معلم پژوهنده: سيده مرضيه شجاعي لنگري

پيش گفتار :

هر ثانيه از زندگي ما در اين دنيا لحظه اي نو و استثنايي است . لحظه اي كه هرگز تكرار نمي شود … ما به فرزندانمان چه مي آموزيم ؟ اين كه دو به علاوه ي دو مي شود چهار و اين كه پاريس پايتخت فرانسه است و اين كه… پس در چه زماني بايد يادشان آوريم كه آنها چه كسي هستند ؟ ما بايد به تك تك آنها بگوييم : آيا مي داني چقدر با ارزشي ؟ شگفت انگيزي ، استثنايي هستي و در تمام سالهايي كه گذشت ، هيچ كودكي مانند تونبوده است و نخواهد بود . هيچ پايي ، بازويي و هيچ انگشت هنرمندي مثل حركات تو نبوده است . تو مي تواني شكسپير ، ميكل آنثر ، يا يك بتهون باشي . تو توان همه چيز را داري . بله تو شگفت انگيزي . تو بايد بكوشي و كار كني . همه ي ما بايد كاركنيم تا دنيا را براي فرزندانمان با ارزش بسازيم . ( پابلو كاساس )

 مقدمه :

مدتهاي طولاني دانش آموزاني را كه در يادگيري يك يا چند درس مشكلات جدي داشتند بااصطلاحات معلول ادركي ، آسيب ديده مغزي و آسيب ديده عصبي معرفي مي كردند . با توجه به يافته هاي جديد در مورد يادگيري ، در سال 1963 جمعي از متخصصين ، اصطلاح ناتوانيهاي يادگيري را جايگزين اصطلاحات قبل كردند از آنجا كه واژه ناتواني اصطلاحات ديگري مثل ناتواني جسمي يا ناتواني ذهني را تداعي مي كند ، يعني ناتوانيهايي كه تبديل به توانايي كامل نمي شوند ، اصطلاحي مايوس كننده مي نمايد و به نظر مي رسد اگر اصطلاح اختلالات يادگيري و يا مشكلات يادگيري به كار گرفته شود ، مناسب تر باشد . ( تبريزي ، 1380 ) به بسياري از اينگونه دانش آموزان متاسفانه بر چسب كودن ، كم ذهن ، عقب مانده و امثال آن زده مي شود كه هيچكدام صحيح نيستند و با قاطعيت مي توان گفت كه اگر اين مشكلات به موقع و به جا تشخيص داده شوند قابل درمان است ‍‍‍‍‍؛ افرادي چون آلبرت انيشتين نابغه رياضي ، توماس اديسون مخترع و نابغه امريكايي ، اگوست رودين مجسمه ساز بزرگ فرانسه ، لئوناردو داوينچي و بتهون همگي دچار اختلالات يادگيري بودند . ناتواني يادگيري در اندام ظاهري كودك آشكار نيست كودك مبتلا به اين وضع مي تواند داراي بدني قدرتمند ، چشماني قوي ، گوشهاي تيز و هوش بهنجار باشد ، در عين حال چنين كودكي در عملكرد ناتوان است . نارسايي او به همان اندازه واقعي است كه ناتواني پاي فلج . شمار دانش آموزاني كه اختلال يادگيري دارند بين 4 تا 12% گزارش شده است . اين تفاوت آماري بسته به تعريفي است كه از اصطلاح ناتواني يادگيري Diabilitiesof learning  ارائه شود . چنانچه تعريفي را در نظر بگيريم كه كمترين درصد را در برگيرد ، گوياي اتلاف چهارصد از رقم نجومي بودجه آموزش و پرورش كشور است . چنانچه از تعريف ناتوانيهاي يادگيري درمفهوم خاص آن عدول كنيم ، هر نوع مشكل اداراكي منجر به افت تحصيلي و كاهش ميزان پيشرفت تحصيلي را ، ناتواني يادگيري به حساب آوريم , تعداد دانش آموزان درگير اين مشكل ، درصد بسيار بالايي را به خود اختصاص خواهند داد . اينگونه مشكلات تنها به افت تحصيلي و اتلاف اقتصاد ملي پايان نمي پذيرد بلكه به سرزنش و تحقير دانش آموزان ، تشكيل خود پنداره ي ضعيف و كاهش عزت نفس آنان انجاميده و سلامت روانشان را به مخاطره مي اندازد و چه بسا به مكانيزمهاي دفاعي ناموفق كشانده شوند .اين مشكلات از دانش آموز و مدرسه به خانه و خانواده راه مي گشايد و اضطراب و ناخشنودي را در همه فضاي زندگي مي پراكند و حاصل اين همه ، آسيب سختي است كه به بهداشت رواني جامعه وارد مي شود .    ( تبريزي، آزمون پيشرفته اداراكي – بينايي فراستيك ، 1384 ) به همين منظور از سال 1373 از سوي وزارت آموزش و پرورش مراكز آموزشي و توانبخشي دانش آموزان دچار اختلالات يادگيري ايجاد گشت و در آن اينگونه دانش آموزان در كنار تحصيل در مدارس عادي براي رفع مشكلات خاص يادگيري از خدمات ويژه پاره وقت بهره مند مي شوند .    مطالعات و تحقيقات روانشناختي مبين اين نظريه است كه موفقيت هاي سال هاي اوليه تحصيلي نقش مهمي در پيشرفت فرد در مراحل بعدي زندگي دارد . بويژه اينكه اگر كودك در دوره ابتدايي با شكست تحصيلاترا آغاز كند خود پنداره او دچار مشكل شده و احساس ناارزشمندي كرده و از خود تصور منفي كسب خواهد كرد و اين خود ، ناتواني تحصيلي را براي كودك به همراه خواهد داشت . اين موضوع هميشه مورد توجه من در محيط كارم بوده است و تمام توانم را به كار مي گرفتم تا بتوانم با شناخت بيشتر از ويژگيهاي روحي , عاطفي دانش آموزانم ارتباط مناسب با آنها ايجاد نمايم زيرا به عقيده پژوهشگر اين از جمله ضروري ترين و اساسي ترين نياز هر معلم و مربي است تا بتواند در جان و روح متربي رسوخ كند و تغيير رفتار را كه از اهداف اساسي تعليم و تربيت است در او ايجاد نمايد .بنابراين طي 11 سال سابقه تدريس در آموزش و پرورش ابتدايي و با مدرك كارشناسي آموزش ابتدايي به مدت 2 سال است كه به عنوان آموزگار اختلالات يادگيري در مراكز اختلالات يادگيري فعاليت مي كنم . و فعاليت هايعلمي متعددي داشتم و در جشنواره هاي مختلف الگوهاي مناسب تدريس شركت كردم و حائز رتبه هاي منطقه اي ، استاني و كشوري شده ام در سال تحصيلي جاري ( 86 – 85 ) نيز در بخش اختلالات يادگيري رتبه اول جشنواره تدريس مرحله استاني را كسب نمودم و در سال تحصيل84 – 83 نيز طرح اقدام پژوهي اينجانب با عنوان چگونه توانستم با بكارگيري فنون ارتباطي سكوت ساناز را بشكنم ؟ به مرحله ي كشوري راه پيدا كردم . آنچه در پيش روي داريد پژوهش عملي ( اقدام پژوهي ) است كه در سال تحصيلي 86 – 85 انجام شده و از آنجا شروع شد كه متوجه شدم دانش آموز پايه دوم دبستاني كه من در آنجا معلم مرجع بودم داراي اختلال يادگيري است همينطور از نظر رفتاري نيز برخي رفتارهاي نابهنجار از خود بروز مي داد . تصميم گرفتم با بكار بستن روشهاي مناسب علت آن را پيدا كرده و مشكل يادگيري اورا برطرف نمايم .


 توصيف وضعيت موجود و بيان مسئله :

با آغاز سال تحصيلي 86 – 85 ابلاغ آموزگاري مركز آموزشي و توانبخشي مشكلات ويژه يادگيري پويا ( اختلالات يادگيري ) ناحيه يك ساري را گرفتم و به عنوان معلم مرجع در يكي از دبستانهاي ناحيه يك مشغول انجام وظيفه شدم كه به صورت شيفت ثابت صبح در مدرسه باشم و هر يك هفته با يك شيفت باشم . دبستان پسرانه صادقيه و دخترانه محدثه واقع در بلواركشاورز در حاشيه شهرساري واقع شده است اين دبستان در دو شيفت حدود 1100 دانش آموز دارد و حدود 80 پرسنل اعم از مدير – آموزگار -   معاونين  -  دبير ورزش و قرآن و خدمتگزار و …  دارد . تقريباً در هر شيفت هر پايه تحصيلي در 4 يا 5 كلاس مشغول تحصيل هستند وهر كلاس بين 20 تا 30 نفر دانش آموز دارد . همكارانيكه در اين دو مدرسه مشغول تدريس مي باشند از همكاران با تجربه و تحصيلكرده هستند . و اكثر دانش آموزان اين دو مدرسه از سطح اقتصادي و فرهنگي اجتماعي پائيني برخوردارند و اكثراً افرادي هستند كه از روستاها مهاجرت كردند و سرپرست خانواده كارگر و مادر خانه دار مي باشد . پس از نشان دادن ابلاغ خود به مديران در جلسه اي كه با آموزگاران داشتم به تعريف اختلالات يادگيري پرداختم , همچنين نشانه هايي از كودكاني كه دچار مشكلات ويژه يادگيري هستند را بيان كردم . و شرح وظيفه خود را بيان كردم و به آنها گفتم كه با توجه به شناخت آنها از دانش آموزان كلاس خود ، اگر دانش آموزي در يادگيري مشكل داشت را به بنده معرفي كنند طبق شرح وظيفه من بايد دانش آموز را به مركز خود ارجاع مي دادم وهمكاران مركز تست هوش مي گرفتند و بعد پرونده را به من مي دادند تا با توجه به مشكل كودك برايش طرح درمان بنويسم و هفته اي 2 جلسه يك ساعته با آن دانش آموز در مدرسه در اتاق كارم كار بازپروري را انجام دهم.( شرح وظيفه معلم مرجع پيوست است ) روزهاي اول مدرسه مراجع زيادي داشتم كه بعضاً بعضي از اوليا را مشاوره مي دادم و اگر دانش آموزاني نياز به تست هوش داشتند به مركز معرفي مي كردم . اوايل آبان ماه معلم پايه دوم شيفت پسران به اتاقم مراجعه كرد و چنين اظهاركرد علي دانش آموز كلاس من است اكنون حدود يك ماه است  كه با او كار مي كنم ولي اصلاً پيشرفت ندارد احساس مي كنم اختلال يادگيري دارد و … از ايشان خواستم علي را ببينم و ايشان هم قبول كردند . ساعت بعد وقتي علي به اتاقم آمد بلند شدم جلو رفتم و به او سلام كردم  م : سلام علي جان     علي : به من نگاه كرد و
گفت: سلام چون داخل اتاق من وسايل بازي ( بازبهاي فكري هوشي ) بود علي مشغول نگاه كردن به وسايل شد و بدون اينكه چيزي بگويد روي ميزم كه كارت هاي حافظه پومين بود را برداشت و شروع به پشت و رو كردن كارتها كرد . از معلمش خواستم ما را تنها بگذارد . گفتم : دوست داري با اين وسايل بازي كني ؟ علي گفت : بله در حين بازي با او صحبت كردم متوجه شدم بعضي از كلمات را خوب تلفظ نمي كند ( برخي حروف ) . گفتم : ميداني براي چه نزد من آمده اي گفت : نه   گفتم : در بعضي از درسها مشكل داري و نمي تواني كتاب بخوانيم را بخواني علي گفت : بله   گفتم : دوست داري به شما كمك كنم تا بتواني زيبا بخواني و بنويسي ؟   علي با تعجب گفت ولي من نمي توانم بخوانم و بنويسم . گفتم : علي جان تو مي تواني! من مطمئن هستم پس تو تلاش كن و من نيز كمكت مي كنم . از او خواستم تا جلسه آينده با مادرش بيايد علي نيز قبول كرد و با لبخند اتاقم را ترك كرد . علي پسري بود ريز نقش با چشمهاي بادامي شكل كه جاذبه خاصي در صورتش ديده مي شد . جلسه آينده وقتي مادرش نزد من آمد شروع كرد به ناليدن درباره علي از كارهاي منزلش گفت و از اينكه درسهايش خيلي ضعيف است و اصلاً نمي تواند چيزي بخواند وقتي كتاب را باز مي كند چون نمي تواند بخواند زود خسته مي شود از او خواستم راجه به علي بيشتر توضيح دهد و مادر اطلاعاتي را در اختيارم گذاشت ( در بخش گردآوري اطلاعات آورده شده )از مادرش خواستم با توجه به كارم اول بايد علي تست هوش بدهد مادر نيز قبول كرد و علي را براي انجام آزمون هوشي وكسلر به مركز اختلالات يادگيري پويا فرستادم . با توجه به اينكه از جمله اهداف اصلي آموزشي و پرورشي دوره ابتدايي – خواندن و نوشتن و حساب كردن و كسب مهارتهاي اجتماعي مي باشد احساس كردم كه علي با وجود چنين مساله و يا مشكلي نتواند اهداف فوق را كسب نمايد و همه تلاش دست اندركاران تعليم و تربيت در آموزش اين دانش آموز ابتر خواهد ماند بنابراين تصميم گرفتم قبل از پيچيده تر شدن مشكل نسبت به رفع آن با بكارگيري تمام ظرفيتهاي موجود مدرسه و بضاعت علمي و تجربي خود و آموزگارش تلاش نماييم تا دانش آموز بتواند همانند ساير دانش آموزان مهارت هاي لازم را در زمينه خواندن و نوشتن و مهارتهاي ارتباطي و اجتماعي كسب نمايد . بنابراين با خود انديشيدم چگونه مي توانم اختلال يادگيري و رفتاري علي را كاهش دهم و مهارت خواندن و نوشتن را در او تقويت كنم .

گردآوري اطلاعات 

با توجه به نوع مساله , جمع آوري اطلاعات نيازمند به روشهاي گوناگوني بوده كه به شرح زير دسته بندي مي شود .

الف : مصاحبه

1- مصاحبه با آموزگار علي كه اظهار كرد : « با توجه به اينكه مدت يك ماه از سال تحصيلي مي گذرد علي نمي تواند خوب املا بنويسد , وقتي مي خواهد متن كتاب را بخواند بعضي از كلمات را كه حفظ كرده يا از روي تصوير همان صفحه مي خواند , روخواني درس را هجا مي كند , بعضي از حروف چند شكلي را خوب
نمي شناسد . از نظر رفتاري هميشه در حال وول خوردن است . روي نيمكتش بند نمي شود. از نظر جسمي فكر مي كنم چشمش مشكل داشته باشد همچنين بعضي از كلمات را خوب تلفظ نمي كند كه به نظر مي رسد مشكل گفتاري داشته باشد

2- مصاحبه با مادر علي : طي مصاحبه اي كه با مادر علي داشتم او بيان كرد : علي فرزند اول من است يك برادر 7 ساله دارد كه در كلاس اول همين مدرسه درس مي خواند و مشكلي ندارد . من10 سال بچه نداشتم بعد خدا علي را به ما داد و من و پدرش سعي مي كرديم  چيزي كم نباشد و همه چيز براي بچه ها فراهم مي كرديم . هميشه مواظب آنها بوديم تا مشكلي برايشان پيش نيايد ولي علي در 2 سالگي از ارتفاع 2 متري به زمين افتاد وپس از آن يك شبانه روز در كما بود و بعد تا 6 سالگي حرف زدنش اصلاً واضح نبود، در حاليكه قبل از افتادن مي توانست تك كلمه را بگويد . علي دير به حرف آمد و دير راه افتاد ، در پايه اول هم از نظر درسي مشكل داشت ولي در منزل من و پدرش با او زياد كار
مي كرديم تا قبول شد و به كلاس دوم آمد . احساس مي كنم اصلاً نمي تواند بخواند و همين مساله باعث شده وقتي به كتاب نگاه مي كند زود آن را كنار مي گذارد . نمره ي املايش هميشه زير 10 است . هر شب كه املا دارد من با او زياد تمرين مي كنم . ولي نمي دانم چرا …  مادر گريه كرد و گفت خانم هر كاري كه بگوييد انجام مي دهم تا مشكل علي حل شود .

3- مصاحبه با مربي مركز ( كه تست هوش را انجام دادند ) :

با خانم پويان كه در مركز اختلالات يادگيري ارزيابي مشكل علي را بر عهده داشت صحبت كردم ايشان اظهار كردند : علي دانش آموزي است كه دچار اختلالات يادگيري است . تفاوت هوش بهر عملي و كلامي او حدود 16 نمره است . در مقياس هوش وكسلر در اطلاعات , رياضيات ، حافظه عددي ، تكميل تصاوير و تنظيم تصاوير ضعف زيادي دارد و نياز به برنامه باز پروري و درماني دارد . ( ضميمه موجود است )

4- مصاحبه با آموزگار سال گذشته ( پايه اول ) علي : به سراغ معلم سال گذشته علي رفتم و از او درباره كلاس اول علي سوال كردم او چنين گفت : سال گذشته من با علي خيلي مشكل داشتم متوجه گفته هايش نمي شدم , حركات اضافه زياد داشت و مرتب روي نيمكت اين طرف و آن طرف مي رفت , كمي لوس بود و با وابستگي كه به مادرش داشت و با توجه به تربيت خانوادگي دوست داشت هميشه همه حرف او را گوش كنند .

ب : پرسش نامه : وقتي دانش آموزي به مركز مراجعه مي كند توسط مدير مركز غربالگري انجام مي گيرد به اين ترتيب كه بعد از  صحبت با مادر ابتدا چند سوال مانند جهت ها -  تن آگاهي – خواندن يك متن ساده و نوشتن چند كلمه از دانش آموز توسط مدير انجام مي شود . سپس دانش آموز به يكي از آموزگاران مركز ارجاع مي شود شروع كار پرسشنامه اي را به همراه مادر تكميل مي كنيم كه اطلاعات خانوادگي و شخصي و سير رشد جسمي و حركتي و اطلاعات عمومي و رفتار ي كودك درآن ثبت شده است .با توجه به تكميل پرسشنامه عمومي باليني زير را بدست آوردم : ( ضميمه ) .

علي در يك خانواده 4 نفره به همراه پدر و مادر و برادر كوچكش زندگي مي كند تحصيلات پدر و مادر در حد راهنمايي و ابتدايي است . با مشكل خواندن ، املاء و رياضي به ما مراجعه كرد . در دوران بارداري مادر استراحت مطلق بود ولي مشكل روحي و عاطفي خاصي نداشت هنگام تولد همه چيز طبيعي بود . وضعيت كودك تا 6 ماهگي طبيعي بود از نظر وضع حركتي ( گردن گرفتن , نشستن سينه خيز رفتن – چهار دست و پا رفتن , …. ) مشكل خاصي نداشت فقط دير راه افتاد تا 5/3 سالگي داراي حساسيت كودكان بود كه تحت نظر پزشك بود . در 2سالگي از ارتفاع 2 متري به زمين افتاد و بيهوش شد و 24 ساعت بعد به هوش آمد بعد از پرت شدن تا 6 سالگي نمي توانست خوب حرف بزند و كلماتي كه مي گفت واضح نبود در دوره آمادگي نمي توانست شعرها و جملات را خوب تلفظ كند . از نظر رفتاري زود عصباني مي شود

- پرسشنامه تخصصي كه معلم مربوطه تكميل كرد . ( ضميمه )

پرسشنامه تخصصي ملاك هاي تشخيص خواندن و ملاك هاي تشخيص زبان گفتاري و تلفظ را معلمش تكميل كرد كه اطلاعات زير را بدست آورم : بعضي از حروف را نمي شناسد و در تركيب صامت و مصوت مشكل دارد بعضي از كلمات را درست تلفظ نمي كند. به هنگام خواندن به نكات دستوري توجه نمي كند . به صورت هجا كردن و كلمه كلمه
مي خواند و در معنا كردن و تفسير جملات ناتوان است بعضي از حروف را واژگون مي كند مثل ش به جاي س – نوك زباني حرف مي زند .حروف انتهاي كلمات صداي واضحي ندارد و بدون هيچ اشكال هوشي يا جسمي در گفتار او شكستن و از شكل انداختن صداي حروف وجود دارد ( گفتار كودكانه ) .

ج: مشاهده : با توجه به اطلاعات به دست آمده رفتارش را در ساعت ورزش زير نظر گرفتم مربي ورزش ايشان تمرينات حركتي جالبي مي داد با شور و شوق آنها را انجام مي داد در جمع بچه ها در گروه شركت مي كرد و دوست داشت با همه دوست باشد ولي نمي توانست خوب حرف بزند و همين باعث مي شد كمي مورد تمسخر بچه هاي ديگر قرار گيرد . همين طور يك روز به كلاس آنها رفتم و در حين صحبت با معلم رفتارش رامشاهده كردم : حركت زيادي از خود نشان مي داد سعي مي كرد خود را به زير ميز ببرد وسايلش را به زمين مي انداخت و مي گرفت و مرتب اجازه مي گرفت ( من روي ميز معلم نشستم و خود را مشغول انجام كاري كردم ) وقتي معلم خواست چند كلمه املا بگويد علي مرتب تكرارمي كرد با صداي بلند هجا مي كرد و از معلم مي خواست دوباره تكرار كند و با مشاهده اين رفتار ها فهميدم علي نياز به آموزشجداگانه انفرادي ( طرح LEP  ) دارد . بسياري از كودكان ناتوان در يادگيري , رفتارهاي حركتي شان , نمونه اي از رفتار هاي خاص كودكان كم سالتر است . شواهد اين مورد عبارتند از :   حركات زائد , هماهنگي ضعيف در فعاليت هاي حركتي , اشكال در هماهنگي حركتي ظريف , شناخت ناقص اندام ها , جهت يابي ضعيف و وضعيت جانبي تثبيت نشده . علي دائماً در كلاس , با انجام كارهايي نظير تكان دادن اشياء , بهم ريختن صندلي ها ،  انداختن مداد و كتاب براي ساير دوستان خود اسباب زحمت بود و بنظر فرد دست و پا چلفتي و ناراحتي مي آمد .
( فريار- رخشان 1379 )

د : بررسي اسناد و مدارك :

با توجه به پرسشنامه تكميل شده ( ضميمه ) و آزمون هوش آزماي وكسلر كه مجموعاً در 3 جلسه به پايان مي رسد متوجه شدم كه علي داراي هوشبهر تقريباً طبيعي بود هوشبهر كلامي او 16 واحد بيشتر از هوشبهر عملي وي مي باشد كه براي ما معني دار است و بايد بررسي شود . در خرده آزمونهاي اطلاعات , رياضيات و حافظه عددي و تكميل تصاوير و تنظيم تصاوير از حد ميانگين خويش پايين تر بوده كه با توجه به اين خرده آزمونها بايد برايش برنامه ريزي  شود . هنگام آزمون وكسلر سن كودك 8 سال و يك ماه و شش روز بود. هم چنين به گفتار درمان ارجاع شد كه كارشناس محترم اعلام كرد نيازي به جلسات گفتار درماني ندارد با توجه به وضع ظاهري چشم , كودك را به چشم پزشك ارجاع دادم كه پزشك اعلام كرد مشكل خاصي ندارد . با توجه به آزمون پيشرفت تحصيلي املا مشخص شد كه حروف چند شكلي را نمي شناسد .غلط هاي املا بيشتر از نوع دقت و حافظه ديداري و ضعف آموزشي مي باشد .( جدول ضميمه )( كتاب درمان اختلالات ديكته نويسي دكتر تبريزي ) در آزمون پيشرفت تحصيلي خواندن يك متن ساده غير درسي را نمي توانست بخواند . هجامي كرد تا كلمه بسازد .در آزمون بندر گشتالت از نظر رشد ادراك بصري – حركتي حدود 3 سال از سن واقعي خود عقب تر بود .

بررسي نمرات و چك ليست هاي كلاسش نشان مي داد در درسهايي كه بيشتر به خواندن مربوط است نمره پاييني كرده است .

هـ : مطالعه كتاب خانه اي :

با توجه به اينكه علي دانش آموزي با مشكلات ويژه يادگيري تشخيص داده شده بود نياز به مطالعه منابع مختلف داشتم تا بتوانم بهترين و آسانترين برنامه درماني و بازپروري را برايش طراحي كنم و اين برنامه بايد از تمرينات آسان به مشكل طراحي مي شد , همچنين در تمام قسمت ها بايد توانمندي و ميزان علاقه كودك را در نظر مي گرفتم بنابر اين به سراغ كتب مختلف از جمله مجموعه كتاب هاي درمان اختلالات رياضي و ديكته نويسي و خواندن آقاي دكتر تبريزي رفتم در اين كتاب ها با توجه به نوع مشكل كودك راهكار ارائه شد.

 ( ارائه راه حل ها )

همچنين كتاب مقياس هوشي تجديد نظر شده وكسلر تاليف سيما شهيم را خوب مطالعه كردم تا بتوانم آزمون وكسلر علي را خوب تفسير كنم .مجله تعليم و تربيت استثنايي كه هر 2ماه يكبار منتشر مي شود شامل جديد ترين مقالات و پژوهشها مي باشد با مطالعه اين مجلات هم در ريشه يابي مشكل علي و هم راه كارهاي ارائه شده ي آن استفاده كردم . از تمرينات كتاب هاي همه مي تونن زرنگ باشن و روان خواني و جزوات تمريني مختلف كه در مركز موجود است استفاده كردم.

راهنماي مقياس رشد حركتي لينكلن – اوزرتسكي را مطالعه كرده و از تمرينات آن نه براي تشخيص بلكه براي بازپروري استفاده كردم .مطالعه كتب مختلف از جمله ناتواني هاي يادگيري به تاليف اكبر فريار و فريدون رخشان و آزمون پيشرفته ي ادراكي – بينايي فراستيك تشخيص و درمان ترجمه دكتر مصطفي تبريزي و …… كه جهت تشخيص و درمان مشكل علي از آنها استفاده كردم .

با توجه به ارزيابي انجام شده و بر اساس مشاهدات و شواهد باليني و با استفاده از كتب مختلف ناتواني هاي يادگيري و تعبير و تفسير آزمونها مشكلات علي را مي توان بدين ترتيب خلاصه كرد :

1- ضعف در حافظه ديداري

2- ضعف در حافظه شنيداري

3- عدم توجه و دقت

4- ضعف در تشخيص كلمه هاي ديداري كه منجرشده بود به عادتهاي غلطي چون :
1) زياد حدس بزند , 2) بسيار آهسته بخواند , 3) پيوسته خط را گم كند .

5- صعف در هماهنگي ديداري – حركتي

6- مشكلات تحولي بالا سبب شده بود در خواندن دچار مشكل شده و به دنبال آن در نوشتن ( ديكته نويسي) و رياضيات نيز مشكلاتي داشته است .

 كليد واژه ها :

اختلالات يادگيري يا ناتواني يادگيري Learning Disability  

كودكان ناتوان در يادگيري , در يك ياچند فراگرد اساسي در ارتباط با فهميدن يا كاربرد زبان شفاهي يا كتبي ناتواني نشان مي دهند . تظاهرات اين ناتواني ممكن است به صورت اختلال در گوش دادن , فكر كردن , سخن گفتن , خواندن , نوشتن , هجي كردن ( املا ) يا حساب باشد . اين اختلالات را نتيجه ي شرايطي دانسته اند كه شامل نقائص ادراكي , ضايعه مغزي , اختلال جزئي در كاركرد مغز , نارساخواني , اختلال گويايي و غيره است . ناتواني يادگيري اين كودكان از نوع مشكلاتي نيست كه بدايتاً مربوط به بينايي , شنوايي , يا نقائص حركتي , عقب ماندگي ذهني , پريشاني عاطفي و يا كمبود امكانات محيطي باشد .( فرياد , رخشان , 1367 , ص 26 ) از نظر عملياتي يعني دانش آموز من با توجه به تعريف فوق داراي هوش طبيعي , حواس سالم ولي در خواندن و نوشتن و حساب كردن دچار مشكل جدي بود . بهره هوشي Intelligence  Quotient  بهره هوشي يا IQ  كه حاصل تقسيم سن عقلي به سن تقويمي ضرب در 100 مي باشد , انسان را قادر مي سازد كه ميان عملكرد هوشي كودكان در سنين مختلف , مقايسه مستقيمي به عمل آورد . ( منشي طولي( 1372 ) به نقل از نلسون وايزارائل 391 ) از نظر عملياتي يعني هوش بهر علي در مقياس وكسلر تقريباً يك انحراف استاندارد زير 100 بود كه داراي هوش طبيعي مي باشد و مركز آموزشي و توانبخشي مشكلات ويژه يادگيري :به مركزي اطلاق مي شود كه در آن دانش آموزان دچار مشكلات ويژه يادگيري در كنار تحصيل در مدارس عادي براي رفع مشكلات خاص يادگيري خود از خدمات ويژه پاره وقت بهره مند مي شوند . مانند : ارزيابي , تشخيص , مشاوره – طراحي و ارائه برنامه هاي آموزش و توانبخشي خاص هر دانش آموز .

غربالگري :

غربالگري آزموني غير رسمي است كه طي آن به يك سري از ويژگيهاي كودكان دست مي يابيم . به ويژگيهايي از قبيل اطلاعات عمومي اوليه , برتري جانبي , پي گيري از دستورات , حركت , تعادل كه معمولاً توسط مدير مركز انجام ميشود و سپس اگر لازم باشد دانش آموز به مربيان مركز ارجاع مي شود تا تست هاي تخصصي انجام شود .از نظر عملياتي  : يعني علي در آزمون غربالگري كه توسط مدير مركز انجام گرفت خوب پاسخگو نبود و نياز به بررسي هاي تخصصي داشت .

هوش طبيعي :

شامل هوشبهر 90 تا 109 مي باشد ( وكسلر , 1377 ,ص170 ) از نظر عملياتي يعني علي در اين آزمون نمره ي نزديك به هوش طبيعي را كسب كرد . 

  ادراك بينايي : visual PercePtion  از نظر لغوي يعني فراگردي است كه پس از دريافت محركات موجود بصري ، از طريق فعاليت هاي ذهني و مربوط ساختن آن به خاطرات و تجارب گذشته ، بالاخره به شناخت و تغير احساس حاصل از آن مي انجامد . ( فريار – رخشان ، 1379 )ادراك بينايي نقش مهمي در يادگيري هاي تحصيلي بويژه خواندن بازي مي كند . ادراك بينايي شامل : ادراك روابط فضايي مكاني ادراك وضع اشياء در فضا و مكان ) ، تميز بينايي
( توانايي تشخيص تفاوت يك شي از ديگر مثل ث و ت ) ، تميز نقش از زمينه ( تشخيص تصوير يك شي از زمينه ي محيي آن ) ، اكمال بصري ( بازشناسي شيء يا موردي كه كل محرك ارائه نگشته است مثل تصوير يك انسان كه پايش حذف شده باشد يا شكل مربع به صورت نقطه چين كه به صورت كامل درك مي شود . ) بازشناسي شيء ( توانايي بازشناسي ماهيت اشياء به هنگام مشاهده ي آنها ) . ( فريار، رخشان ، 1367 ص 172 تا 174 ) ازنظر عملياتي يعني دانش آموزم علي از ادراك بينايي ضعيفي برخوردار بود و اين ضعف در خواندن و املا كاملاً مشهود بود .

حافظه بينايي :توانايي به خاطر سپاري و به يادآوري مجدد يك كلمه و يا شي كه ديده است مي باشد . و ضعف آن در املا باعث مي شود كه كودك مثلاً حيله را هيله ، سطل را ستل ، بشقاب را بشغاب و … بنويسد . حافظه توالي بينايي و شنوايي ، توانايي به يادآوردن چند كلمه يا شي كه قبلاً ديده يا شنيده باشد . از نظر عملياتي يعني علي از حافظه بينايي خويش به خوبي نمي توانست استفاده كند و در خواندن و املا و حتي رياضي اين مشكل نمايان بود .

حافظه شنوايي Auditory Nemory   از نظر علمي : توانايي به خاطر سپاري و به يادآوري مجدد اطلاعات شنيده شده حافظه شنوايي گويند . و ضعف آن باعث مي شود كه در بسياري از مهارتهاي تحصيلي مشكلات يادگيري دارند . از نظر عملياتي : علي چون نمي توانست كلمات رادر حافظه شنوايي خود نگه دارد اغلب كلمات را چند بار تكرار و يا از معلمش مي پرسد و بعضاً كلمات را جا مي انداخت و كلمه بعدي را مي نوشت .

ادراك حس به حس : C ross Modality Perce Ption  از نظر لغوي به فراگرد عصبي درون مغز اطلاق مي شود كه طي آن انتقال اطلاعات دريافتي از طريق يك مسير درون داد حسي به نظام حسي ديگر صورت مي گيرد . اين فراگرد هم چنين با اصطلاحاتي نظير (( انتقال بين حسي )) ، ((انتقال مسير به مسير )) نيز بيان مي شود .در مورد بسياري از كودكان ، دشواري يادگيري يا به علت ناتواني در تحويل و تبديل اطلاعات از يك سو مسير ادراكي به مسير ادراكي ديگر است و يا ناتواني در يگانه سازي دو مسير ادراكي مي باشد . اكثر تكاليف تحصيلي مستلزم يك ادراك بين حسي و يا ادراك حس به حس است .( فريار ، رخشان ، 1367 ص 190 ) از نظز عملياتي يعني براي يادگيري مطالب بايد از ادراك حس به حس استفاده شود

تشخيص : Diagnosis  نظر اعلام شده درباره ي الگوي رفتاري يا عوارضي كه شخص ظاهر مي كند  و نشانگر اختلال يا بيماري معيني است .  ( ترجمه منشي طوسي ، 1372 )

 مقياس رشد حركتي لينكلن اوزرتسكي :مقياس رشد حركتي لينكلن اوزتسكي به منظور ارزيابي توانايي حركتي كودكان سنين 5 الي 14 سال طراحي شده است . اين مقياس به صورت انفرادي اجرا شده و داراي 36 ماده است و مهارتهاي حركتي گوناگوني را مانند مهارت انگشتان ، هماهنگي چشم و دست و فعاليت هاي عضلات بزرگ دستها ، بازوها ، پاها و تنه بدن را مورد بررسي و اندازه گيري قرار مي دهد . همانگونه كه از عنوان مشخص است اين مقياس يك شاخص حركتي است . اطلاعات موجود نشان مي دهد كه يك نوع شيب صعودي نسبتاً ثابت ولي تدريجي در سنين 5 تا 14 سال وجود دارد . اگر چه هدف اصلي اين مقياس ارزيابي رشد حركتي است ولي مي توان برخي خصوصيات كلي كودك را از قبيل رشد اجتماعي ، هيجان و جسماني كودك را نيز به دست آورد.

از نظر عملياتي : چون علي از نظز ديداري – حركتي و هماهنگي بين چشم و دست ضعيف بود . همچنين به عنوان تقويت مثبت از تمرينات اوزرتسكي براي درمان او استفاده كردم .

يادگيري : Learning  تغييرات نسبتاً پايداري است كه در رفتار بالقوه فرد بر اثر اكتسابات تجربي ايجاد مي شود .

از نظر عملياتي يعني : دانش آموزم دريادگيري مطالب درسي دچار مشكل ويژه بود .

پرسشنامه : Ouestionnaire  پرسشنامه عبارت است از مجموعه اي از سوالات كه به طور مناسب انتخاب و به دقت طراحي شده اند . پرسشنامه را به منظور بررسي عقايد ، ارزيابي خصلت هاي شخصيت يا به دست آوردن اطلاعاتي در مورد موضوع هايي معين درست مي كنند كه من جهت شناخت بيشتر دانش آموزم از پرسشنامه عمومي و اختصاصي استفاده كردم .

ارزيابي :    Assess   ment  ارزيابي عبارت است از جريان اندازه گيري و سنجش مهارت ها ، توانايي ها و محدوديت هاي كودك ، ارزيابي مستلزم جمع آوري و تفسير اطلاعات درباره ي كودك به عنوان مبناي براي آموزش وي مي باشد . شيوه هاي ارزيابي مورداستفاده در مدارس شامل آزمونها ، تكاليف و امتحانات مي باشد .

مقياس هوش آزماي وكسلر : Wechsler  Intellingence  Scale  For  children

wisc  مقياس هوش كودكان وكسلر يك آزمون هوش است كه توسط وكسلر در سال 1949 براي دامنه سني پنج تا 16 سال طراحي شده است . در اين مقياس دوازده زير آزمون وجو.د دارد كه يازده زير آزمون بازير آزمونهاي مقياس هوش بزرگشالان وكسلر موازي است . زير آزمون اضافي ، يك زير آزمون عملكردياست يعني مازها ، اين آزمون و نسخه بازنگري شده آن توسط روان شناسان تربيتي در كار ارزيابي كودكان با نيازهاي ويژه به طور گسترده اي مورد استفاده قرار گرفته است . زيرا الگوي نمره ها در زير آزمونهاي كلامي تشخيص مفيد است . ( شهيم – 1383 چاپ سوم )

آزمون ادراكي بينايي فراستيك : در اين آزمون توانايي كودك در ادراك بينايي مورد سنجش قرار مي گيرد . اين آزمون 5 مرحله دارد كه عبارتند از :

1- هماهنگي بينايي – حركتي – توانايي تطابق  يا هماهنگ سازي ديد با حركات دست و سا ديگر اعضاي دن .

2- اتدراك نقش – توانايي توجه به يك جنبه ديداري در حاليكه كل آن در رابطه با آن جنبه ادراك مي شود .

3- ثبات ادراكي . توانايي ادراك اشيا در شرتيط مختلف و جهات نمودي متفاوت است . مثلاً يك صندلي از هر زاويه و يا ديد نگريسته شود بايد ادراك ثابت و لا متغيري از آن در ذهن بوجود آيد .

4- ادراك وضع . ادراك يك شي در ارتباط با تغييرموقعيت آن نسبت به ناظر در فضا و مكان

5- ادراك روابط فضايي . توانايي ادراك وضعيت هاي دو. يا چند چيز در ارتباط با يكديگر. ( فريار – رخشان ، 1367 ص 174-175 ) از نظر عملياتي براي تقويت ادراك بينايي و هماهنگي هاي ديداري – حركتي از تمرينات ادراك بينايي فراستيك استفاده كردم . مقياس هوش آزماي وكسلر : از نظر عملياتي : يعني علي پس از انجام آزمون هوشي وكسلر در بخش كلامي نمره 95 و در بخش عملي نمره 79 را كسب كرده است . هوشبهر كل او در اين آزمون نمره 86 مي باشد .آزمون بندر – گشتالت : اين آزمون شامل 9 كارت اشكال هندسي ( نقطه ، خط خميده – خط شكسته بسته و … ) اين آزمون هم ادراك ديداري را مي سنجد و هم مشكلات عاطفي را نشان مي دهد . در مواردي وجود ضايعات مغزي را نيز نشان مي دهد . ( ضميمه ) از نظر عملياتي يعني علي در اين آزمون سن عقلي او حدود 7 سال تا 7 سال و 5 ماه بوده است يعني از نظر ادراك ديداري از گروه همسالان خود پايين تر است ( با توجه به اينكه سن تقويمي او 8 سال و 1 ماه و 20 روز بود . )پي گيري از دستورات : ( درك زباني ) چند جمله امري كه كودك به انها دسترسي داشته باشد را پشت سر هم تكرار مي كنيم و از كودك ميخواهيم كه بعد از اتمام دستورات آنها را انجام دهد . مثل در را باز كن ، مژه هايت را نشان بده ، مداد را روي ميز بگذار و بعد بپر … از نظر عملي در اين آزمون علي فقط مي توانست 2 دستور راانجام دهد ولي بقيه را به ياد نداشت يا در اجراي آزمونها توالي نداشت .  

  معلم مرجع : اين معلمان از كادر  آموزش و پرورش عادي مي باشند كه خدمات ويژه از قبيل ارزيابي ، تشخيص آموزش و توانبخشي دانش آموزان دچار مشكلات ويژه يادگيري را در كلاسهاي مرجع در مدارس عادي ارائه مي دهند . ( شرح وظايف معلم مرجع ) كلاس مرجع : به كلاسي اطلاق مي گردد كه در مدرسه عادي تشكيل مي شود. در اين كلاس معلم مرجعخدماتويژه از قبيل ارزيابي ، تشخيص ، آموزشي و توانبخشي دانش آموزان با مشكلات ويژه يادگيري را به صورت فردييا در گروههاي كوچك ( حداكثر 3 نفر ) ارائه مي دهد .

آموزش ويژه :   Special  education  اصطلاحي است كه نشانگر كوشش مربيان آموزشي در پداختن به مشكلات كودكان غير عادي است . ( منشي طوسي ، 1372 ص 674 ) از نظر عملياتي يعني دانش آموزاني مانند علي براي درمان مشكلات يادگيري نياز به آموزش ويژه و جداگانه دارند . 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید تیمور میرشفیعی لنگری در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ساعت 20:10 | لینک ثابت |