امور تربیتی و چالش های پیش روی

   مقوله تربیت به دلیل پیچیدگی های که دارد نیازمند به بهره گیری از همه منابع اعم از منابع انسانی و غیر انسانی می باشد به عبارت دیگر خواسته این است که برای همه کارکنان مدرسه در یک بستر قانونی با پذیرش بخشی از مسئولیت ها و با بهره گیری از امکانات و منابع موجود حلقه های متعدی از فعالیت را تعریف و شرایط را جهت تحقق هدف اصلی تعلیم و تربیت که همان تربیت دانش آموزان می باشد فراهم سازد.

    آنچه که مهم است این که موضوع تربیت و فرایند یک اقدام تربیتی دارای پیچیده گی های فراوان و ناشناخته ای است که اگر فرهیخته ترین صاحبنظران علوم تربیتی با بیشترین امکانات مادی و انسانی بکار گرفته شوند نمی توان چندان مطمئن بود که آیا هدف تربیت به درستی محقق می شود یا خیر؟ اما واقعیت این است که با همه این ابهامات نمی توان جامعه انسانی را از تربیت و آموزش انواع مهارت ها محروم ساخت و یا صرف کمبود منابع و امکانات نمی توان توجیهی در تاخیر آن داشت در هر صورت متولیان جامعه چه طرحی از پیش تعیین شده برای تربیت داشته باشند یا نداشته باشند امر تربیت بالضروره انجام خواهد گرفت با این تفاوت که نمی دانیم سر انجام آن چه خواهد بود؟ شاید به همین دلیل است که گفته اند تربیت تعطیل بر دار نیست.

     بر این اساس مدیران و برنامه ریزان نظام آموزش و پرورش با بستر سازی مناسب و تخصیص منابع و تنظیم شرح وظایف برای هریک از حلقه های متعدد و متکثر فعالیت ها در مدرسه به دنبال آن هستند تا این مأموریت خطیر و حساس توسط کارگزاران این نهاد یعنی مدیران ، مربیان ، معلمان و سایر کارکنان مدرسه به درستی به اجراء در آید. نقش مدیر در این فرایند بسیار مهم است زیرا وظیفه ای اصلی او و به عبارت دیگر هنر اصلی او در این فرایند هماهنگ ساختن همه این فعالیت های متنوع جهت تحقق ماموریت اصلی مدرسه که همان تربیت دانش آموزان است می باشد البته باید در نظر داشته باشیم که مدیر در تحقق این هدف مهم با موانع و محدودیت های فراوانی مواجه است که این موانع نشأت گرفته از چهار مسأله مهم است که عبارتند از:

۱- متفاوت بودن روش های تربیتی برای هریک از دانش آموزان به دلیل ویژگی های خاص هریک از فراگیران 

۲- پیچیده بودن تئوری های تعلیم و تربیت و از همه مهمترمضایق ومشکلات عملیاتی شدن این تئوری ها

۳-محدودیت های منابع مالی و انسانی

۴- تنوع و فراوانی بالای فعالیت ها

     حقیقت این است که همه برنامه ریزی ها چه در ستاد و چه در صف برای برون رفت و یا حداقل کاستن این مسایل می باشد و در این راستا پژوهش های فراوانی انجام گرفته و از دانش و تجربیات فراوانی استفاده شده است اما مجموع بررسی ها نشان می دهد که مشکلات ناشی از تنوع و فراوانی  فعالیت ها بیش از همه در مدرسه چالش انگیز می باشد. برای برون رفت از چالش های موجود متولیان تعلیم و تربیت به توصیه های زیر اهتمام ورزند:

1-  اگر چه مدیران و برنامه ریزان آموزشی وپرورشی تلاش دارند تا آنجا که ممکن است زمینه و شرایط را برای انگیزش فعالیت های پرورشی در مدارس برای مربیان فراهم آورند ولی تحقق این امر در گرو تمهید امکانات ، تجهیزات و سایر ملزومات مورد نیاز این گونه فعالیت ها در مدارس می باشد نه این که مربیان و متولیان تربیت در مدارس صرفا در مناسبت های مختلف ایده های آن ها را که آنهم به صورت کلی ومبهم بیان می شوند اجرا نمایند.

2-  برای اینکه ادارات آموزش و پرورش بتوانند بخشی از کمبود منابع مالی و انسانی مدارس را جبران نمایند(تا هیچ کلاس بی معلم و مدرسه بی مربی نباشد) مجبورند ضمن رعایت همه ملاحظات از ظرفیت های نیروهای موجود بهره گیرند این امر به خودی خود موجب می شود تا آسیب های به فعالیت های پرورشی و آموزشی مدرسه وارد شود که معمولا این آسیب ها در فعالیت های پرورشی و تربیت بدنی مدارس بنا به ویژگی های ذاتی این نوع فعالیت ها بیشتر است  بیان اهمیت و پیچیدگی های فعالیت های مربوط به این عرصه می تواند مدیران وبرنامه ریزان مدارس را در چینش نیرو بیشترحساس نماید و تا آنجا که ممکن است از افراد توانمند ومتخصص و علاقمند به فعالیت های پرورشی استفاده نمایند

3-   اگرچه تلاش می شود در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی مدرسه تناسبی بین اهمیت نوع فعالیت ها در تخصیص زمان و نیرو توجه شود لیکن به نظر می رسد نرم های که برای توزیع مربیان و معاونین پرورشی و تربیت بدنی مدارس در نظر گرفته می شود چندان تناسبی با اهمیت و تنوع فعالیت های امور تربیتی در مدارس ندارند.بنا بر این با درایت لازم و با تعمیم همه فعالیت ها بین کلیه کارکنان نسبت به رفع این مشکل اهتمام ورزند.

4-  بر کسی پوشیده نیست که هدف اصلی آموزش وپرورش تربیت دانش آموزان است و همه آموزش ها و مهارت آموزی ها در جهت ارتقاء رفتارهای مناسب فردی و اجتماعی دانش آموزان طراحی و بکار گرفته می شوند از آنجای که محوریت اصلی این فعالیت ها مربیان پرورشی می باشند تلاش شود تا شأن و جایگاه آن ها در مدارس بیشتر مورد توجه قرار گیرد. و مربیان و متولیان امر تربیت در مدارس تا آنجا که ممکن است باید تلاش نمایند تا نسبت به ارتقاء این جایگاه در مدرسه بکوشند.

5-  مربیان ومتولیان تربیت در مدارس آنگونه که انتظار می رود باید درک درستی از اهمیت و نتیجه کار خود در مدارس داشته باشند  و به همین نسبت در جهت کسب دانش نظری و مهارت های لازم برای پاسخگویی به وظایف و مسئولیتی که بر عهده دارند بکوشند.

      بدیهی است که برای سامان بخشیدن همه فعالیت های متنوع مدرسه راهی جز الویت بندی آن ها نیست اما واقعیت این است که الویت بندی فعالیت ها بخودی خود موجب به حاشیه راندن بعضی از اموری می شود که در جای خود مهم بوده و کوتاهی یا حذف آن به عنوان یک حلقه واسطه موجب می شود  آسیب های را در روند اثر بخشی فعالیت های تاثیر گذار بگذارد بنا بر این لازم است جهت کمک به مدیر مدرسه ماموریت های مدرسه را در قالب برنامه های اداری ، آموزشی ، تربیتی و ... تنظیم و به عنوان سندی که بتواند فعالیت ها و ماموریت های مدرسه را به مدیر گوشزد نماید در اختیار مدرسه قرار گیرد تا او بتواند از قبل فرصت های پیش روی را در اجرای برنامه های مذکور شناسایی و برنامه ریزی های متناسب به آن را در یک پروسه زمانی ایده آل و تاثیر گذار به کمک همکاران خود طراحی و اجراء نماید.

کلمۀ "خدا" یعنی چه؟

  لفظ خدا در زبان فارسي مخفف "خودآ" يعني خودبه وجود آمده و تقريباً مرادف با واجب الوجود است، يعني موجودي كه وجود براي او ضرورت دارد و عدم براي وي محال است و موجود ديگري به آن وجود نداده است، ولي با توجه به مشابهات آن مانند خداوند و كدخدا مي توان گفت معناي لغوي آن شبيه به معناي صاحب و مالك و معنايي كه در عرف از آن فهميده مي‌شود، نظير خالق و آفريدگار است.(محمد تقي مصباح يزدي، معارف قرآن، خدا شناسي، كيهان شناسي، انسان شناسي، ص 21) بر همين اساس در زبان فارسي به جاي مفاهيم واجب الوجود، خدا گفته مي شود. روشن است كه هيچ موجودي به خداوند وجود نبخشيده و خداوند معلول هيچ علتي نيست ، پس كلمه «خدا »كاملا متناسب با حقيقت وجود خداوند است . در زبان عربي اسم هاي فراواني براي خدا ذكر شده است در دعاي جوشن كبير هزار اسم و صفت براي خداوند متعال آورده شده است . در قرآن نام هاي زيادي براي خدا آمده است , مانند اللّه ، خالق ، باري ، مصوّر، رب ّ، رحمن، رحيم، عزيز، جبار، متكبر، قدوس، سلام، مهيمن و ملك و واژۀ خدايان در تاريخ ايران به چشم مي خورد و گاه خدا به كارمي رود. البته اسم هاي ديگري در زبان فارسي هست كه به خدا اطلاق مي شود، مانند: يزدان ، ايزد، پروردگار، آفريننده و آفريدگار و ...