نگاهی تازه درآموزش درس قرآن در نظام برنامه ریزی آموزش و پرورش
نگاهی تازه درآموزش درس قرآن در نظام برنامه ریزی آموزش وپرورش
سید تیمور میرشفیعی لنگری
مقدمه و بیان مسأله
آموزش درس قرآن در نظام آموزشی کشور ما نتوانست جایگاه واقعی خود را بیابد اگر چه بخشی از این عدم توفیق معلول سابقه آموزش و درس قرآن در دوره های مختلف نظام آموزش و پرورش کشورمان چه در قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب می باشد. اما به نظر می رسد هم معلمان نتوانستند آنگونه که شایسته آموزش درس قرآن است مهارت های لازم را در آموزش این درس کسب نمایند و هم دانش آموزان چندان خود را در یادگیری درس قرآن (روخوانی روانخوانی مفاهیم......) ملزم نمی دانند به عبارت دیگر بسیاری از دانش آموزان آنگونه که در آموزش سایر دروس توجه و علاقه نشان می دهند و در یادگیری آنها احساس نیاز می کنند در آموزش درس قرآن خود را نیازمند نمی دانند شاید به همین خاطر است که مقام معظم رهبری در دیدار فرهنگیان و معلمان به مناسبت روز معلم (در سال 1385) از این وضعیت گلایه داشته و فرمودند قرآن در آموزش و پرورش مهجور مانده است و ازهمه مهمتر فرمودند که انتظار می رفت در بعد از انقلاب در این خصوص کاری شود کارستان اگر چه کارهای صورت گرفت ولی انتظار جامعه اسلامی را بر آورده نکرده است.
براستی چه باید کرد؟ و ریشه های این مهجوریت را در کجا باید جست؟ به اعتقاد این جانب این مشکل را نه فقط در شیوه های آموزش درس قرآن و یا خدای نخواسته در کم کاری یا بی علاقگی معلمان قرآن می دانم بلکه موضوع فراتر از این ها بوده که به مواردی از آن به اختصار اشاره و پیشنهاد عملی و اجرایی خودم را که همیشه دغدغه اینجانب بوده به عنوان یک تکلیف شغلی به محضر برنامه ریزان درسی ارائه می نمایم و معتقدم چنانچه زمینه عملیاتی این پیشنهاد فراهم شود شاید بتوانیم قدمی به جلو جهت تحول در نظام آموزش قرآن برداریم آنگونه که شایسته نظام آموزشی و پرورشی نظام جمهوری اسلامی باشد.
ریشه ها و لایه های مشکل:
ü درس قرآن در آموزش و پرورش در عرض سایر دروس قرار گرفته و به عنوان یک محتوای آموزشی در کنار سایر محتوای آموزشی به عنوان یک درس مستقل تدریس می شود به عبارت دیگر همچنانکه لازم است دانش آموزان بنا به نیاز و ضرورت های روز جامعه دروس مانند ریاضی،فیزیک،جامعه شناسی،ادبیات و......... را بیاموزند لازم است درس قرآن را هم به عنوان یک درس مستقل بیاموزند اما غافل از اینکه قرآن به عنوان دستورالعمل جامع و فراگیر تأمین کننده سعادت بشریت باید در سر لوحه همه نیاز ها واقع شده و در تمامی کتب آموزشی (که هریک ناظر بر تأمین بخشی از نیازهای فردی و اجتماعی افراد است)مورد توجه قرار گیرد.
ü معلمان و دبيران درس قرآن بنا به دلایلی که خود جای بحث دارد غالبا نتوانستند جایگاه آموزش درس قرآن را حد اقل در حد سایر دروس تثبیت و یا ارتقاء بخشیده و ایجاد حساسیت نمایند شاید بعضی از معلمان خود باور ندارند درس قرآن حداقل همانند سایر دروس باید در سرنوشت تحصیلی آنان موثر باشد فلذا دانش آموزان نیز قرآن را جزء دروس ساده،کم اهمیت و نمره آور می نگرند.
ü سابقه آموزشی درس قرآن و نیز جایگاه درس قرآن در برنامه ریزی به گونه ای بود که دانش آموزان آموزش آن را در سرنوشت زندگی خود چندان موثر نمی دانند جدای از افرادی که به لحاظ عمق ایمان و ویژگی های تربیتی و خانوادگی با قرآن مأنوس بوده و به آموزش و یادگیری آن احساس نیاز می نمایند لیکن عمده دانش آموزان دانستن و یا ندانستن قرآن را چندان در ایجاد زندگی سعادتمندانه خود موثر نمی دانند. آنگونه که نسبت به آموزش دروسی مثل زبان،ریاضیات،ادبیات و ....احساس نیاز می نمایند خود را ملزم و نیازمند به یادگیری درس قران نمی دانند.
پیشنهاد:
برای ایجاد تحول در آموزش درس قرآن به گونه ای که بتواند ایجاد تغییر در رفتار دانش آموزان انجامیده (هدف آموزشی)و منجر به تربیت دینی شود و نیز بتواند در قلب و روح دانش آموزان به عنوان نسخه شفابخش زندگی در تحولات پیچیده علمی،سیاسی،اجتماعی و......جایگاه خود را باز نماید پیشنهاد می شود: کلیه منابع آموزشی مقاطع تحصیلی آموزش و پرورش مطابق جدولی که طراحی می شود تحلیل محتوا شده به شکلی که بتوان (اگر امکان دارد)هدف های رفتاری آنها را مشخص نموده یا مفاهیم مهم و اساسی آن را استخراج و لیست نموده و برای هر کدام از مفاهیم یا اهداف رفتاری کدهای در نظر گرفته شود سپس کمیته ای از متخصصان علوم قرآنی و مفاهیم مورد بحث با همکاری حوزه علمیه تشکیل تا آنان بتوانند آیات هریک از مفاهیم آموزشی متناسب با آن را استخراج و ضمن درج آیات مربوطه در مدخل بحث چند سطری (به فراخور و حداقل امکان مثلا در پنج سطر)به تناسب نیاز و اهمیت توضیح پیرامون آن بپردازند[1][1].
فواید این طرح:
با اجرای این طرح ضمن آنکه زمینه آموزش و یادگیری درس قران(روخوانی و روانخوانی) بطور غیر مستقیم برای همه دانش آموزان وفراهم میشود (حتی برای همکارانی که احتمالا آشنایی چندانی ندارند)موجب می گردد تا:
· قرآن در متن تمامی دروس جایگاه خود را پیدا نموده و فرصت آموزشی قرآن به منتهای خود میرسد.
· همچنانکه دانش آموزان ضرورت آموزش و یادگیری دروس مختلف را در زندگی کاملا احساس می کنند و در چنیین شرایطی وقتی ملاحظه نمایند آیات قرآن در متن تمامی دروس آمده است به خودی خود وارد متن زندگی آن ها نیز شده و به روشنی در می یابند که قرآن کتابی است جامع و تأمین کننده نیاز های زندگی
· زمینه آشنایی معلمان دروس مختلف به آموزش و یادگیری قرآن فراهم آمده و به حکم مسئولیت آموزشی که بر عهده دارند مجبورند در این خصوص نیز سطح علمی خود را بالاتر برده و چه بسا از جمع معلمان و همکاران نوابغی نیز بروز نمایند.
· آموزش درس قرآن در عرض سایر دروس قرار نگرفته بلکه همه امکانات آموزشی و تمام معلمان و دبیران خود را نیازمند به آن دانسته و درگیرش خواهند بود.
[1][1] هدف هر آموزش تغیر در رفتار است و نیز در زمینه آموزش مسائل دینی کارهای فراوانی انجام گرفته ولی به نظر می رسد در این میان تریت دینی مغفول مانده است