یا داشت 2

تنها نظام سیاسی که در جهان توانست در ادار امورکشور هم مشروعیت داشته باشد و هم مقبولیت نظام جمهوری اسلامی ایران است،

در کجای جهان شما میتوانید نظامی را بیابید در عین آنکه خدا محور است مردم گرا باشد؟ تجربه ناریخی نشان می دهد هر کجا به نام دین حکومتی تاسبس شد سر انجامش به مردم گریزی ختم شد و یا به عکس اگر حکومتی به نام مردم شکل گرفت این ارزشهای دینی بود که عامل عقب ماندگی مردم معرفی می شد.

این از افتخارات نطام جمهوری اسلامی است که دو شاخص خدا محوری و مردم گرابی را در یکدیگر نلفیق نموده است.

مادامی که مردم در صحنه باشند و همچون گذشته  در جهت حغظ جمهوریت نظام از خود احساس مسئولیت نشان داده و با شور و شعف در پای صندوق های رأی حاضر شوند و افرادی را که جامع آن دو وبژگی باشند را برگزینند مطمئما در جهت تقویت نظام مردم سالاری دینی قدم برداشتند.از این نظر همه ما مسئولیم.

یاد داشت 3

یکی از مشکلات امروز مازندران مشخص نبودن مسیر توسعه در این استان است، هر مقام و یا مسئولی که از این استان صحبت می کند سرمایه های خدادادی این استان مثل دریا،جنگل،کشاورزی،توریست و ...را به رخمان می کشند و ما اهالی مازندران نیز با کف و سوت از داشتن چنین سرمایه های مباهات کرده و برای خود در مقایسه با سایر استانها جایگاه ویژه ای قائل می شویم ولی هرگز از خود نپرسیدیم با این سرمایه ها چه کرده ایم؟ و چه می کنیم؟اگر دریا داریم ، اگر جنگل داریم ،اگر شرایط مناسب کشاورزی برای ما فراهم است و ...برای هر کدام از آنها جهت توسعه استان چه برنامه های بلند مدت و یا کوتاه مدتی ارائه نمودیم؟اگر دیگر استانها این امکانات را که بعضا ویژه و منحصر بفرد هستند را داشتند به سادگی از کنار آنها می گذشتند؟باید پرسید اگر مسئولان استان با وضع برنامه های توسعه با محوریت دریا،جنگل،کشاورزی،باغداری، دامداری،توریست ... و صنایع وابسته ،بخشی از جمعیت استان را تحت پوشش قرار می دادند آیا امروز جزء استانهای بودیم که بیشترین بیکاری را دارد؟ چه کسانی می توانند در اینگونه مسایل کمک کار مسئولین استان باشند؟چه کسانی در این زمینه هم مسئولند و هم امکانات و توانایی لازم را در تمهید شرایط توسعه استان در اختیار دارند؟ به نظر شما جایگاه نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی در این خصوص چگونه است؟