ازبقاع بقیع تا بقیع بی بقاع
یاد داشتی به مناسبت هشتم شوال
(یادآور خاطره تخریب حرم و بارگاه ائمه شیعه در بقیع )
در زمان پیامبر اسلام در مدینه مکانی وجود داشت که دارای درختان زیادی از نوع غرقد بود و ازاین جهت به آن مکان بقیع الغرقد می گفتند( به دلیل وجود ریشه های فراوان درخت غرقد درزمین) در کنار آن نیزخانه های زیادی وجود داشت که یکی از انها متعلق به عقیل ابن ابی طالب بود بعدها بقیع الغرقد اولین مدفن و مزاری شد که به دستور پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) و به وسیله مسلمانان صدر اسلام ساخته شد همچنانکه در بین اعراب رسم بود افراد متشخص را بعد از فوت در قبرستان عمومی دفن نمی کرده بلکه در خانه هایشان دفن می کردند این خانه نیز به تدریج ارامگاه خصوصی و خانوادگی اقوام و فرزندان پیامبرگرامی اسلام مبدل گردید. اولین کسی که در این خانه دفن شده پیکر فاطمه بنت اسد(س) بود پس از آن عباس عموی پیامبر نیز در این خانه دفن گردید.این خانه به همان شکل اولیه خود تا زمان امام حسن مجتبی(ع) باقی بود پس از شهادت امام حسن مجتبی و مخالفت بنی امیه از دفن پیکر سرتاسر نور آن حضرت در کنار قبر پیامبراسلام(ص) بناچار ان حضرت را نیز در این خانه و درکنار قبر فاطمه بنت اسد دفن نمودند بعد ها نیز امام سجاد امام محمد باقر و امام صادق علیهم السلام نیز به ترییب در کنار یکدیگر دفن شده اند.
با روی کار آمدن عباسیان شیعیان به آزادی های نسبی دست یافته تا جای که سفاح به حقانیت علی (ع) اعتراف کرد و فدک را به بنی الحسن باز گرداند و از طرف دیگر چون قبر عباس عموی پیامبر نیز در آنجا قرار داشت زمینه ای شده بود تا شیعیان بتوانند با همراه نمودن عباسیان نسبت به تبدیل خانه عقیل ابن ابیطالب به مسجد و حرم و بارگاه اقدام نمایند بدینوسیله بارگاهی زیبا با بقعه ای بلند و نیکوبر قبور ائمه بقیع بنا نهادند این بارگاه و بقعه بزرگ به صورت هشت ضلعي بوده و داخل و گنبد آن هم سفيد كاري شده و دارای خدام شامل كفشدار و زيارتنامهخوان بود.زمانی که امام صادق علیه السلام را در آنجا دفن می کردند(سال 148 ه.ق) آن خانه توسط شیعیان تبدیل به حرم شده بود پس از تبدیل خانه عقیل به مسجد و حرم این مکان به مدت هشتصد سال زیارتگاه عمومی شیعیان در کنار قبرستان بقیع بوده است طبق مدارک مسلم تاریخی گنبد و بارگاه حرم ائمه بقیع که از نظر استحکام و ارتفاع ظرافت و زیبایی بر همه قبه های موجود در بقیع تفوق داشته به مدت هشتصد سال سر بر آسمان می سوده و نظر مورخان و جهانگردان را به خود جلب می کرد طی این مدت حرم مطهر ائمه بقیع علیهم السلام بارها تعمیر و اصلاح شده است ازجمله بین سالهای 486 الی 496 ه.ق توسط وزیر برکیارق از سلاطین سلجوقی بنام مجدالملک ابوالفضل، در سال 519 ه.ق به دستور مسترشد بالله خلیفه عباسی، و در بین سالهای 623 الی 640 ه.ق به دستور مستنصر بالله خلیفه عباسی و در اوایل قرن 13 هجری به دستور سلطان محمود عثمانی تعمیر و گسترش یافت تا ااینکه وهابیان بر عربستان سلطه یافته ابتدا در طائف و مكه قبور جد و عموي پيامبر، خديجه همسر پيامبر و بسياري از اماكن مقدسه را ويران كردند. در ماه رمضان 1344 هـ . ق(86 سال قبل) وارد مدينه شدند و پس از گذشت چند روز در هشتم شوال گنبد و بارگاه ائمه معصومين ـ ع ـ در بقيع را به كلي منهدم كردند و از اين حرم و قبور به جز قطعه سنگهايي كه در اطراف قبور نصب كردند اثر و علامتي باقي نکذاشتند. تنها حرم مطهر پيامبر اسلام ـ ص ـ تخريب نشد. بعضي از نويسندگان وهابي می گویند «كه ما اين گنبد را به عنوان يكي از گنبدهاي مسجد ميشناسيم نه به عنوان گنبد و بارگاه حرم پيامبر.
يكي از جهانگردان غربي به نام مستر ريتر كه به فاصله كوتاه از ويراني اين حرم، بقيع را ديده، ويراني آنجا را چنين ترسيم ميكند: «چون وارد بقيع شدم، آنجا را همانند شهري ديدم كه زلزله شديدي در آن به وقوع پيوسته و به ويرانهاي مبدل ساخته است. زيرا در جاي جاي بقيع به جز قطعات سنگ و كلوخ به هم ريخته و تيرهاي چوب كهنه چيز ديگري نميتوان ديد. ولي اين ويرانيها و خرابيها نه در اثر وقوع زلزله و يا حادثه طبيعي بلكه با عزم و اراده انسانها به وجود آمده بود و همه آن گنبد و بارگاههاي زيبا و سفيدرنگ كه نشانگر قبور فرزندان و ياران پيامبر اسلام بود، با خاك يكسان گرديده است.»
ضریح ائمه در بقیع:
از نوشته های جهانگردان بر می آید که ائمه بقیع علاوه بر بارگاه و قبه دارای ضریحی بوده که توسط شیعیان خصوصا ایرانی ها ساخته و در آنجا نصب شده بود البته به دلیل اتصال قبور ائمه ـ ع ـ همه آنها در داخل يك ضريح و قبر عباس عموي پيامبر ـ ص ـ به علت فاصله آن با اين قبور داراي ضريح مستقل بوده است.درتاريخ براي اولين بار كه از صندوق قبور ائمه بقيع سخن به ميان آمده به وسيله جهانگرد معروف ابن جبير (متوفاي 614 هـ . ق) ميباشد. او ميگويد: «قبرشان بزرگ و از سطح زمين بلندتر و داراي ضريحي از چوب ميباشد كه بديعترين و زيباترين نمونه از نظر فن و هنر است و نقوشي برجسته از جنس مس بر روي آن ترسيم و ميخكوبيهايي به جالبترين شكل در آن تعبيه شده كه نماي آن را هرچه زيباتر و جالبتر نموده است» وعدهاي ازمورخین ديگر هم شبيه اين تعابير را به كار بردهاند. ازآنجايي كه اين ضريح از نظر ظاهري شبيه ضريح حرم كاظمين ـ ع ـدر عراق و عبدالعظيم حسني ـ ع ـدر ایران است ميتوان گفت به دستور مجدالملك ساخته شده است. همچنين دو ضريح ديگر نيز براي بقيع ساخته و نصب شده است كه سومين آنها تا زمان تخريب اين حرم پا برجا بوده است. مرحوم سيد محسن ميگويد: «در اصفهان ضريح ديگري از فولاد به صورتي ظريف و زيبا ساخته شد كه در قسمت بالاي آن اسماء حسني با آب طلا و خط زيبا ترسيم شده بود كه با سختي فراواني به جده منتقل و به خاطر ممانعت سران مدينه سه سال متوقف و با پرداخت مبالغ كلاني به مخالفان، در حرم نصب گرديد»
دلیل تخریب حرم و بارگاه ائمه بقیع چه بود؟
حجت الاسلام والمسلمين محمدصادق نجمي، پژوهشگر و مولف كتاب «تاريخ حرم ائمه بقيع» در این باره می گوید: پس از چندين قرن از ظهور خوارج يعني در آستانه قرن هشتم نمونهاي ديگر از اين انحرافات ظاهر گرديد. احمد بن تيميه در شام مطالبي را در مسايل مختلف اسلامي خلاف مسلمات اسلام و مخالف با فتاواي علما و پيشوايان به شكل سخنراني و مكتوب منتشر كرد. علما و دانشمندان از شام و مصر و بغداد در مخالفت با نظريات او به ميدان آمدند و به نقد عقايد او پرداختند. ابن تيميه پس از چند بار زنداني شدن در مصر و شام، سرانجام در سال 728 هـ . ق در زندان دمشق از دنيا رفت. وضع به همين منوال بود تا اينكه در قرن يازدهم، در نجد حجاز فردي به نام محمد بن عبدالوهاب پا به عرصه حيات گذاشت و پس از چهار قرن بار ديگر به ترويج و تبليغ عقايد ابن تيميه پرداخت. و به دلايلی باعث شد که ایشان در فعاليتهاي خود موفق شود. از جمله آنكه وي در شهر نجد به اظهار و نشر عقايد خود پرداخت كه مردم آن را افراد دور از تمدن و معارف تشكيل ميدادند فلذا مخالفتی از عقاید او در نجد نشد اما ابن تيميه در مركز معارف ديني در لبنان و سوریه قرار داشت فلذا علمای آنجا از ایشان مخالفت کرده و حتی او را به زندان انداخته بودند.
مهمترين فتاواي فقهي وهابيان حرمت سفر براي زيارت قبور پيامبران و صالحان و حرمت تبرك و توسل به آنان و ساختن حرم و بارگاه بر قبور آنهاست. بنابراين هرگونه توسل و تبرك جستن به ساحت پيامبران و ائمه اطهار شرك و كفر و بتپرستي محسوب ميشود. مرحوم آيت الله امين عاملي در كتاب خود پيرامون عقايد وهابيان مينويسد: «اعتقاد وهابيان درباره عموم مسلمانان اين است كه مسلمين پس از ايمان به كفر برگشتهاند و پس از توحيد به شرك گراییدهاند. زيرا آنان در دين بدعت گذاشتهاند و به جهت زيارت و تبرك جستن به انبياء و صالحين به كفر و شرك روي آوردهاند، لذا جنگ با آنان واجب و ريختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان حلال است» بر اين اساس بود كه آنها به هر جا و به هر شهر و دياري دست مييافتند قبل از هر چيز به تخريب مشاهد و بقاع متبركه ميپرداختند. در سال 1216 هـ . ق امير سعود با لشگري وارد شهر كربلا شد. تعداد بيست هزار نفر از اهالي كربلا و زوار كشته شدند و خزانه حرم و تمام تزئينات و جواهرات حرم از بین رفت.
ابن تیمیه( احمد بن عبدالحلیم بن تیمیه حرّانی )که بود؟
در ماه ربیع الاول سال 661 هجری قمری، کودکی در یکی از نقاط شام به نام (حرّان) دیده به جهان گشود و تا ۷ سالگی در آن سرزمین زندگی کرد ولی بخاطر حمله سپاه مغول خانواده ی وی مجبور به جلای وطن شد و رحل اقامت در شهر شام افکند. پدر او روحانی حنبلی مذهب بود که در عقاید و فقه از مذهب «احمد بن جنبل» پیروی می کرد از این جهت فرزند خود را به مدارس «حنابله» فرستاد تا فقه حنبلی را فرا گیرد. ابن تیمیه تا سال 698 هجری در شام بسان روحانی حنبلی می زیست او رساله ای بنام «الرسالة الحمویه» را در پاسخ پرسش مردم «حماة» که در صد و پنجاه کیلومتری دمشق قرار داشتند نوشت و عقاید خود را در ان آشکار نمود.عمده تمایزات اعتقادی او را با سایر علمای مسلمان میتوان به شرح زیر خلاصه نمود
١- حمل صفات خبری بر معانی لغوی:
در اصطلاح علم کلام، بخشی از صفات خدا را، صفات خبری می نامند. صفاتی که در قرآن و حدیث از آن خبر داده و خرد آن را درک نکرده است. مانند «وجه» و «ید» و «استواء بر عرش» و نظایر آنها که قسمتی از آنها در قرآن و برخی در حدیث نبوی وارد شده است.
شکی نیست که معانی لغوی این صفات، ملازم با جسمانی بودن است زیرا «وجه» به معنی صورت «ید» بمعنی دست و «استوا» به معنی استقرار و یا جلوس، از شوؤن موجودات امکانی است و خدای واجب الوجود، منزه از چنین معانی می باشد.
از این جهت همة طوائف اسلامی به با توجه به قرائنی که در سیاق آیات است، معانی خاصی برای این صفات مطرح می کنند، که با مراجعه به تفاسیر و کتابهای کلامی روشن می گردد. ولی شیخ الاسلام قرن هشتم یعنی ابن تیمیه،آنچه در این باره وارد شده را بر همان معانی لغوی و متداول عرفی حمل می نمود.
«یعنی خدا دست دارد - خدا صورت دارد و در عرش نشسته است و...»
۲- عدم تفاوت مقامات پیامبر اکرم (ص)و اولیاء با مردم عادی بعد از مرگ
بخش دوم تفکر او عادی جلوه دادن مقامات پیامبران و اولیای الهی است و اینکه آنان پس از مرگ کوچکترین تفاوتی با افراد عادی ندارند. روی این اساس می گوید: سفر برای زیارت پیامبرحرام وکیفیت زیارت پیامبر از کیفیت زیارت اهل قبور تجاوز نمی کند.همچنین هر نوع پناه و سایبان بر قبور حرام است. پس از درگذشت پیامبر هر گونه توسل به آن حضرت شرک است. سوگند به پیامبر و قرآن و یا سوگند دادن خدا، به آنها شرک است. برگزاری مراسم جشن و شادی در تولد پیامبران بدعت به شمار می رود.
٣- انکار فضایل اهل البیت (ع):
بخش سوم از مبانی فکری او را انکار فضایل مسلّم اهل بیت عصمت و طهارت که در صحاح و مسانید اهل سنت وارد شده، تشکیل می دهد . وی در کتاب خود به نام «منهاج السنه» احادیث صحیحی را که مربوط به مناقب علی (ع) و خاندان اوست انکار و همه را مجعول اعلام می کند.از باب نمونه می گوید:
١- نزول آیه: «انما ولیکم الله و رسوله» درباره علی (ع) دروغ است
۲- آیه «قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» درباره خاندان رسالت نازل نشده است
۴- مخالفت با مذاهب چهار گانه اهل سنت باب نکاح و طلاق
محمد بن عبدالوهاب نجدی که بود؟
شیخ محمد بن عبدالوهاب رئیس مذهب وهابی در قرن ١١ در نجد حجاز متولد شد. او ابتدا حنبلی مذهب بود ولی بعدها مذهب خود را مذهب ابن تیمیه قرار داد در حالیکه پدرش و برادرش هر دو از علمای حنبل بودند. او در نجد به اظهار و نشر عقاید خود پرداخت که مردم آن چندان از معارف اسلامی آشنا نبودند شاید بزرگترین علمای آن ناحیه شیخ عبدالوهاب پدر شیخ محمد و شیخ سلیمان برادر محمد بود که هر دو مخالف او بودند گر چه آنها هم بر علیه شیخ محمد برخواستند ولی چون نجدیان مردمی ساده و دارای ذهنی صاف و خالی و آماده پذیرش هر سخنی تازه بودند اطراف شیخ محمد بن عبدالوهاب را گرفتند و بدین صورت عقاید او در نجد گسترش یافت تا اینکه سر انجام اودر سال ١۲۰۶ هجری به بیماری سخت جزام مبتلا و و به دار باقی شتافت .
اعتقاد مذهبی او پیرامون قبور اینست که ساختن قبر و ساختمان اطراف آن و دعا و نماز در جنب قبور حرام است بلکه واجب است که آنها را نابود کرد و آثار آن را از میان برد حتی نسبت به قبر مقدس رسول اکرم (ص).او و پیروانش عقیده دارند که مشاهد مشرفه و قبوری که در آنجاست به منزله بت هستند بنا بر این تبرک به آثار انبیاء و اولیاء صدا زدن انبیاء و اولیاء بعد از مرگ استغاثه به اولیای خدا بعد از مرگ شفاعت خواستن از اولیا بعد ازمرگ قسم خوردن به غیرخدا مثل پیامبروکعبه نذربرپیامبرویا ولی برپایی جشن در اعیاد انبیاء و اولیاء بر پایی عزا در سوگ اولیا و مجالس فاتحه توسل به انبیا و اولیا حرام و شرک است.
التماس دعا- سید تیمور میرشفیعی لنگری هشتم شوال سال ۱۴۳۰
پاورقی:
-
ابن اثير ميگويد: «در لغت بقيع به محل وسيعي كه داراي درخت و يا ريشه درخت باشد، گفته ميشود و چون مكان بقيع پيش از آن داراي درخت غرقد و ريشههاي آن بود پس از قطع اين اشجار نيز با همان اسم معروف گرديد.»
-
در فضيلت بقيع حديثهاي متعددي از رسول خدا نقل گرديده است. از جمله در حديثي فرمودند: «از بقيع هفتاد هزار نفر كه صورتشان مانند ماه چهارده شبه است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت ميشوند.»
-
ابن نجار مدينهشناس معروف متوفاي 647 هـ . ق ميگويد: «بقيع داراي دو در بوده است كه يكي از آنها هميشه و در تمام ساعات روز به روي زائرين باز بوده است.»
-
سمهودي ميگويد: «پس از فوت ابراهيم فرزند رسول خدا ـ ص ـ آن حضرت به صحابه فرمودند ابراهيم را به سلف صالح ما عثمان(عثمان مظعون) لاحق كنيد و در كنار او به خاك بسپاريد.» او ميگويد پس از دفن شدن ابراهيم در بقيع، مردم مدينه علاقهمند شدند پيكر اقوام و عشيره خود را در آنجا دفن كنند و هر يك از قبايل مدينه درختان و ريشههاي بخشي از بقيع را قطع و زمين آن را براي همين منظور آماده نمودند
-
بارگاه بقيع دارای محراب بود زیرا سمهودي يكي از كتيبهها را در بالاي محراب ذکر می کند.
-
ابن شبه متوفاي 262 هـ . ق و از قديميترين مورخان و مدينهشناسان ميگويد: «عباس ابن عبدالمطلب در داخل خانه عقيل و در كنار قبر فاطمه بنت اسد دفن شده است.» اين جمله صريح را مورخ و مدينهشناس معروف سمهودي و احمد بن عبدالحميد نيز در كتاب خود نقل نمودهاند.
-
فرهاد ميرزا كه در سال 1292 هـ . ق به حج مشرف شده است، مينويسد: «تعمير بقعه مباركه در بقيع از سلطان محمودخان در سنه يكهزار و دويست و سي و چهار هجري به دست محمدعلي پاشاي مصري و به امر سلطان واقع شده است.»
-
امينالدوله در سفرنامه خود مينويسد: «يكشنبه يازدهم محرم 1316 هـ . ق هواي بقيع و زيارت ائمه هدي كردم. آنجا جز حاج صادق يزدي و يك ضعيفه كفشدار و يك سقا كسي نبود. كليددار، متولي و زيارتنامهخوان هنوز نيامده بودند»
-
در تاريخ براي اولين بار كه از صندوق قبور ائمه بقيع سخن به ميان آمده به وسيله جهانگرد معروف ابن جبير (متوفاي 614 هـ . ق) ميباشد. او ميگويد: «قبرشان بزرگ و از سطح زمين بلندتر و داراي ضريحي از چوب ميباشد كه بديعترين و زيباترين نمونه از نظر فن و هنر است و نقوشي برجسته از جنس مس بر روي آن ترسيم و ميخكوبيهايي به جالبترين شكل در آن تعبيه شده كه نماي آن را هرچه زيباتر و جالبتر نموده است».
-
ميرزا محمدحسين فراهاني كه در سال 1302 هـ . ق اين حرم شريف را زيارت كرده است، ميگويد: «چهار نفر از ائمه اثني عشر ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ است كه در بقعه بزرگي كه به صورت هشت ضلعي ساخته شده است واقعاند و اندرون و گنبد آن سفيدكاري است.»
-
ابن اثير در حوادث سال 495 هـ . ق ميگويد: «در اين سال امير مدينه منظور بن عماره حسيني دنيا را وداع گفت و او معماري را كه از اهالي قم بود و از سوي مجدالملك بلاساني براي ساختن قبه حسن بن علي و عباس عموي پيامبر در مدينه به سر ميبرد، به قتل رسانيد.»