وسایر موسسات مالی می شود.مبادلات معامله گران خرد(سرمایه گذاران یا بورس بازهای کوچک)بخش کوچکی از مبادلات بازار را شامل می شود،این دسته از معامله گران توسط کارگزاران می توانند در معاملات شرکت جویند.
ماهیت
معاملات فارکس خارج بورس است اما مراکز اصلی تجارت ارز بترتیب در لندن، نیو یورک و توکیو می باشندو بانک ها از سراسر جهان در این معاملات شرکت می جویند. این بازار 24 ساعته است و مردم مناطق گوناگون جهان بر اساس ساعت های کاری و اداری کشور خود وارد این بازار می شوند لذا زمانی که معاملات آسیایی ها پایان می یابد معاملات اروپایی ها آغاز و بعد از آن هم معاملات آمریکایی ها وسپس در مسیر حرکت این چرخه دوباره آسیایی شروع به انجام معاملات می نمایند.
معامله گران می توانند در زمانی که اخبار منتشر می شوند بلا فاصله به آن ها واکنش نشان دهند بدون نیاز به انتظار برای گشوده شدن بازار  زیرا این بازار از طریق اینترنت قابل دسترسی می باشد این بازار مستقلا خبر مهمی برای معامله گرانش ندارد و تغییر ارزش ارزها نسبت بهم معمولا به واسطه «جریان های پولی »واقعی ایجاد می شود که جریان های پولی نیز در اثر تغییر در انتظارات معامله گران پدید می آیدو اما تغییر انتظارات معامله گران تحت تاثیر تغییر در تولید ناخالص داخلی ، تورم، نرخ بهره، کسری یا مازاد بودجه و تراز تجاری و دیگر شاخص های اقتصادی، سیاسی واجتماعی می باشد.شاخص های فوق تحت عنوان خبر در موعد مقرر برای عموم منتشر می شوند و بسیاری از مردم می توانند در همان لحظه از طریق
خبرگزاری هایی چون رویترز، بلومبرگ و.... به آنها دست یابند.
ارزها در این بازار در مقابل یکدیگر به صورت یک به یک معامله می شوندو نسبت برابریشان به صورت xxx/yyy نشان داده می شود.قسمت xxx قیمت فروش و yyy قیمت خرید برای مشتری است. برای مثال قیمت یورو /دلار در برهه ای از زمان به صورت مقابل می باشد: 1.2048/1.2045 یعنی هر یورو برابر 1.2048 دلار است(برای فروش)

چون به خلوت میرویم خود کار دیگر می کنیم

     براستي تا چه اندازه بر وجود خدا با همه قدرت و صفاتي كه دارد باور داريم ؟ شايد از اين سوال ما تعجب كرده باشيد كه مگر مي شود يك مسلمان بروجود خدا معتقد نباشد؟ اگر خلاف آن باشد چگونه مي توان اين همه رسومات اجتماعي و سنن رفتاري ميتني بر دين مردم را توجيه نمود؟ راستش خودم هم نميدانم ولي وقتي مي بينم كساني را كه هميشه سخن از قدرت خداوند و توكل بي چون چرا به آنحضرتش را توصيه مي كنند ولي خود براي دستيابي به يك خواسته زود گذر به صاحبان  زر و زور تزویر متمسک شده وخواسته هاي خود را تنها در اراده و توان آنان ميدانند به حرف هايشان شك مي كنم آنانيكه به استناد آيات الهي

بقیه روی ادامه مطلب کلیک شود

ادامه نوشته

عجیب اما واقعی

  دوستي امروز به من گفت كه مي گويند فلاني در عرفان بسيار رشد كرده و آدم عجيبي شده است اخيرا كارهاي مي كند كه از دست انسان هاي معمول بر نمي آيد او ادعا دارد كه مي تواند بر روي آب راه رود،قفل در بسته شده اي را با نگاه بگشايد،باطن افراد را ببيند و.....

گفته هايش در من تاثير افتاد و لحظاتي فكرم را به خود مشغول ساخت با خودم گفتم براستي انجام كارهاي اينچنيني مشكل است يا دروغ نگفتن،تجاوز به حقوق ديگران نداشتن،بر هواهاي نفساني خود مسلط بودن،با خلق خدا تكبر نورزيدن وبرخورد منصفانه با آنان داشتن،در اوج دارايي و توانمندي بفكرضعيفان بوده و اصراف و تبذير نداشتن و.......صدها امر به معروفي كه هدف بعثت تمامي انبياء بوده است؟ از نظر من هنر انسان متدين و با اخلاص اين نيست كه بتواند بر روي آب راه رود،قفل در بسته شده اي را با نگاه بگشايد،باطن افراد را ببيند و.....بلكه هنر انسان متدين و عاقل آن است كه بتواند روابط اجتماعي و انساني خود را مطابق شرع مقدس تنظيم نمايد و برپيامبران و ائمه معصومين و  اولياء خدا نه قدمي بر پس و نه قدمي بر جلو بگذارد.خدائئ كه همه امكانات مورد نياز انسان را در عالم طبيعت آفريده واو را به بركت تعقلي كه داده مسلط بر همه چيز ساخته چه نيازي به كار هاي غيرمعمول وغيرعقلاني دارد؟ مگر نه اين است كه فقط اين انسان هاي متعقل و خردمند هستند كه نه تنها آسمان و دريا را مسخر خويش ساخته بلكه به عميق ترين قوانين عالم هستي پي برده بشريت را بر اوج كرسي اشرافيت نشانده است؟

براستي آيا واقعا بشريت توانسته است حتي يك روز زندگي بدون دروغ و دورويي را تجربه كند؟چرا؟ نظر شماچيست؟

حکایت

عقلا گفته اند:
پنج چيز در جهان ضايع ترين اشياء است:۱- چراغ در پيش آفتاب ۲- باران در شورستان ۳- زن زيبا و جميل در دست مرد نابينا ۴- طعام لذيذدرپيش آدم سير ۵- علم و سخن هاي خوب در سينه مردحاسد .
         

چیستی و چرایی ماه رمضان

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، رمضان از اسماء الهی است. این ماه بقیه ادامه مطلب را کیلیک کنید

ادامه نوشته

رابطه ازدواج و طول عمر

به گزارش خبرگزاری مهرنتایج تحقیقات پژوهشگران نشان می دهد که میزان مرگ و میر در زنان مجرد ۵۰ درصد بیشتر از زنان متاهل است همچنین مرگ و میر مردان مجرد نیز ۵/۲ برابر بیشتر از مردان متاهل است.اگر نتایج این پژوهش درست باشد به نظر شما این تفاوت معنا بخاطر چیست ؟

دو راهب

دو راهب در سفر بودند كه به كنار رودخانه اي رسيدند آنجا دختري را ديدند كه لباسي نو و زيبا داشت.در آن نزديكي پلي نبود و او كه نمي خواست لباس هايش كثيف شود گوشه اي نشسته بود.يكي از راهب ها دختر را بر دوش گرفت و به آن طرف رودخانه برد.سپس دو راهب از دختر جدا شدند و به راه خود ادامه دادند.پس از ساعاتي آن راهب ديگر با گلايه گفت:لمس كردن زن برخلاف آيين ماست. تو چطور توانستي بر خلاف قوانين راهبان عمل كني و مرتكب چنين گناه بزرگي شوي؟ راهبي كه آن دختر را بردوش گرفته بود لحظه اي درنگ كرد سپس گفت : من اورا يك ساعت پيش كنار رودخانه بر زمين گذاشته اما تو چرا هنوزاو رابر دوش خود داری

گاه شمار طبری

گاه شمار طبری: براساس منابع تاريخي ، آغاز سال طبري سال 31 هـ . ق. است. با مرگ يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني در اين سال ، اسپهبد « گيل ژاماسپي» پادشاه طبرستان برابر آئين نياكان خود پرچم استقلال برافراشت. از آن زمان تاريخ نوين مازندران با

ادامه نوشته

چکیده ای از پژوهش جشن بيس وشش نورزما در تقویم تبری

 

يادداشتي از:فريده يوسفي،نويسنده و پژوهشگر سوادکوهي درباره جشن بيس وشش نورزما

(به بهانه نزدیک شدن به سال نو در تقویم تبری)

    در گاه شماري باستاني تبري، ماه اسفند(ماه پاياني=تيرماه خورشيدي) را «نورزما» مي نامند؛ ماهي كه نوروز باستاني و لحظه تحويل سال نو از پي آن مي آمد،ماهي كه فريدون بر ضحاك پيروز شد.

 اين روز در مازندران «نورز ماه بيسّ شش/بيس شيش/بيس شيش عيدي ما» ناميده مي شود و مردم پايبند باورها و رعايت آداب ويژه اي در اين روز هستند.

باور بر اين است كه بيست و ششم

 ادامه مطلب را کلیک کنید

ادامه نوشته

مهمترين مشاهير مازندران

اگر میخواهید اسامی مهمترین مشاهیر مازندران را
 
 در عرصه علم دانش بدانید روی
 
ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه نوشته

 

مي گويند حق هميشه پيروز است.

 

 اما من مي گويم حق هميشه شكست خورده حق نماست.

 

 اگر قبول نداريد  تاريخ را مرور کنید. نظر شما چيست؟

 

 

کسی که لبخند را از دیگران دریغ می دارد،

با خدا نمی تواند طرح دوستی بریزد.

و کسی که با خدا حرف نمی زند

صحبت کردن نمی داند

 

تربیت و تعطیلات تابستان

   باز هم به فصل تابستان نزديك ميشويم و دغدغه بسياري از خانواده ها در چگونگي گذراندن اوقات فرزندانشان به گوش مي رسد اگر چه اوليا بخاطر خطرات احتمالي كه ممكن است بخاطر شرايط جسمي و روحي اين دوره از سن فرزندانشان آنان را تهديد نمايد اين دعدغه ها بجا و شايسته باشد ليكن اين تعطيلي و اوقات فراغت يك فرصت استثنايي و طلايي در روند رشدتربيتي و پرورشي نوجوانان و جوانان زيرا:

1-  در ابتدا بايد مشخص نمود ما در تربيت به دنبال چه هستيم به عبارت روشنتر بايد مشخص نمائيم كه مربيان جامعه در تربيت و پرورش فرزندان اين مرز و بوم به دنبال دستيابي به خواسته ها و فرضيات ذهني خود هستند يا به دنبال رشد و تعالي متربي به عنوان موجودي كه بناست اشرف مخلوقات باشد. اگر گزينه دوم مد نظر مربيان باشد به نظر ميرسد با همه سازوكار هاي عظيم تربيتي در نظر گرفته شده در دنيا (اعم از تئوري هاي روشهاي قوانين و مقررات  تربيتي)  مربيان جامعه بشري در دستيابي به چنين هدف مقدسي چندان توفيق نداشتند.درچرايي اين عدم توفيق كه از ابهام و پيچيدگي بسيار بالايي برخوردار است نظريات مختلفي داده شد كه به دليل همان پيچيدگي هيچكدام از آنان نتوانسته است براي بشريت نافع باشد وضعيت رفتاري امروز بسياري از مردمان دنيا به ويژه جوانان و اتفاقاتي كه در عرصه هاي مختلف فرهنگي اجتماعي اقتصادي سياسي و......... پيش مي آيد مويد همين موضوع است گويي دراين آسمان مه گرفته و غبار آلود تربيت ستاره بختي پيدا نمي شود. به نظر شما بهتر نيست در كنار همه آن روش هاي مداخله گرايانه تربيت قدري جسارت به خرج داده و متربيان را به خودشان واگذاريم و براي مربيان جامعه بجاي مداخله مستقيم در تربيت آنان نقش مشاوره و پشتيباني را تعريف نماييم به عبارت ديگرمربيان جامعه همه توانشان را مصروف نمايند تا هر آنچه را كه مورد نياز متربيان مي باشد فراهم آورده تا آنان خود بتوانند در هر زمينه اي كه مورد علاقه شان است فعاليت نموده و بر اساس ذوق و سلقه به بروز استعداد و كشف توانمنديهاي خود دست يابند

2-  به نظر شما بهتر نيست كه اولياء و همه مربيان جامعه به همان ميزاني كه در چگونگي رفتار و يا نوع رفتار هاي احتمالي نادرست فرزندانشان دغدغه دارند نسبت به چگونگي اعطاء امكانات   دادن ميدان  عمل به آنان    و نوع روشهاي تربيتي خود دغدغه داشته باشند.

3-  بياييد تعطيلات تابستان را را قدر بدانيم و همه نهاد هاي دولتي و غير دولتي هرآنچه از امكانت را در اختيار دارند(اعم از فضا و ابزار و ......) دراختيار نوجوانان و جوانان قرار داده و بدانند كه اگر اينچنين نكنند فرزندانشان بجاي آنكه در مراكز مهارت آموزي و تفريحي و...... تعطيلاتشان را سپري نمايند در كوچه و بازار پرسه خواهند زد.

4-  اگر روشهاي تربيتي اعمال شده نتواند آنان را بر اساس خواست فطري و الهي شان به هدايت رستگاري برساند همه مداخله گران تربيت بايد پاسخگوي اين خسارت عظيم بشري در پيشگاه احديت باشند بنابراين اگر كسي توانايي ايفاي نقش را در اين مسئوليت مهم ندارد در خانه بنشيند كه صلاح و رستگاري او همين است.

5-   نظر شما چيست؟

 

نقد یک خبر

در خبر بيست و سي ديشب(چهارشنبه مورخه 25/2/87) آمده است كه يك معلم ظاهرا خوزستاني طي تنبيه شديد به يكي از دانش آموزانش موجب شده است تا دانش آموز فلج شود اگر چه نفس اين عمل نادرست بوده و هيچ انسان عاقلي آن را نمي پسندد خاصه معامان كه في نفسه بكارگيري چنين روش هاي را در تعليم و تربيت امري مردود دانسته و قاطبه آنان با همه مشكلاتي كه دارند هرگز مشكلاتشان را با وظايفشان كه وظايف بسيار مقدسي است معامله نكرده و حتي دلسوزتر از اولياء بار بسياري از مشكلات را براي هدايت و راست آموزي دانش آموزان بكار مي بندند ليكن پخش چنين خبري آنهم در بخش مهمترين خبر صدا و سيما پرسش هاي  قابل تاملي را در ذهن متبادر مي سازد:

1- به نظر شما تعامل قريب شانزده ميليون نفر دانش آموز با تقريبا يك ميليون معلم چنين اتفاقاتي خيلي دور از ذهن و استثايي بوده است كه بايد با يد به عنوان مهمترين خبر آن را سوژه نمود و آيا اين موجب ناديده گرفتن زحمات تقريبا يك مليون معلم نمي گردد.

2- آيا واقعا همچنانكه گوينده خبر عنوان كرده اين معلم خاطي بدون هيچ نگراني همچنان بي خيال از همه چيزدر سر كلاس حاضر مي شود و به هيچ مسئولي هم باز خواست نمي دهد؟ 

3- آيا به نظر شما اين خبر زيان هاي را متوجه نظام مقدس جمهوري اسلامي در عرصه بين المللي نمكند مگر نه اين است كه دنياي استكبار هر ضعفي از جمهوري اسلامي را بوق و كرنا كرده و هر قوتي را سانسور، اگر بپذيريم كه دشمنان ما تلاش مي نمايند تا از ملت فهيم و صبور ايران مردمي خشن،بي منطق و وحشي نشان دهند آيا سوژه سازي چنين خبرهاي آب به آسياب دشمن دادن نيست؟آنان نخواهند گفت كه اگر فهيم ترين قشر جامع انگونه اند پس......(تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل)

3- به نظر شما نكته مثبت اين خبر چه بوده و با چه انگيزه اي پخش شده است؟