ضرورت تدوین سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش

       تعلیم و تربیت به عنوان ضروری ترین نیاز جوامع بشری همیشه مورد تاکید فرهیختگان و صاحبان اندیشه و خرد بوده است نوع نگاه و یا جهان بینی هر یک از راهبران فرهنگی جامعه (به عنوان مبانی تعلیم و تربیت) تعین کننده جهت کلی نظام فرهنگی و به دنبال آن قواعد و مقررات تعلیم و تربیت بوده است.

        آنچه امروزه از آن به عنوان فرهنگ نام برده می شود نظام‌ واره‌ای است از باورها و مفروضات اساسي، ارزش‌ها، آداب و الگوهای رفتاری ریشه‌دار و دیرپا و نمادها و مصنوعات که ادراکات، رفتار و مناسبات جامعه را جهت و شکل می‌دهد و هویت آن را می‌سازد که از آن به عنوان نظامنامه فرهنگی یاد می شود.[1]

     این نظام واره دارای چهار سطح است : سطح فرهنگی اسلامی و ملی ، فرهنگ عمومی ، فرهنگ تخصصی و فرهنگ حرفه ای که دوسطح اول آن از مسئولیت های مهم آموزش و پرورش  می باشد .[2]

     اساسا فلسفه وجودی آموزش و پرورش توسعه ، ترویج و نگهداشت دو سطح اول است. انقلاب اسلامی ایران که بالذات یک انقلاب فرهنگی بوده است در حقیقت به دنبال پایش فرهنگی جامعه از وضعیت موجود بوده است فرهنگی که اصالت چندانی با باورها و مفروضات اساسي، ارزش‌ها، آداب و الگوهای رفتاری ریشه‌دار و دیرپای مردم مسلمان و شیعی ایران اسلامی نداشته است. به عبارت دیگر مدیریت راهبردی فرهنگ[3] کشور در آن روزگار به دلیل وابستگی شدید به دنیای غرب در رهیافت های مهندسی فرهنگی دچار اشتباه شده و به مقتضیات اسلامی این کشور توجهی نداشته است  و این موضوع موجب شده است تا ملت خود راسا نظام نامه فرهنگی شاهنشاهی را پشت پا زده و در یک اقدام انقلابی دست به پایش فرهنگی بزنند. انتظار می رفت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تثبیت آن ، مدیریت راهبردی فرهنگی کشور در پاسخ به مطالبات فرهنگی مردم به عنوان اصلی ترین مطالبات اقدام به تدوین نظام نامه فرهنگی نمایند که سر انجام با تذکرات مکرر مقام معظم رهبری و تحت هدایت و حمایت معظم له ، این نظام نامه (نظام نامه تدوین نقشه مهندسی فرهنگی) توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1388 تصویب شده است. به دنبال آن آموزش و پرورش به عنوان موثرترین نهاد تعلیم و تربیت در توسعه و ترویج و نگهداشت فرهنگی اسلامی و ایرانی نیازمند به نقشه راه در اجرای فعالیت های تربیتی بوده است. براي اين كه معلم و مربي ، تعليم و تربيت را آغاز نمايند در ابتدا بايسته است هدف از تعليم و تربيت براي آنان مشخص باشد و بدانند كه چگونه انسانها را تربيت كنند و در اين صورت چه تغييراتي بايد حاصل گردد تا با طرح‌ريزي و روش خردمندانه به اجرا بپردازند. زیرا این آموزش و پرورش است که می تواند مقصد و هدف انسانها را براي نيل به آرمان‌ها به تكاپو و تلاش وادار مي‌سازد و محرك و مشوق دانش آموز در فعاليت و راهنماي او در انتخاب مسير و حركت ‌باشد. پس اقدام بدون غرض خاص به نتيجه نخواهد رسيد و تعيين هدف در ابتداي تعليم و تربيت انسان را در انتخاب جهت حركت و روش‌هاي رسيدن به مقصود ياري مي‌نمايد. بر این اساس شورای انقلاب فرهنگی بر اساس ماده شانزده[4] نظامنامه تدوین نقشه مهندسی فرهنگی مبانی 5 گانه[5] و اصول 18 گانه[6] فلسفه آموزش و پرورش در کشور جمهوری اسلامی ایران را مشخص و به دنبال آن انواع تربیت[7] تربیت با توجه به حیثیت ها و شوون حیات آدمی[8] ، ارکان تربیت[9] ، عوامل سهیم و موثر بر فرایند تربیت[10] ،مقتضیات تربیت[11] ، موانع تربیت[12] و به اتکا همه آن ها سند تحول بنیادین را تدوین و ابلاغ نموده است در این سند به دو گروه مفاهیم کلیدی و اساسی تاکید شده است که دانستن و فهم درست آن برای آحاد فرهنگیان ضرورت دوچندان دارد این مفاهیم عبارتند از:گروه اول:حیات طیبه،نظام معیار اسلامی ،هویت، جامعه صالح، موقعیت

گروه دوم: فرایند،تعامل، مربیان،متربیان زمینه سازی هدایت، آماده شدن، کسب شایستگی های لازم

     برای دستیابی به تعاریف هریک از گروه اول نیازمند به اقدامات حکیمانه از طرف مدیران ، معلمان ، مربیان ، کارکنان اداری اجرایی مدرسه و ... می باشد. اقدام حکیمانه نیازمند به نیروی انسانی اندیشمند و فکوری[13] می باشد که با کسب شایستگی[14] و داشتن برنامه و طرح از پیش تعین شده به راهنمایی و هدایت متربیان با هدف تسهیل شرایط در دستیابی به حیات طیبه[15] می پردازد.   

    در مقدمه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش آمده است: تحقق ارزش‌ها و آرمان‌های متعالی انقلاب اسلامی مستلزم تلاش همه‌جانبه در تمام ابعاد فرهنگی، علمی، اجتماعی و اقتصادی است. احراز عرصه تعلیم و تربیت از مهمترین زیرساخت‌های تعالی پیشرفت همه‌جانبه کشور و ابزار جدی برای ارتقاء سرمایه انسانی شایسته کشور در عرصه‌های مختلف است. به این ترتیب تحقق آرمان‌های متعالی انقلاب اسلامی ایران مانند احیای تمدن عظیم اسلامی، حضور سازنده، فعال و پیشرو در میان ملت‌ها و کسب آمادگی برای برقراری عدالت و معنویت در جهان در گرو تربیت انسان‌های عالم متقی و آزاده و اخلاقی است. تعلیم و تربیتی که تحقق بخش حیات طیبه، جامعه عدل جهانی و تمدن اسلامی ایرانی باشد در پرتو چنین سرمایه انسانی متعالی است که جامعه بشری آمادگی تحقق حکومت جهانی انسان کامل را یافته و در سایه چنین حکومتی ظرفیت و استعدادهای بشر به شکوفایی و کمال خواهد رسید

امروز از مهمترین وظایف مدیران مدارس تلاش در جهت تدوین برنامه های اجرایی ، استقرار و پیاده سازی سند تحول بنیادین می باشد. مجموعه پیش روی به عنوان نمونه و الگوی از مجموعه فعالیتها و اقدامات برنامه ای ، هوشمندانه ، یکپارچه ، از قبل تعین شده و قابل ارزیابی می باشد.نکات زیردر تنظیم این مجموعه مطمح نظر بوده است:

1-      آموزش و پرورش تا قبل از تدوین سند تحول بنیادین فاقد فلسفه ای مدون با خصوصیات اسلامی و ایرانی بوده است نداشتن چنین فلسفه ای مدون و مورد توافق ، نوعی ناسازواری ( حتی تعارض ) درونی را در مجموع سیاست ها و برنامه های نظام تربیت رسمی و عمومی بوجود آورده بود اکنون نه تنها فلسفه ی تربیت در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی مشخص شده است بلکه راهکار های اجرای آن نیز تحت عنوان سند تحول بنیادین تعریف شده است در چنین شرایطی این مدیران اجرایی به و یژه مدیران مدارس هستند که باید با ابتکار و خلاقیتی که از خود نشان می دهند اقدامات اجرایی معطوف به راهکار های مندرج در سند را شناسایی و برنامه های اجرایی هر یک از آن را دقیق و هماهنگ تدارک به بینند.

2-      هدف از تدوین اقدامات اجرایی این است که دقیقا بدانیم که می خواهیم چه کاری و برای چه منظوری انجام دهیم؟ این همان چیزی است که از آن به عنوان برنامه یاد می کنیم ، آنچه در این مجموعه تحت عنوان اقدامات اجرایی آمده است مجموعه وظایفی است که پرسنل مدرسه متعهد به اجرای آن بوده و هستند آنچه مهم است رصد کردن این اقدامات به اینکه کدام اقدام و چرا و با چه شرایطی و چگونه و به منظور دستیابی به کدام راهکار مندرج در سند تحول بنیادین باید انجام پذیرد. در واقع تفکر برنامه ای ما را بر آن خواهد داشت تا توضیح روشنی از آنچه را که انجام می دهیم داشته باشیم و از اقدامات غیر ضرور که بعضا از سر عادت صورت می پذیرد و یا هدف تعریف شده ای برای آن در نظر گرفته نشده است جدا خود داری شود. داشتن اتاق فکر (شورای معلمان و یا دیگر جلسات مصرح در آیین نامه اجرایی مدارس) و مشورت و هم اندیشی با صاحبان خرد (خانواده ، فارغ التحصیلان صاحب نام آن مدرسه یا محله و .. ) و قوام بخشی تصمیمات در تدوین و اجرای هر اقدامی ، امری بسیار لازم و ضروری می باشد. و این موضوع مورد تاکید بوده و در ارزیابی فعالیت های مدیر ملاک عمل قرار خواهد گرفت.

3-      اقدامات اجرایی هر یک از مولفه های مورد اشاره در این مجموعه همه آن چیزی نیستند که باید به اجرا گذاشته شود بلکه آنچه اقتضای تربیت دانش آموزان می باشد می بایست مد نظر مدرسه قرار گیرد. این اقتضا ، به حسب ویژگی های دانش آموزان و امکانات و ظرفیتهای مدرسه و محیط پیرامون مدرسه و خانواده متفاوت خواهد بود. بر این اساس نوع اقدامات به لحاظ کمی و کیفی برای هر مدرسه متفاوت خواهد بود. ممکن است اقدامات اجرایی مندرج در این مجموعه برای هریک از مولفه های در نظر گرفته شده برای مدرسه خاص کفایت لازم را نداشته باشد و یا قابلیت اجرایی همه آن ها فراهم نباشد. هدف اجرای درست ماموریت خطیر تربیت دانش آموزان است که باید با تدبیر فعالان عرصه تربیت در مدرسه به ویژه مدیر در راستای سند تحول بنیادین  به مرحله اجرا در آید.

4-      باید شرایط و بستر لازم را در اجرای هریک از اقدامات فراهم نمود. بدیهی است در اجرای هریک از اقدامات ، اهداف جزئی مورد نظر ، تعریف دقیق مساله و اقدام ، شرایط فعلی ، شرایط مورد نظر (وضعیت مطلوب) زمان مورد نیاز ، امکانات و تجهیزات مورد نیاز و نحوه تامین آن ، نیروی انسانی مورد نیاز و اعتبار مربوط به آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در در قالب یک برنامه مدون و فرم مشخص درج گردد.

5-      برای هر اقدام اجرایی فرم نظارت متناسب به آن طراحی تا با کنترل نحوه اجراء هریک از اقدامات اجرایی بتوان  اطلاعات لازم را در توصیف شرایط موجود در هر لحظه فراهم آورد.

6-      با توجه به تعمیم فعالیت های تربیتی نسبت به توزیع وظایف و درگیر نمودن آحاد فرهنگیان مدرسه و اولیاء اهتمام ویژه صورت گیرد مدیران مدارس و معاونین پرورشی مدارس با سپردن امور مربوط به تربیت دانش آموزان به همکاران ، امر تربیت در مدرسه را مدیریت نمایند.


[1]  نظام‌نامه به عنوان منطق و چارچوب توليد نقشۀ مهندسي فرهنگي كشور، مجموعه‌اي منسجم و به هم پيوسته ‌است شامل مباني، اصول،رويكردها،ساختارها، فرايندها و قواعد و ضوابط حاكم بر طراحي و تدوين نقشه ؛با هدف ايجاد بينش و درك مشترك و يكپارچه از فلسفه، هدف، مختصات، روش‌شناسي طراحي و تدوين و راهبري نقشۀ مهندسي فرهنگي كشور؛

[2]  نظامنامه نقشۀ مهندسي فرهنگي كشور

[3]  براساس ماده 56 و 57 و 58 نظامنامه نقشه مهندسی فرهنگی کشور وظیفۀ نظام مديريت راهبردي فرهنگي کشور، سياستگذاري، هدفگذاري، سازماندهي و هماهنگي، هدايت و راهبري و رصد و ارزيابي فرهنگي كشور است. این نظام شامل كليه نهادها، دستگاه‌ها و مراجعی است که تحقق وظايف قانونی و از جمله مهندسی فرهنگی کشور را عهده‌دارند. شوراي عالي انقلاب فرهنگي، عهده‌دار مدیریت راهبردي فرهنگ كشور و مسئول تدوين، تصويب يا پيشنهاد سياست‌ها و راهبردهاي كلي فرهنگي است. شوراي عالي انقلاب فرهنگي عهده‌دار طراحي و تدوين، استقرار، نظارت و ارزيابي و به‌روز رساني نقشۀ مهندسي فرهنگي كشور است.

 [4]   قرآن و سنت پيامبر(ص) و سیره معصومين(ع)فرهنگ و هويت اسلامي- ايراني؛رهنمودها و آثار حضرت امام خميني(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامي؛

[5]   مبانی هستی شناختی ،مبانی  انسان شناختی ،مبانی معرفت شناختی ،مبانی ارزش  ومبانی دین شناختی

[6]  انطباق با نظام معیار اسلامی ، الویت تربیت اعتقادی ،عبادی، اخلاقی ، ارتباط با خداوند وتکیه بر تدابیر ربوبی او ، تدریج و تعالی مرتبتی ، عقل ورزی ، اعتدال ، سندیت ومرجعیت مربیان ، حفظ وارتقای ازادی متربیان ، حفظ وارتقای کرامت ، عدالت تربیتی ، یکپارچگی وانسجام ، پویایی وانعطاف پذیری (ضمن حفظ اصول) ، تعامل همه جانبه ، مشارکت وهماهنگی ، پاسخگویی ونظارت ، تقدم مصالح تربیتی ، توجه به فرهنگ وتمدن اسلامی  ، اینده نگری

[7] انواع تربیت با توجه به جنسیت ها یا شئون حیات ادمی ، انواع تربیت با توجه به مراحل رشد ، انواع تربیت با توجه به میزان ونحوه  ، انواع تربیت با توجه به نحوه حضور متربیان ،انواع تربیت با توجه به نوع ساماندهی واعتبار قانونی

[8]  انواع تربیت با توجه به جنسیت ها یا شئون حیات ادمی عبارت است از  تربیت اعتقادی ،عبادی،اخلاقی ، تربیت زیستی وبدنی ، تربیت اجتماعی وسیاسی ، تربیت اقتصادی وحرفه ای ، تربیت علمی وفناوری  ، تربیت زیبا شناختی

[9] خانواده- حکومت- رسانه- نهاد ها وسازمان های غیر دولتی

[10] نهاد سیاست ، نهاد دین ، نهاد فرهنگ، نهاد خانواده، نهاد جامعه محلی، نهاد مدنی، نهاد اقتصادی، نهاد تامین خدمات عمومی ورفاه اجتماعی ،نهاد سلامت وتندرستی

[11] مقتضیات تربیت عبارتند از :تادیب، تعلیم، تزکیه، تبیین، تذکر وموعظه، انذار وتبشیر،پرسش وپاسخ ، امر به معروف ونهی از منکر ،تشویق وتنبیه،ابتلا وازمایش

[12]  موانع تربیت عبارتند از دنیا طلبی وهوای نفس ، حاکمیت رذائل اخلاقی نظیر لجاجت ، تعصب ،تکبر، غروروخود رای بودن ، فقر اقتصادی ،کمبود وسایل ضروری معاش ، احساس بی نیازی وخود کفایی ، حکومت طاغوت رهبران غیر الهی ومشرکان وظالمان بر جانعه ، غلبه وسوسه شیطان وفکر وخیال باطل بر فضای ذهن واندیشه ، وجود شبهات فکری وعقیدتی ، غفلت از یاد خدا ، استفاده از غذا واموال حرام ، دسترسی (مطلق وبیحصر)به وسایل ترویج فساد وفحشا ، حضور انفعالی در محیط آلوده

[13] مدیران و کارگزان در اجرای فعالیت ها چند گونه اند: سنت گرا ، آزمایش گرا ، بوروکرات ، تکنو کرات ، تابع شرایط و مقتضیات و میران و کارگزاران فکور

[14] مجموعه ای ترکیبی از صفات و توانمندی های فردی و جمعی ناظر به همه جنبه های هویت (عقلانی ، عاطفی ، ارادی و عملی) و نیز تمام مولفه های جامعه بر اساس نظام معیار اسلامی است که متربیان برای دستیابی به مراتب حیات طیبه برای درک موقعیت خود و دیگران و عمل فردی و جمعی برای بهیود مستمر آن ، باید این گونه صفات و توانمندی ها را کسب کنند.

[15] تعبیر "حیات طیبه" در قرآن مجید تنها در سوره نحل آیه 97 آمده است.در این آیه می خوانیم:" مَنْ عَمِلَ صلِحاً مِّن ذَکرٍ أَوْ أُنثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوةً طیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسنِ مَا کانُوا یَعْمَلُونَ‏‏" یعنی: هر کس عمل صالح انجام دهد در حالی که مومن است، خواه مرد باشد یا زن، به او حیات پاکیزه می بخشیم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام دادند، خواهیم داد. سند تحول بنیادین حیات طیبه را اینگونه معرفی کرده است     وضع مطلوب زندگی بشر در همه ابعاد و مراتب براساس نظام معیار اسلامی (مبانی و ارزشهای مقبول دین الهی) است که تحقق آن باعث دستیابی به غایت زندگی یعنی قرب الی الله خواهد شد.اینگونه زندگانی مستلزم ارتباط آگاهانه و اختیاری با حقیقت هستی و تشدید رابطه با او در همه شئون فردی و اجتماعی زندگی است که باید بر اساس انتخاب و التزام آگاهانه و آزادانه نظام معیار مناسب با دین اسلام باشد. بنا بر این ، یکی از مشخصات اصلی حیات طیبه ،تکیه بر ارزش غایی زندگی –قرب الالله-و نظام معیار متناسب با آن یعنی مبانی و ارزشهای مقبول دین اسلام است.زیرا با توجه به لزوم پذیرش ربوبیت خداوند متعال ،بعنوان یگانه رب حقیقی جهان و انسان ،این نظام معیار ،جهت اساسی نحوه تحقق حیات طیبه را در همه مراتب و ابعاد آن مشخص می نماید .بنا بر این انتخاب و التزام آگاهانه و آزادانه نظام معیار ربوبی و انطباق همه ابعاد زندگی با این نظام(تقوا)،وجه تمایز اساسی حیات طیبه از زندگی غیر دینی (=سکولار ) رایج محسوب می شود که نقطه اوج و حقیقت آن در جامعه جهانی مهدوی محقق می گردد.

نوشته شده توسط سید تیمور میرشفیعی لنگری در چهارشنبه پنجم مهر 1391 ساعت 15:42 | لینک ثابت |